دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٦٣
ملّت محكوم به اين است كه تا آخر نتواند و اين اساس نقشههايى بوده است كه براى ملل ضعيف دنيا قدرتهاى بزرگ كشيدهاند و قلمفرسايانى كه در راه آنها قلمفرسايى مىكردند و غربزدگانى كه وابسته به آنها بودند اين مطلب را به طور وسيع تبليغ كردند، به طورى كه اين ممالك باورشان آمده بود كه هيچ كارى از آنها ساخته نيست و هيچ امرى از امور كشورى و لشكرى و صنعت و ساير امورى كه در تمدن بشر دخالت دارد از عهده اينها ساخته نيست و بايد از غرب و از قدرتهاى اينها تبعيت كنند، لشكرشان مستشار لازم دارد و كشورشان مدبّر، اين باور مادامى كه در كشورهاى جهان و كشورهاى مستضعف هست براى خاطر همين باور تا آخر مبتلا و وابسته هستند. «١» شما اگر چنانچه باورتان باشد كه نمىتوانيد صنعت بكنيد و نمىتوانيد صنايع بزرگ و كوچك را و چيزهايى كه احتياج به غرب بوده است، خودتان آنها را درست بكنيد، تا اين باور هست نمىتوانيد كه انجام بدهيد. اول بايد خودتان را درست كنيد، اول بايد باورتان بيايد كه ما هم انسانيم، ما هم قدرت تفكر داريم، ما هم قدرت صنعت داريم، اين قدرت در همه افراد بشر به قوه هست اگر اين باور براى شما پيدا شد و اين تجربهاى كه در اين دو سال شماها پيدا كرديد و ديديد كه آن حرفهايى كه گفته مىشده است تبليغات بوده است و مسائل آن طور نبوده است، اين تبليغات بوده است كه در مقابل قدرتهاى بزرگ نمىشود نفس كشيد و بايد تسليم قدرتهاى بزرگ شد شما خودتان مىتوانيد در عين حالى كه قدرت نظامىتان مثل آنها نيست و قدرت صنعتىتان مثل آنها نيست لكن مىتوانيد ايستادگى كنيد و يك ملّت وقتى يك مطلب را باور كرد كه مىتواند انجام بدهد، انجام خواهد داد اگر چنانچه شما ملاحظه مىكنيد كه در اين دو سال در كشور ما صنعتهاى زيادى كه آنها انجام مىدادند خودشان انجام مىدهند و باورتان باشد كه خود ما هم مىتوانيم صنعتى داشته باشيم و مىتوانيم ابتكارى داشته باشيم همين باور توانايى، شما را توانا مىكند.
اساس، اين باور است كه آنها از ما گرفته بودند، آنها ما را از همه چيز تهى كرده بودند