دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٦١
خودكفايى نظامى اعتماد به نفس وقتى يك ملّتى ديد كه از خارج همه چيزش دارد اداره مىشود و ديگر احتياج ندارد، اين به فكر اين نمىافتد كه خودش احتياجش را رفع كند وقتى اين احساس پيدا شد در يك ملّتى كه من خودم بايد هر چيز مىخواهم تهيه كنم، ديگران به من نمىدهند، اين احساس اگر پيدا شد، مغزها به راه مىافتد و متخصص در هر رشتهاى پيدا مىشود و بازوهايى كه هر عملى را مىتوانند انجام بدهند به كار مىافتند چنانكه مىبينيد كه بسيارى از كارخانهها را خودشان راه انداختهاند. در تلويزيون هم گاهى ديده مىشود كه خود آنها راه انداختهاند و يا ابتكاراتى كردهاند اينها.
اين ابتكارات از بركات اين محاصره اقتصادى بود ... اين محاصره اقتصادى را كه خيلى از آن مىترسند من يك هديهاى مىدانم براى كشور خودمان، براى اين كه محاصره اقتصادى معنىاش اين است كه مايحتاج را به ما نمىدهند، وقتى كه مايحتاج را به ما ندادند خودمان مىرويم دنبالش. ممكن است يك ده سالى زحمت بكشيم، ده سالى گرفتارى داشته باشيم، اما نتيجه آخرش اين است كه بعد از ده سال خودمان هستيم. ديگر احتياج به اين كه دست دراز كنيم طرف اين مؤسسه يا آن مؤسسه يا آن كشور و اين كشور، محتاج به اين نيستيم. «١» اطمينان داشته باشيد كه اگر بخواهيد، مىشود و اگر بيدار بشويد، شما مىخواهيد. شما بيدار بشويد و بفهميد اين معنا را كه نژاد ژرمن از نژاد آريا بالاتر نيست و غربىها از ما بالاتر نيستند، زودتر كار راه انداختند، مشغول بشويد و كار را انجام بدهيد. ژاپن همين معنا را مبتلا بود و بعد بيدار شد و اراده كرد و شد يك مملكت صنعتى كه الان صنعت او مقابله مىكند با آمريكا.