دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٣٥
اسلامى به كارآيى خود هر چه بيشتر بيفزايد. بالاخره يك روز بايد در درياها و سواحل كشور اسلامى آن نيرويى متمركز شود كه دزدان دريايى كه زير نام ارتشها از اكناف عالم به اين مناطق آمدهاند و مزاحم ملّت هاى اين منطقه شدهاند، از آن كاملًا حساب ببرند. «١» امروز اگر به اوضاع نظامى منطقه و به جغرافياى منطقه، يك نگاهى بيندازيم خيلى زود مىتوانيم تشخيص بدهيم كه نيروهاى مسلّح جمهورى اسلامى بايد توانايى دريايى خود را ارتقا و افزايش بدهند. «٢» نيروى دريايى بايد در عمليات نظامى و فنى حضور فعّال داشته باشد، چرا كه بخش اعظمى از تهديداتى كه در حال حاضر و در آينده متوجه جمهورى اسلامى است در مرزهاى دريايى است. «٣» آمادگى دائمى بىشك اگر چنانچه امروز نيروهاى مسلّح ما با هر نيروى مسلّحى در دنيا كه براى توسعه طلبى و تجاوز مىجنگد، مثلًا با نيروهاى مسلّح همين كشورهاى متجاوز دنيا و ابرقدرتها روبرو بشوند، اگر عوامل فرعى در اين جا وجود نداشته باشد كه هر كدام بالاخره ممكن است يك نقشى داشته باشد، نقش عوامل اصلى اين است كه شما بر آنها پيروز مىشويد و بايد پيروز شويد، چرا؟
چون آنها هدف ندارند، ايده ندارند، ايمان ندارند، بر پايه ايمان نمىجنگند و شما به عكس، هدف داريد، ايمان داريد، بر پايه ايمان مىجنگيد، ممكن است ما تا پنجاه سال هيچ جنگى نداشته باشيم اما برداشت ما به عنوان يك مجموعه نظامى بايد اين جورى باشد كه فردا جنگ است، يك مجموعه نظامى بايد هميشه خودش را آماده نگهدارد. «٤» اميدوارم كه خداى متعال كمك كند سپاه را، بسيج را، نيروى زمينى سپاه را كه هر چه مىتوانيد استوارتر و پولادينتر و قوىتر و سازمان يافتهتر و منضبطتر و آموزش ديدهتر بسازيد. هيچ وقت اين كار تمام نمىشود، عرض كردم ممكن است ما تا پنجاه سال ديگر هم هيچ جنگى برايمان پيش نيايد، هيچ مبارزهاى نداشته باشيم، گلولهاى هم شليك نكنيم، اين امكانش هست، اما بايد فرض كنيم كه جنگ پشت دروازههاى ماست، دشمن پشت خانه ماست و منتظر غفلت ماست، ما بايد اين جورى فرض كنيم كه «مَنْ