دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٠٧
هستند، ي دژهاى استوار ٣١٦ مردمى بودن ص : ٣١٢ ك خدمت صادقانه، يك خدمت عاشقانه براى اسلام و يك خدمتى كه مستقيم در راه اسلام باشد، اگر بكنند، اينها پاسدارى را حقش را عمل كردند، و اگر خداى نخواسته يك انحرافى حاصل بشود ... اگر خداى نخواسته از پاسدارهاى جنود اسلامى، پاسدارهاى جمهورى اسلامى يك اشتباه و خطايى حاصل بشود، اين فرق دارد تا اينكه از يك آدم عادى حاصل شود، براى اين كه اينها خودشان را معرفى مىكنند كه ما جنود اسلام هستيم، ما پاسدار اسلام هستيم و همه توقع از پاسدارهاى اسلام دارند كه روى خط اسلام مشق كنند، كارهايشان كارهاى اسلامى باشد. «١» شما با قدرت و قوّه ايمان آمديد و نصرت خدا را كرديد، چنانچه خدا هم نصرت كرد شما را و پيش برديد. لكن اگر نصرت خدا بكنيد، يك چيز ديگر هم دنبالش هست و آن اين است كه قدمهاى شما را ثابت نگه مىدارد. اگر چنانچه خداى نخواسته نصرت را شما فراموش كنيد و گمان كنيد مطلب تمام است ... يعنى نصرت شما قطع بشود، قدمهاتان ديگر ثابت نمىماند. بخواهيد قدم ثابت بمانيد، تعقيب كنيد به برنامهاى كه تاكنون داشتيد، تعقيب كنيد، ما بين راه هستيم. «٢» در همين راهى كه آمديد و براى اسلام آمديد و براى پاسدارى از اسلام آمديد و همه ما و همه ملّت بايد پاسدار باشد و پاسدار از اسلام و قرآن كريم باشد. اين همان صراط مستقيمى است كه شما در نماز از خدا مىخواهيد. «٣» برادرها از پاسدارى خوب پاسدارى كنيد. محور اسلام باشيد. پاسدار اسلام و قرآن باشيد. پاسدارى از اسلام بكنيد. «٤» شماى پاسدارهاى معظم- كه خداوند حفظتان كند- از حدود پاسدارى اسلام قدمى تجاوز نكنيد. «٥» و بهترين راه براى پاسدارى از اسلام آن است كه:
سعى كنيد رابطهاتان را با اسلام و با قرآن و با معارف اسلامى هر چه مىتوانيد حفظ كنيد. «٦»