دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٩٧
متدين باشد. شما جوان هستيد، شما پاك هستيد، شماها خالص هستيد، سعى كنيد روح دينى و خلوص دينى و تقوا را هر چه مىتوانيد در كار خودتان و در عمل خودتان تقويت كنيد و آن را با خودتان ببريد به داخل يگانها يا قسمتها و اداراتى كه به آنها مأمور خواهيد شد امروز ارتش ما بحمدالله مجموعاً ارتش متدينى است، با گذشته فرقهاى بسيارى كرده، امّا باز هم بايد بيشتر به سمت يك روحيه تدين و خلوص و اخلاص حركت كنيد. «١» برادران عزيز، ارتشيان و نيروهاى مسلّح! شما بايد در راه هدفهاى الهى، معنوىتر و پاكتر و بىآلايشتر و مصممتر از مردم عادّى باشيد. «٢» پارسايى و پاكدامنى و عزّت نفس بايد در همه بخشهاى نيروى انتظامى مشاهده شود زيرا به اين ترتيب پرسنل اين نيرو در چشم مردم عزيز خواهند شد و از عزتى كه شايسته آن هستند برخوردار مىشوند. «٣» دورى از و دژهاى استوار ٣٠٧ حفظ شأن مكتب و نظام ص : ٣٠٥ سوسهها يكى از چيزهايى كه من خيلى نگرانش هستم كه مبادا اين وسوسهاى را كه از بيرون شروع كردهاند امّا در داخل، ميان خودىها يواش يواش اين وسوسه گوشه و كنار گرفته است و آن وسوسه زندگى است، «كَلِمَةُ حَقٍّ يُرادُ بِها الْباطِلُ» مىگويند آقا بالاخره زندگى يك واقعيتى است خوب اين كلمه حق است. بالاخره انسان شكم دارد، زن و بچه دارد، اينها همهاش حق است، كسى منكراينها نيست، اما آيا به معناى آن است كه ما همتمان و تلاشمان، چه رسد به اين كه ايدهآلهايمان را محدود كنيم در حدّ همين چيزى كه اسمش را مىگذاريم زندگى! ... اين حرف از بيرون آمده، از خود شما نيست، از توى مجموعههاى حزباللّهى و مؤمن نيست؛ اين از بيرون مجموعههاست، همانهايى كه خودشان گرفتار بودند. آدم گرفتار همه را گرفتار مىپسندند، آنهايى كه خودشان پا در گِل بودند نتوانستند ببينند جوانهاى ما سر در پرواز ملكوت دارند و اعتنايى به اين حرفها ندارند بله، البته اگر