دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٦٦
فضائل بىشمارى كه براى مجاهدان فى سبيل اللّه نقل شده بيشتر جلب توجه مىكند.
اين مدال الهى بر بازوان مجاهدان، چون خورشيد در نزد صاحبان اسرار غيبى و ملكوتى مىدرخشد.
مگر اين جلوه همان خلقت نيست كه ابراهيم خليل الرحمن را مفتخر كرد؟ و بارقهاى از مقام حبيباللّهى نيست كه در تارك افضل موجودات مىدرخشد؟ ... اگر هست (كه هست) با چه بيان مىتوان حول آن گرديد و با كدام چشم بشرى مىشود اين جلوه را ديد؟ «١» خداى تبارك و تعالى به شما نظر دارد. همان نظر لطف خدا بود كه شما با نداشتن سازمان و با نداشتن ساز و برگ ارتشى، بر قدرتهاى بزرگ پيروز شديد. اين نظر خداى تبارك و تعالى و تأييد اسلام بود و اين نظر اسلام است كه شما را متحول كرده است، خداوند با شماست، قرآن كريم پناه همه ماست. «٢» حزب اللّه نيرويى است كه براى خدا كار مىكند و از خطر نمىهراسد. نيروهاى عظيم بسيج مردمى و نيروهاى فداكار سپاه و نيروهاى رزمندهاى كه در ميدانهاى جنگ شجاعانه و فداكارانه به استقبال شهادت مىروند، حزب اللّه هستند ... ما لشكر خدا هستيم و از هيچ چيزى هراس نداريم ... ما افتخار مىكنيم كه خداوند ما را به عنوان يك سرباز كوچك قبول كند. «٣» تربيت شدگان مكتب اوليا رزمندگان جبهههاى نور، در مكتب اولياء الهى پرورش يافتهاندو خاصّه اينكه حسينبنعلى مقتدا و درس آموزشان مىباشد:
گيرم كه قلمفرسايان هنرمند بتوانند ميدانهاى شجاعت و دلاورى آنان و قدرت و جسارت فوقالعاده آنها را در زير آتش مسلسلهاو توپها و تانكها ترسيم نمايند ...
لكن آن بعد الهى عرفانى و آن جلوه معنوى ربّانى كه جانها را به سوى خود پرواز مىدهد و آن قلبهاى ذوب شده در تجليات الهى را با چه قلم و چه هنر و چه بيانى مىتوان ترسيم كرد ...