دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣٠
اللّهاكبر است و هيچ سلاحى در عالم مقابل همچو سلاحى نيست و ملّت ما هم همينطوراست. «١» وقتى شماها را مىبينم خوشحال مىشوم. شما چهرههايى هستيد كه آبرو به اسلام و كشور داديد. با اطمينان قلب حركت كنيد و مطمئن باشيد كه مركز قدرت كه خداى تعالى است، نسبت به شما عنايت دارد. قدرتهاى ديگر پوشالى هستند، قدرت خداست كه باقى است و خداست كه وعده كرده است، اگر نصرت دهيد او را، او شما را پيروز مىكند و شكى نيست كه اكنون شما حق تعالى و كشور اسلامى و اسلام را نصرت مىكنيد. «٢» مجموعه عظيمى از جوانان ما پس از پيروزى انقلاب و در طول انقلاب، با گذشتن از مسائل شخصى خود و با جانبازىها، فداكارىها ومعجزاتى كه از خود به ثبت رساندند، به آنچنان رفعت و اوجى دست يافتند كه جز در برهههاى استثنايى تاريخ بشريت نظيرش را نمىتوان يافت و بحمد اللّه اين سربلندى و افتخار در امتحان الهى نصيب همه نيروهاى مسلّح ما شد كه هر كدام به نحوى توانستند اين دوران دشوار را پشت سر قرار دهند. «٣» مورد علاقه و حمايت رهبرى مقتداى انقلاب اسلامى، به دفعات علاقه قلبى خود به نيروهاى مسلّح را آشكار كرده و علاوه بر غبطه به چنان جايگاه ارزشى، هر گونه تضعيف رادمردان عرصه ستيز با دشمن را با قوت و شدت محكوم و منكوب مىكرد. چنانچه مىفرمايد:
من وقتى فكر اين پاسدارها را، اين ژاندارمرى را، اين ارتش را كه در آن گرماى شديد خوزستان دارند براى اسلام خدمت مىكنند، واقعا" از خودم خجالت مىكشم كه ما چه هستيم و آنها چه هستند. ماها چكارهايم و آنها چكارهاند. «٤» اينجانب پشتيبانى خود و ملّت شجاع مبارز را از تمام قواى مسلّح تكرار مىكنم و به