دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠
قواى مسلّح از ارتش و سپاه و ژاندارمرى و شهربانى تا كميتهها و بسيج و عشاير ويژگى خاص دارند و نگهبان سرحدات و راهها و شهرها و روستاها و بالاخره نگهداران امنيت و آرامش بخشان به ملّت مىباشند، مىبايست مورد توجه خاص ملّت و دولت و مجلس باشند. «١» مقام معظم رهبرى حضرت آيةالله العظمى خامنهاى مىفرمايد:
مسأله نيروهاى مسلّح از نظر اسلام يكى از مسائل اصلى است، يعنى، در نظام اجتماعى همانطور كه به نهادهاى گوناگون بناى اجتماعى توجه [شده] به ارتش هم در درجه اول در رديف بقيه بنيانهاى اجتماعى توجه شده و مورد اهتمام قرار گرفته است.
در نامه معروف اميرالمؤمنين عليهالسلام به مالك اشتر كه فرمان اميرالمؤمنين به آن بزرگوار است درباره ارتش و نيروهاى مسلّح تعبيرات عجيبى دارد، مىفرمايد: نيروهاى مسلّح به حسب طبيعت كار و ابزارهايى كه در اختيار دارند اراده الهى هستند، به حسب اسباب عادى حصارهاى ملّت و رعيّت هستند و اگر جنود و نيروهاى مسلّح باشند آن ملّت مثل يك قلعه بىحصار هست، بى حفاظ هست ... يعنى دشمن مىتواند از هر كجا كه مايل باشد نفوذ كند، و نيروهاى مسلّح زينت فرمانروايان هستند، فرمانروايى كه نيروهاى مسلّح در اختيارش نباشد يك انسان ناتوانى است كه نمىتواند وظيفه و شأن واقعى خودش را ايفا كند. از نظر اسلام نيروهاى مسلّح مايه عزّت و سربلندى دين و اسلام هستند و در حقيقت راههاى امنيت و آرامش ملى، نيروهاى مسلّح هستند، اصلًا قوام ملّت بدون نيروهاى مسلّح امكانپذير نيست. «٢» در يك جمله ديگرى باز آن حضرت مىفرمايد: آن كسى كه نيروهاى مسلّح خودش را ذليل و توسرى خور كند و آنها را بدون كمك و پشتيبانى رها كند او در حقيقت دشمنان خودش را نصرت كرده و پيروز كرده «٣» اين نظر اسلام در باب نيروهاى مسلّح و ارتش منظّم در يك جامعه است. «٤»