دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩٠
زيانهاى گروه گرايى از بين رفتن قدرت نظامى وصيت اكيد من به قواى مسلّح آن است كه همان طور كه از مقررات نظام، عدم دخول نظامى در احزاب و گروهها و جبهههاست به آن عمل نمايند وقواى مسلّح مطلقا، چه نظامى و چه انتظامى و پاسدار و بسيج و غيراينها در هيچ حزب و گروهى وارد نشده و خود را از بازىهاى سياسى دور نگه دارند در اين صورت مىتوانند قدرت نظامى خود را حفظ و از اختلافات درون گروهى مصون باشند. «١» ... [اگر سياسيون] بخواهند يك امور سياسى را وارد كنند در ارتش، اين نقشهاى است كه اگر اين قائل هم خودش نقّاش اين امر نباشد، نقشهاى است كه كشيده شده است و اين قائل را مِن حيثى «٢» كه خودش هم حتّى نداند وارد معركه كردهاند ... آن چيزى كه از همه چيزها براى ابرقدرتها الان مطرح هست اين است كه ما اين ارتشى كه الان ديديم كه انسجامش بحمدالله هست و قدرت نظامىاش هست و نُه ماه بيشتر هم دارد جنگ مىكند و پيشبرد هم دارد مىكند، هر روز هم پيش مىبرد و خوب اين يك خوفى در قلب آنها ايجاد كرده اينها دارند كم كم مأيوس مىشوند از اين جهت مىخواهند ارتش را از باطن، يك اشكالاتى در آن ايجاد كنند. و يكى از اشكالات همين است كه يك امور سياسى را در ارتش وارد كنند و بيايند صحبتهاى سياسى بكنند و بيايند حرفهاى سياسى بزنند. بيايند يك گروهى، گروه ديگر را چه بكند. شما هم وارد بشويد در اين ميدان، يك دستهتان اهل گروه كذا بشويد و يك دسته هم اهل حزب كذا بشويد و دائما" افكارتان بيايد سراغ حزب بازى، سراغ گروه بازى و سراغ اين مسائل و اين همان است كه ارتش را از دست مىدهد، همه چيز ارتش را از بين مىبرد. «٣» اختلاف قواى مسلّح از هر قشرى كه هستند در حالى كه بايد داراى ديد سياسى باشند و هرگز