دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧١
مسؤوليتِ غير قابل تخلف آنهاست. «١» سازماندهى قرين با نظم سازماندهى به شكل دقيق و عميق آن، بحمدالله در ارتش خوب بوده و الان هم به خوبى وجود دارد. سازماندهى در ارتش ايرادى ندارد؛ اما براى حفظ اين سازماندهى، بايد كمربند انضباط را دور يگانهاى عمده و غير عمده بيندازيد و آنها را محكم نگه داريد، زيرا يك ذره بىانضباطى و بىنظمى در خطوط، فاجعهآفرين است. «٢» نقطه قوت ارتش سازماندهى منظم ارتش است سازماندهى ارتش قوى و كامل است و لذا براى اصلاح نقايص آن هيچ احتياجى نيست اين سازمان را كسى بيايد و در هم بشكند و از نو بنا كند، زيرا تركيبى كه دارد تركيب خوب و تركيب جامعى است. «٣» سازماندهى كيفى ... بايد سازماندهى سپاه هر چه قوىتر بشود. به گسترش بىرويه و كمّى اعتقادى ندارم. به توان كيفى بالا اعتقاد دارم؛ آن چيزى كه مملكت را نجات خواهد داد و انقلاب را به صورت مسلاحّنه حفظ خواهد كرد و براى حراست از آن، پشتگرمى و اميد مسؤولان و ملّت را تشكيل خواهد داد يك سازمان متشكل و نيرومند و قوى است، نه يك سازمان گستردهاى كه على رغم گسترش، بنيه كافى و توان لازم را نداشته باشد. البته اين گسترش، در هنگام لازم انجام خواهد گرفت. «٤» توصيه ديگر من سازماندهى است كه از جمله اساسىترين كار يك ارتش مىباشد.
سپاه بايستى يك سيستم سازمانى قوى و تغيير ناپذير ايجاد كند. نظر من اين است كه سپاه بايستى بيش از توسعه كمّى، توسعه كيفى داشته باشد. الان ديگر توسعه كمّى بس است، بايد توسعه كيفى شروع شود. شما دامنه سپاه را محدود نگهداريد، چند تيپ و لشكر قوى با ابزار مدرن و با عقيدتى سياسى لازم و مستحكم، بهتر است از اين كه ما پنجاه الى شصت تيپ يا لشكر داشته باشيم. اين خدمت به سپاه نيست كه ما از نظر كمّى سپاه را توسعه دهيم ولى از لحاظ كيفى كارى نكنيم.