دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٨
دوست دارند و به آن احترام مىگذارند، اينها همه نِعَم الهى است. «١» پليس در نظام اسلامى بايد اسوه و مقتدايى براى مردم و الگو براى دنيا باشد و در امانتدارى، نظم ظاهرى و معنوى، تواضع و مهربانى با مردم نمونه باشد، و امروز خوشبختانه افراد انيفورم پوش به معناى واقعى در كنار مردم هستند و مردم نسبت به آنها احساس محبّت مىكنند. «٢» حافظ امنيت جامعه قواى انتظامى براى انتظام يك كشور است؛ براى حفظ مردم است براى حفظ جان و مال مردم است؛ نه براى ارعاب مردم، نه براى ترساندن و (عرض كنم) چاپيدن مردم. «٣» نيروى انتظامى بايد از اقتدار حقيقى برخوردار باشد تا آحاد ملّت احساس كنند كه پاسدار امنيت فردى و اجتماعى آنها مجموعهاى مقتدر است وقدرت دفاع ازآنان در برابر دشمنان و عوامل مخلّ امنيت جامعه را دارد. «٤» بايد يكايك شهروندان از ته دل به نيروى انتظامى اعتماد و اطمينان داشته باشند، يعنى وقتى كسى دكّانش را مىبندد، اگر نگران بود، بگويد: مأمور كه هست، اگر به مسافرت مىرود، خانهاش را مىگذارد، بگويد: نيرو كه هست، هر مشكلى كه مربوط به امنيت پيش مىآيد، اگر گفتند: دزد آمده، اگر گفتند: كسانى تعرّض به نواميس مردم مىكنند، در دل مردم شمع اميدى روشن باشد كه بالاخره نيروى انتظامى هست. مردم به نيروى انتظامى مثل يك صاحب امنيت، پاسدار امنيت نگاه كنند بايد اين را شما بوجود آوريد. «٥» مردم بايد به هنگام ديدن پليس در شهر و خارج از شهر احساس محبّت و آرامش كنند؛ و امروز، البته وضعيت نيروهاى انتظامى ما با دوران گذشته بسيار متفاوت است و نيروى انتظامى در كنار مردم و با مردم هستند. شما هر چه مىتوانيد بايد اين روحيه را در خود تقويت كنيد، چرا كه فلسفه بوجود آمدن نيروهاى انتظامى نظم و آسايش در زندگى مردم است. «٦»