دژهاى استوار - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٠
به فرموده امام فقيد بزرگوار، ارتش و سپاه دو بازوى انقلابند و مقتضاى اين سخن حكيمانه آن است كه اين دو سازمان در همه جهات بايد با يكديگر همكارى و به يكديگر كمك و مساعدت نمايند. «١» ... ارتش و سپاه دو بازوى نيرومند نظامند و لازم است با تبادل همكارىها ميان آن دو روز به روز توانايى و استعداد و قدرت آنها افزوده شود و بسيج مستضعفين كه همواره مايه مباهات بوده بايد تقويت گردد. «٢» همكارى و محبت امروز تمامى نيروهاى نظامى و انتظامى ما يك واحد مسلّح هستند البته بايد نيروهاى مسلّح ما باز هم يكپارچه تر شده و خصلتهاى خوب را از يكديگر بياموزند؛ ارتش و سپاه بايد باز هم بيشتر به هم آميخته شوند. وقتى انگيزه و راه يكى است دوگانگى معنا ندارد؛ ارتش و سپاه بازوى انقلاب هستند و بايد مثل دو بازو از مغز انقلاب فرمان بگيرند. «٣» اميدوارم برادران عزيز ارتشى و سپاهى و نيروى انتظامى ... حداكثر همكارى ومحبت را با يكديگر بكنند. آمادگىها را، آموزشها را، تعمير و نگهدارى را، كمك به يكديگر را به معناى حقيقى كلمه رعايت كنند. «٤» رقابت سالم و كيفى دو برادر، دو دست قدرتمند و بازوى نيرومند (ارتش و سپاه) با حدود كاملا" مشخص و جداى از يكديگر، هر كدام بر سركار خودشان هستند. مأموريت ارتش تحديد شده، مشخص شده و تعريف شده است؛ مأموريت سپاه هم مرزبندى شده، معلوم شده و مشخص شده است. هر دو هم به هم احتياج دارند و هيچ كدام از هم بىنياز نيستند، هر كدام هم كار خودشان را دارند.
به تعبير بهترى كه با تعبيرات قرآنى بيشتر همخوان است، دو مسابقه دهنده در راه خدا