دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٦٩ - عوامل شكست نظامى
در هر حال بررسى عوامل مشترك شكستهاى نظامى در دو شرايط زمانى قديم و جديد، بسيار دشوار مىنمايد، ولى دستكم مىتوان به موارد زير اشاره كرد:
١. عدم موازنۀ نيروى كارآمد نظامى؛
٢. عدم موازنه ابزار و ادوات جنگى و پشتيبانى متناسب با آن؛
٣. دقيق نبودن اهداف و خط مشىها راهبردهاى ٤. مساعد نبودن شرايط اقليمى و به وجود آمدن شرايط نامساعد طبيعى پيشبينى نشده؛
٥. وجود عوامل فشار سياسى، اقتصادى، داخلى و خارجى؛
٦. ضعف حاكميت در درون دولتهاى متخاصم؛
٧. ابهام و اختلال در دكترين و راهبرد نظامى؛
٨. تحولات مهم سياسى مانند انقلابها و سقوط نظام سياسى دولتها در سطح منطقهاى و بين المللى.
٩. دگرگونىهاى مؤثر در سياست خارجى دولتهاى بىطرف و خط مشىهاى سازمانهاى بين المللى كه منجر به مداخلۀ به نفع يكى از دو طرف متخاصم مىشود؛
١٠. غافلگير شدن در عمليات برقآسا و يا ضد حملۀ برقآساى دشمن و اصولا در دام ريسك هاى نظامى غير قابل پيش بينى افتادن؛
١١. احتياط كارىها در برابر تهوّر و بىباكى دشمن؛
١٢. تنزل يا تزلزل روانى نيروهاى رزمنده كه همواره با احساس وحشت، آشفتگى، سرگشتگى، سردرگمى و احيانا گمراه شدن نيز همراه است؛
١٣. شايعات و جنگ سرد و موجهاى تبليغاتى و روانى مؤثر در روحيه نيروهاى رزمنده و يا ملت؛
١٤. ضعف فرماندهى در جبهه نبرد و منفك شدن از فرماندهى كل جنگ توأم با آشفتگى در سازماندهى نيروهاى عملياتى در صحنۀ جنگ؛
١٥. در محاصرۀ نيروهاى نامريى دشمن افتادن، بدون پيش بينى راههاى گريز و بازكننده دايره محاصره؛
١٦. تلفات سنگين و مؤثر در امكان ادامه جنگ و مقاومت؛
١٧. خسارتهاى فوقالعاده اقتصادى و انهدام مؤثر امكانات اقتصادى بالقوه و بالفعل مورد نياز براى بازسازى بعد از جنگ؛
١٨. كمبود و نارسايى در منابع طبيعى و قابل دسترسى قدرت در زمينههاى مورد نياز در پشتيبانى جبههها؛
١٩. اشغال نظامى مناطق حساس و سوقالجيشى توسط دشمن؛
٢٠. انهدام كامل يا مؤثر مراكز نظامى و ابزار و ادوات رزمى و امكانات لجستيكى براى تغذيه مداوم جبههها؛
٢١. اغفال شدن در تشخيص هدفهاى اصلى دشمن؛
٢٢. ضعف ايمان متكى بر دلايل توجيهى نيروها و ملت نسبت به اهداف جنگ؛
٢٣. فقدان تجربه كافى جنگى و عدم پيش بينى تاكتيكها و عمليات تعرضى و دفاعى دشمن؛
٢٤. عدم اعتقاد و يا ضعف اعتماد به كارآيى فرماندهان نظامى و عدم اطاعت از آنان؛
٢٥. اشتباه فرماندهى در ارزيابى توان مقاومت نيروها و ميزان تحمل حوادث ناگوار پيشبينى نشده و شكنندگى استقامت آنها در شرايط پيشبينى نشده؛
٢٦. پوشيده نماندن اطلاعات نظامى، خنثى شدن نقشهها و خط مشىها، عمليات تهاجمى يا دفاعى، موفقيت دشمن در كسب اسرار نظامى و عمليات جاسوسى و ستون پنجم؛
٢٧. نداشتن اطلاعات كافى از قدرت نظامى و توان