دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٦٧٦ - ناسيوناليزم ايرانى (و قيام مشروطه)
طولانى سلسله سلاطين صفوى در برابر امپراطوران عثمانى، ريشه در هويت ايرانى نداشته و نشانى از ناسيوناليزم ايرانى ندارد.
پس از تحولات ايدئولوژيك در مرام و مسلك صفويه و اتخاذ روش فقهى به جاى راه و رسم صوفيانه كه توسط فقهاى عراق و جبل عامل انجام شد، انديشه غالب بر اقتدار صفويه در حقيقت تشيع با دو عنصر تولى و تبرى بود كه در رقابت و نبرد بين صفويه و عثمانىها عامل تعيينكننده محسوب مىشد.
منبع
فقه سياسى ١١١/١٠.
ناسيوناليزم ايرانى (و حركت جبهه ملى)
اين واقعيت را نميتوان انكار كرد كه زيربناى انديشه سياسى جبهه ملى كه در قالب يك تشكل و حزب سياسى در تاريخ سياسى معاصر ايران رخ نمود، برخى از اصول پذيرفتهشده در انديشه ناسيوناليزم به مفهوم جديد غربى است.
بسيارى از اعضاى جبهه ملى ايران مسلمان و علاقه مند به اسلام بودند، اما با ديد لاييك به مسائل ايران مىنگريستند و معضلات و راهحلها را در چارچوب ملى و هويت ايرانى تجزيه و تحليل مىكردند و از هويت اسلامى و انگيزههاى مسئوليت آور آن به عنوان عناصر اصلى حركت و مردمى كردن نهضت استفاده نمىكردند.
جبهه ملى ايران مانند همه جنبشهاى ملىگرايانه اى كه از اعتقادات عميق دينى و احساسات و عواطف پيچيده مذهبى جامه خود غفلت مىورزند، دچار اين اشتباه تاريخى شد و با ناديده گرفتن حقايق عينى جامعه مذهبى خود در اندك مدتى دچار شكست و ناكامى شد و حداقل از خود، احساس مثبت و مردمى در سطح تودهى جامعه به جاى نگذاشت.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منبع
فقه سياسى ١١٥/١٠-١١٤.
ناسيوناليزم ايرانى (و سلطنتطلبان)
رژيم پهلوى به دليل ناكام ماندن در استفاده از احساسات مذهبى و بحران مشروعيت دينى كه سخت با آن دست به گريبان شده بود، به تقليد از رهبرى تركيه جديد، عواطف تند ميهن پرستانه و احساسات ناسيوناليستى را به عنوان عامل مشروعيت مطرح كرد.
به سلطنت رسيدن رضاخان و تاجگذارى وى و انتخاب نام پهلوى و تجليل و ترويج فرهنگ شاهنشاهى قبل از اسلام ايران و تبليغات وسيع نسبت به تاريخ تمدن و فرهنگ ايران باستان و بسيارى از فعاليتهاى سياسى، فرهنگى و ادبى كه رژيم در راستاى احياى ناسيوناليزم ايرانى مشوق آنها بود، همه و همه، حكايت از پيدايش انديشه جديد در جامعه ايران پس از كودتاى سال (١٢٩٩) داشت.
موج ناسيوناليزم ايرانى توسط روزنامهنگاران، شعرا، ادبا، مورخان خودى و بيگانه، چنان فراگير شد كه شعور ملى، زير بمباران تبليغات وسيع رژيم پهلوى به شعار عاميانه ناسيوناليزم دولتى (خدا، شاه، ميهن)، تن داد و قشرهايى از مردم تا مدتى با آن همساز شدند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منبع
فقه سياسى ١١٥/١٠.
ناسيوناليزم ايرانى (و قيام مشروطه)
برخى از تحليلگران تاريخ سياسى در سده اخير ايران، از جنبش مشروطيت ايران به عنوان حركتى ميهن پرستانه و ناسيوناليستى ياد مىكنند كه در برابر سلطه خارجى به منظور بازگشت به هويت ايرانى و