دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٨٥ - فرماندهى (در نظام توحيدى)
مردم و نظر خواهى و آزاد گذاردن مردم در انتخاب راه، شيوه رهبرى در اسلام بوده و مواردى از آن را مىتوان به صورت نظرخواهى در جنگها و بيعت با پيامبر اسلام (ص) و امير المؤمنين (ع) مشاهده كرد؛
٨. قاطعيت (ايمان و اخلاص): قاطعيت حالتى است كه از ايمان و اخلاص سرچشمه مىگيرد، فرمانده در نظام اسلامى به دليل داشتن ايمان و اخلاص در حد عالى از قاطعيتى برخوردار است كه در عمل فقط رضا و فرمان خدا را در نظر مىگيرد و از هيچ نيرو و عاملى هراس به دل راه نميدهد و تنها يك نوع ترس در وجود رهبر اسلامى وجود دارد، و آن هم خشوع در برابر خداست و بازدارنده از حركت و پويايى نيست، بلكه خود بزرگترين عامل احساس مسئوليت، پويايى و سرعت در رشد و تعالى است(فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اَللّهِ)؛ (١٤)
جدا شدن فرماندهى از قاطعيت و دچار عفريت شك، ترديد و ترس شدن، در برابر دشمنان سست شدن و موضع تسليم يا گرايش پذيرفتن به معناى از دست دادن ايمان، اخلاص و گرفتار شدن در دام شرك و كفر است؛
٩. اخوت اسلامى پايه مناسبات اجتماعى: اخوت اسلامى شامل تمامى مناسبات اجتماعى در يك تشكيلات اسلامى است و رابطۀ فرماندهى با نيروها نيز از اين حكم كلى مستثنا نيست و به همين دليل رابطه متقابل رهبر و مردم رابطه دلسوزى و خيرخواهى است و هيچگاه تفاوت مسئوليتها در جامعۀ اسلامى موجب جدايى و تفرقه نخواهد شد و برادرى روح حاكم بر تمامى مناسبات بين فرمانده و نيروها خواهد بود(إِنَّمَا اَلْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ). (١٥)
١٠. اصالت و حاكميت ارزشهاى اسلامى: محور اصلى نقش فرماندهى در تشكيلات اسلامى، حاكميت اصول و ارزشهاى اسلامى است و فرمانده ضمن تربيت و هدايت نيروها، زمينۀ پذيرش حاكميت قانون خدا و اجراى آن را فراهم مىآورد و تمامى وابستگىها و اسارتهايى را كه موجب طغيان و انحراف انسان از راه خدا و وحى است، از زندگى امت مىزدايد و ديگر عوامل بازدارنده خارجى را از سر راه وى بر مىدارد(وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ اَلْأَغْلالَ اَلَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ)؛ (١٦)
١١. نفى تحميل و اكراه: بر اساس اعتقاد به آزادى و اختيار انسان، شيوه فرماندهى در تشكيلات اسلامى به دور از هرگونه تحميل و اكراهى است كه با كرامت و ارزش والاى انسان و آزادى و اختيار او منافات دارد(لا إِكْراهَ فِي اَلدِّينِ)(١٧) و اين نكته در رابطۀ رهبر و امت، از خصايص اسلامى است؛
١٢. ذوب در مكتب و تشكيلات: تقوى، عدالت و احساس مسئوليت در برابر خدا و اهداف مقدس الهى در وجود فرمانده آنچنان حاكم است كه وى هرگز خود را نمىبيند و آنچه براى او مطرح است مكتب و تشكيلاتى است كه حاكميت مكتب را تأمين مىكند، ذوب شدن در مكتب و ارادۀ خدا به حدى است كه او را از بهره گرفتن از مواهب مشروع و حقوق شخصى نيز باز مىدارد و از خود بىخود مىكند(فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى آثارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا اَلْحَدِيثِ أَسَفاً)؛ (١٨)
١٣. عطوفت و مهرورزى به مردم: رابطۀ فرماندهى با تشكيلات رزمى از رابطۀ برادرى نيز رقيقتر و عاطفى تر است. او چون پدر نسبت به نيروهاى خويش داراى عطوفت و خصلت مهرورزى است و تمامى افراد خود را دوست دارد و به آنها عشق مىورزد و لغزشها و خطاهاى نيروها، هرگز وى را از مهر پدرى باز نميدارد؛(وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ اَلْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اِسْتَغْفِرْ لَهُمْ)؛ (١٩)
١٤. مسئوليت خواستن: از آنجا كه نظام اسلامى نظام