دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٥٨ - شرايط امام واجب الاطاعة (از ديد علماى اهل سنت)
شناخت احكام و قوانين را احراز كند و به مردم نيز تعليم دهد و با سئوال از ديگران مسئوليتى ازاو ترك نشود؛
ز - بايد شجاع باشد تا توان رزم داشته باشد و سپاه را رهبرى و بر پيروزى قادر و به حمايت از موجوديت و حاكميت دين توانا باشد؛
ح - داراى قدرت تدبير و كفايت باشد. زيرا برپايى نظام اجتماعى اين صفت را مىطلبد؛
ط - از نظر قوا و حواس ادراكى مانند گوش، چشم و زبان سالم باشد، تا بتواند به حل و فصل امور بپردازد؛
ى - بايد تمامى اعضاى بدن او سالم باشد، يعنى:
دستها، پاها و نقص عضوى در او ديده نشود. اين نظر با يكى از دوقول فقهاى شافعى مطابقت دارد؛
ك - منسوب به قبيلۀ قريش باشد. زيرا پيامبر (ص) فرمود: «الائمة من قريش» «امامان همگى از قريش هستند» ظاهر گفته جمعى از فقهاى شافعيه چنين است ولى جوينى با آن مخالفت ورزيده است و اين در حالى است كه يكى از دلايل تعيين خلافت در سقيفۀ بنى ساعده، براساس انتساب به قريش بوده است؛
ل - به اعتقاد شيعه امام بايد معصوم باشد. زيرا فُلسفه تعيين امام آن است كه امت ممكن است اشتباه كنند و كار اين اشتباه به آشفتگى و گسستن نظام جامعه بينجامد؛ بديهى است كه در جامعه همواره زمينه و عوامل برخورد و درگيرى و تغالب وجود دارد و هر انسانى مىخواهد نيازهاى خود را تأمين كند و مزاحم را از سر راه بردارد و در اين ميان تمايلاتش نسبت به نيازمندىها و خشمش در برابر مزاحمان همواره او را به ظلموا مىدارد و ادامه اين حالت جامعه را به هرج و مرج و گسيختگى امور و بر هم خوردن نظم اجتماعى مىكشاند، با فرض اين كه، جامعه و نظم آن از ضروريات زندگى بشرى است، زيرا كه بشر به تنهايى نمىتواند تمامى مايحتاج خود را شخصاً تأمين كند و تأمين همه نيازمندىها احتياج به همكارى و مشاركت و تقسيم كار دارد تا براساس مبادلات نظم برپا شود؛
م - تعيين امام از جانب خدا يا رسول و يا امامى است كه امامت او به ثبوت رسيده است. زيرا عصمت از حالتهاى بسيار پوشيده است و آگاهى از آن براى انسان امكانپذير نيست؛
ن - امام بايد نسبت به مردم عصر خود برجسته وافضل باشد، تا در ميان همه شناختهشده شود؛
ق - امام بايد از تمامى امور ناشايست منزه باشد. اين خود مقتضاى عصمت است و از سوى ديگر كسى كه به امور ناشايست آلوده است و در جامعه پست شمرده مىشود، از چشمها و دلها مىافتد، پس ناگزير فلسفه وجودى و هدف غايى امامت از دست مىرود.
واجد شرايط بودن و داشتن صفات براى تصدى مقام امامت كافى نيست لازمست امام از مشروعيت نيز برخوردار باشد. به اعتقاد شيعه مشروعيت امامت با نص و تعيين امام مشروع و منصوب قبلى است و بيعت كافى نيست، ولى علماى اهل تسنن در مشروعيت امامت بيعت را كافى مىدانند. (٣)
منابع
١ - هود / ١١٣؛ ٢ - بقره / ١٢٤؛ ٣ - فقه سياسى ٥ / ٣٤٤-٣٤٢.
شرايط امام واجب الاطاعة (از ديد علماى اهل سنت)
علماى اهل تسنن در مشروعيت امامت بيعت را كافى مىدانند و أن را تنها راه منحصر به فرد نميشمارند و به طريق زير، مشروعيت امامت را قابلقبول مىدانند.
١. بيعت: باوجود اين كه در اصل مشروعيت امامت، براساس بيعت، اتفاق كلمه بين علماى اهل تسنن وجود