ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٧ - نجات بخشى آمريكايى
راهبران فرهنگ جامعه و رسانهها را مىطلبد و اين ژرفكاوى روشن خواهد كرد كه چرا «شيطان بزرگ» اذهان عمومى را به سمت يك شيطان موهوم ديگر معطوف مىكند.
و نكته آخر اينكه، شيطان طرّاحى و نمايش داده شده، اگر امكان تحقّق خارجى نداشته باشد (كه ندارد) نشان از عدم تعمّق و انفعال دارد و صرفاً براى ساختارشكنى و جذب مخاطب آمده است (كافى است تصوّر كنيد شيطان وجود خارجى و عينى پيدا كند. يك محاسبه عقلى روشن مىسازد كه كار دنيا به هفتهاى نمىكشد.) و اين وجه مشترك ديگرى از شيطان هاليوودى و شيطان در رسانهها است. در پايان متذكّر مىشوم كه سطر به سطر آنچه بيان شد، سر فصل مباحث پردامنهاى است كه از حوصله اين مجال اندك خارج بوده و چارهاى جز اختصار و اجمال نبود.
از مجموعه مطالب ارائه شده در فيلمهاى هاليوود مىتوان ويژگىهاى ذيل را براى شيطان دريافت:
ظهور ناگهانى
مفهوم عمومى اين فيلمها را كه در اكثرشان قابل مشاهده است، بايد ظهور ناگهانى شيطان در مقاطعى خاص، مثل پايان هزاره، پايان دنيا يا به طور اتّفاقى و موردى بدانيم. حال آنكه در روايات اسلامى، شيطان هميشه و همه جا با ماست و تنها پس از ظهور امام عصر (عج) است كه فعّاليت و درگيرى خاصّى دارد و نهايتاً منجر به كشته شدن او و ياران باقيماندهاش مىشود.
نيازمندى شيطان به ابزار
در فيلمهاى ياد شده، شيطان براى اثرگذارى، نيازمند ابزارآلاتى، مانند خنجر سرنوشت، طلسم جنگير و ... است؛ حال آنكه در روايات اسلامى تقريباً مىتوان ادّعا كرد اساساً چنين مطلبى طرح نشده است و مهمترين فعّاليتهاى شيطان در حدّ وسوسه و عالم الفاظ و خيال است. شيطان در منابع اسلامى كسى را مجبور به انجام كارى نمىكند و نهايتاً فرد با اختيار خودش وسوسههاى او را گردن مىنهد.
قدرت بالاتر از خدا، جبرئيل (ع)، ملائكه و انسانها
در فيلمهاى ارائه شده هاليوود، شيطان با خدا يا فرزند خدا درگير مىشود و چنان قدرتى دارد كه يا برابر يا حتّى در مقاطعى امكان و احتمال غلبه بر خدا و نيروهايش ارائه مىشود. او قدرت سلطه و غلبه بر جبرئيل (ع) و ديگر ملائك را مىيابد و انسانها كه جاى خود دارد؛ امّا در ادبيات اسلامى، هرگز چنين نيست. شيطان امكان رقابت با خدا و ملائكه مقرّب و به خصوص جبرئيل (ع) را پيدا نمىكند؛ بلكه دشمن بنىآدم شناخته مىشود و تنها مىتواند به برخى انسانها با اجازه و همراهى خودشان سلطه بيابد و حتّى درباره آنها باز تا آخرين لحظه امكان بازگشت هست و از فرد، سلب اختيار و قدرت در رويارويى و تقابل با شيطان نمىشود.
به طور مشخّص در فيلمهاى آخرالزّمانى تا وقتى شيطان در وجود يك نفر حلول مىكند، سلطه كاملى بر فرد يافته و تنها راه نجات، اخراج شيطان از بدن يا مرگ فردى است كه شيطان به او نفوذ كرده است.
نياز به كالبد انسانى
آنچه در فيلمهاى هاليوود ارائه مىشود و با تأكيد به مخاطب تلقين مىگردد، نياز مبرم شيطان به كالبد انسانى است؛ به نحوى كه بدون وجود اين كالبد، شيطان كاملًا ناتوان است و قدرت خاصّى ندارد. گفته شد اين مطلب، اساساً نسبتى با مبانى اسلام ندارد و شيطان نيازى به كالبد انسانى ندارد؛ بلكه بسيار به ندرت مجسّم مىشود و در تمام طول تاريخ، تعداد دفعاتى كه او را به چشم ديدهاند، از تعداد انگشتان دست تجاوز نمىكند.
پذيرفته نشدن توبه
پيش از اين، در روايات اسلامى ديديم شيطان در دورههاى پس از خلقت حضرت آدم (ع) هم باز فرصت توبه و آزمون برايش پيش آمده است؛ ولى همچنان بر عناد خود اصرار ورزيده و از توبه سرباز زده است. در واقع، همچنان براى شيطان تا پيش از مرگش فرصت توبه باقى است؛ امّا در برخى از فيلمهاى ياد شده و به خصوص فيلم «كنستانتين» چنين القا مىشود كه خداوند باب توبه را براى او بسته است و شيطان تمايل به توبه دارد؛ امّا خداوند او را نمى پذيرد و همين باعث سركشتر شدن او شده است.
خودكشى، راه نجات
در بحث قدرت گفته شد در فيلمهاى هاليوود شيطان با چنان قدرتى نشان داده مىشود كه شخص نمىتواند خود را از دست او خلاص كند؛ مگر با مرگ و خودكشى فرد. حال آنكه علاوه بر آنكه اينچنين قدرتى براى شيطان در منابع اسلامى تصوير نشده، خود خودكشى در زمره بزرگترين گناهان كبيره اى است كه چون فرصت توبه را از فرد مىگيرد، در نهايت، او را در جهنّم، جاودان مىسازد.
تغيير و تحوّل در عالم
شيطان در فيلمهاى هاليوود، چنان صاحب نفوذ و قدرت به نمايش گذاشته مىشود كه براى نيل به اهداف خود، هر نوع دخل و تصرّف در عالم خلقت را مىيابد؛ حال آنكه چنين مطلبى در منابع اسلامى، اصلًا قابل تأييد نيست.
بال
در برخى فيلمها، شيطان به مانند ملائكه داراى بال نشان داده شده است. در مطالب اسلامى، صحبتى از بال براى طايفه جنّ و خصوصاً شخص شيطان يافت نمىشود و نهايتاً با توجّه به جنس متفاوت و لطافتى كه در مقايسه با انسانها دارد، توان سير سريعتر از او قابل مشاهده است.
نجاتبخشى آمريكايى
و بالأخره آخرين مطلبى كه جادارد در اين بخش مطرح كنيم، اين