ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥١ - دروغ بودن ادّعاهاى «كاهش مصرف سموم» و «پرمحصولى و تأمين غذا»
ادّعا مىكنند كه اين بذر كاملًا جديد است و تاكنون در طبيعت يا جامعه وجود نداشته است و به همين دليل آن را ثبت پتنت مىكنند؛ امّا زمانى كه از آنها خواسته مىشود تا تأثيرات اين محصولات بر محيط زيست و سلامت جامعه بهطور جداگانه و بهعنوان محصول جديد مورد ارزيابى قرار گيرد، آنگاه ادّعا مىكنند كه بذر دستكارىشده ژنتيك دقيقاً مشابه بذرهايى است كه در طبيعت وجود دارد!
واقعيت اينجاست كه اگر همارزى ذاتى موجودات دستكارىشده ژنتيكى با محصولات طبيعى وجود داشته باشد، آنگاه بهلحاظ منطقى آيا امكان پتنت كردن و فروش انحصارى اين محصولات بهعنوان يك موجود جديد وجود خواهد داشت؟ اين يك تناقض آشكار است. مونسانتو در اين زمينه، دچار نوعى شيزوفرنى است؛ زيرا هر زمان كه صحبت از سود و مالكيت بذرهاست، مىگويد اين يك محصول جديد و مدرن است و هرزمان كه صحبت از ارزيابى مخاطرات مىشود، مىگويدGMO يك موجود طبيعى است!
ايجاد ابَرعلفها و ابَرآفات بر اثر كشت تراريخته
به هر حال آنها توليد محصولات دستكارى شده را يك رخداد علمى جديد ارزيابى مىكنند، شايد از اين منظر حق با آنها باشد.
پرتاب كوركورانه و تصادفى يك ژن به داخل يك سلول، كار يك تكنيسين ضعيف است؛ نه يك كار علمى، خصوصاً زمانى كه اين كار به توليد يك موجود زنده يا بذر ختم مىشود. در اين حالت، شما هرگز نمىدانيد كه چهچيزهايى را تغيير مىدهيد. در حال حاضر، فقط دو كاربرد انتقال ژن وجود دارد كه تجارى شده است:
١. توليد گياهان مقاوم به علفكش؛
٢. گياهان مقاوم به آفات كه حاوى ژنBt هستند؛ آنها طورى طرّاحى شدهاند كه در برابر علفكشها و آفات مقاوم باشند؛ ولى نتيجه آن، توليد ابَرعلفها (علفهاى مقاوم در برابر علفكشها) و ابَرآفات (آفات مقاوم به سمّBt ) بوده است. آنها هرگز در راه رسيدن به اهدافشان موفّق نبودهاند؛ زيرا اينگونه تصوّر مىشد كه با پرتاب كوركورانه يك ژن به داخل سلول، سيستم جديدى به وجود بيايد. آنها سيستم جديدى ايجاد نكردهاند؛ همانگونه كه علفها و آفتها هم بهواسطه سيستم خودتنظيمىاشان در برابر علفكشها و سمّBt سازگار و مقاوم شدهاند. واقعيت پيدايش ابرعلفها و ابرآفات، دليلى بر هوشمندى حيات در موجودات زنده، در راه تكامل طبيعى و جهت نجات يافتن از عوامل محدود كننده خارجى است. انكار تكامل موجودات و ظرفيت سازگارى آنها با شرايط سخت محيطى، در واقع انكار علم است و اين حقيقت اثبات مىكند كه ذهن كمپانىهايى، نظير مونسانتو تا چهاندازه تكاملنيافته است.
قوانين پروتكل ايمنى زيستى كارتاهنا در اين مورد چه مىگويد؟
وقتى كه صحبت از قانون ايمنى زيستى مىشود، مقرّرات پروتكل كارتاهنا بسيارى از راهكارها را معين مىسازد. اين پروتكل از ما مىخواهد به تأثيرات زيستمحيطى تراريختهها بر گردهافشانها، ميكرو ارگانيسمهاى خاك، گياهان وابسته و فواصل گردهافشانى توجّه كنيم. همچنين در مباحث سلامتى نيز گروههاى بسيار خبره تحقيقات دقيقى را انجام دادهاند. درباره مباحث اجتماعى، اقتصادى هم همينطور. اين علم ايمنى زيستى است و مونسانتو و ديگر كمپانىها اين علم را نمىخواهند، خواسته آنها اين است كه مردم نسبت به اين علم ناآگاه بمانند و دستاورد تكنسينها در پرتاب ژنهاى نامربوط به موجودات را دانش روز جهان معرفى كنند.
دروغ بودن ادّعاهاى «كاهش مصرف سموم» و «پرمحصولى و تأمين غذا»
يكى از ديگر ادّعاهايى كه مدافعان محصولات دستكارىشده ژنتيكى مطرح مىكنند، اين است كه در اين نوع كشاورزى از موادّ شيميايى كمترى استفاده مىشود، آيا اينطور است؟
اين ادّعا هم بههيچ وجه صحيح نيست. با افزايش كشت محصولات دستكارىشده ژنتيكى، از علفكشها و سموم زيادترى استفاده مىشود؛ چنانچه براى كشت پنبههاىBt در هندوستان، اكنون آفتكش بيشترى استفاده مىشود.
ادّعاى ديگرى هم در خصوص محصولات دستكارىشده ژنتيك وجود دارد و آن «پرمحصولى و افزايش عملكرد» است، در اين زمينه نظر شما چيست؟
محصول دستكارى ژنتيك هرگز موجب افزايش عملكرد نمىشود؛ زيرا عملكرد يك صفت «مولتىژنيك» است و با يك ژن، بهتنهايى نمىتوان عملكرد را افزايش داد. عملكرد از والدى مىآيد كه اين ژن در آن