ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٨ - علّت بروز سوء برداشت درباره اهل غيب
اشتباه مىگيرد؟
اين موضوع، موضوعِ مبتلا به و لازمى است. تأثير قوّه خيال در قضايايى كه انسان در خواب مىبيند، فراوان است و اصولًا موجودات مجرّد، چه شياطين، چه ملائكه براى مردم تجلّى و ظهور زياد دارند. شما نگاه بكنيد. خواب عزيز مصر در «قرآن» بيان شده است. او فردى كافر بود؛ امّا تكليف چهارده سال آينده را در خواب ديد. رؤياى او صادقه و صحيح بود.[١] پس ممكن است فردى كافر باشد و قضاياى برزخى صحيح و اتّفاقات آينده را بتواند ببيند يا آن دو نفر زندانى كه همسلولى حضرت يوسف (ع) بودند، هر دو خوابشان صحيح بود. يكى گفت:
«إِنِّى أَرانى أَعْصِرُ خَمْرا؛
من ديدم انگور مىفشردم براى درست كردن شراب.»
حضرت فرمودند: تو ساقى شراب پادشاه خواهى شد و به همين سمت هم رفت. ديگرى گفت:
«إِنِّيأَرانِي أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِي خُبْزاً تَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْهُ؛[٢]
من ديدم روى سرم نان حمل مىكردم و پرندهها مىآمدند و مىخوردند.»
حضرت فرمودند: تو را اعدام مىكنند.
اين دو نفر با اينكه هر دو كافر بودند،[٣] ولى باز خوابهايشان خوابهاى صحيحى بود.
چه مؤمن و چه كافر هر دو خواب صحيح و سقيم مىبينند. مؤمنان زيادى هم داريم كه تحت تأثير قوّه خيال، صحنههايى را كه در روز يا روزهاى گذشته ديدهاند و حتّى گاهى قضايايى را كه مىخواهند ببينند، به صورتى در خواب مىبينند؛ ولى اين امتيازى نيست. مؤمن و كافر مساوى هستند. سه نمونه را عرض كردم كه مسلمان هم نبودند و خواب صحيح ديده بودند. آن طرف هم فراوان است. كسانى كه مسلمانند؛ ولى خواب غيرصحيح مىبينند. به سختى مىتوان اعتماد كرد؛ مخصوصاً به قضايايى كه خارج از قاعده باشد. در مواردى كه افراد ديدن خواب حضرت بقيّةالله (ع) و ائمّه معصومان (ع) را نقل مىكنند، در بسيارى موارد معلوم مىشود اين خواب مشكل دارد و صحيح نيست. تأثير قوّه خيال در اينگونه خوابها زياد است.
مشكلى كه الآن مردم ما زياد دچار آن مىشوند، اين است كه گاهى امر مشتبه مىشود، فردى را در خواب مىبيند و آن فرد فرمايشى مىكند. وقتى طرف بيدار مىشود، يا حتّى در خواب به اين نتيجه مىرسد كه آن فرد، يكى از ائمّه معصومان (ع) بوده است. اگر مسئله شخصى باشد، امرى است و يك برخورد بايد با آن بشود و اگر مسئله عمومى باشد، به نحو ديگرى بايد با آن برخورد كرد. كمال احتياط را بايد در اين مسائل انجام داد. مبادا ما پيغام حضرت بقيةالله، روحى له الفداء، را مستند به يك خواب كنيم. مسئله تشرّف در خواب و بيدارى كار بسيار حساب شده و سنگينى است و متأسّفانه الآن اين قضيه دارد لوث مىشود؛ به اين معنا كه هركسى مدّعى شهود امام (ع) در خواب و حتّى در بيدارى مىشود. در يكى از توقيعاتى كه امام زمان (عج) براى جناب شيخ مفيد صادر فرمودهاند- شيخ مفيدى كه به بالاترين درجه علم حقيقى و خدمات اجتماعى به شيعيان اهلبيت (ع) و به درجه اخلاص رسيده بود- حضرت به او مىفرمايند: «ما عبادات شما را ديديم و اجازه يافتيم كه شما را به مكاتبهاى مشرّف كنيم.»[٤] جناب شيخ مفيد بعد از آن همه سعى و تلاش، مشرّف به يك مكاتبه مىشود. بعضى از داستانها و جريانهايى كه اخيراً گفته مىشود و شما در جريان هستيد و شنيدهايد، چه عوارضى پيدا مىكند؟ خيلى زود مستند به امام مىشود؛ در حالى كه در بين اتقيا، صلحا، اولياى خدا و در بين علماى راهيافته، از اين حرفها نبوده است.
خدا رحمت كند مرحوم آيتالله كشميرى را. يك وقتى در محضرشان از شخصى كه تشرّفى پيدا كرده بود و يك داستان بسيار طولانى را در آن تشرّف گنجانده بودند، صحبت شد. مرحوم آيتالله كشميرى فرمودند كه: من به نظرم مىرسد اين مكاشفه باشد؛ نه تشرّف در عالم بيدارى. اكثر قضايايى كه اتّفاق مىافتاده، صحنههايى بوده از مكاشفات قوى و مكاشفات گاهى آنقدر ظهور و تجلّى دارند كه براى خود طرف، قابل تشخيص نيستند. آيا اين قضيّه در عالم خارج اتّفاق افتاده يا قضيّهاى بوده كه من به صورت مكاشفه ديدهام؟ وقتى اين تشرّف را كه داستان طولانىاى داشت در محضر ايشان گفتند، ايشان فرمودند: به نظر من كشفى بود كه براى او حاصل شده و شبيه به خواب است؛ امّا اين جمله را هم فرمودند كه زيبا بود. فرمودند: اين نوع قضايا از فردى مثل آيتالله بهجت شنيده مىشود كه اينها هم مدّعى اين قضايا نيستند. و بزرگان از علماى ما پرهيز داشتهاند كه اين مسئله تشرّف لوث شود. الآن هر فردى از كوچه و بازار مىرسد، مدّعى تشرّف و نيابت مىشود كه مثلًا حضرت راه حلّ مسائل اجتماع را به من مىگويند و به من پيغام مىدهند كه به ديگران نيز آن را بگويم. خوشبختانه در چند مورد با آنها برخورد شده بود و بلافاصله اظهار ندامت كرده و گفته بودند كه شيطان بر ما مسلّط شد و ما اين نسبتهاى ناروا را به امام (ع) داديم.
از گسترش و توسعه اين مطلب بايد پرهيز كرد. گاهى اين قضيه واقعاً مشتبه مىشود و گاهى هم افراد خطرناكى اين قضايا را به بازى مىگيرند. فردى مثل سيّد علىمحمّد باب، شيطان در خوابش نفوذ مىكرد. در تاريخ هست كه چگونه شيطان بر او چيره مىشد و دستور و پيغام داد تا بالأخره او را به دام انداخت و شيطان بيكار ننشسته است. منتها ما علمايى داريم كه سبك و روش و منش آنها براى ما حجّت است. اينجور بيانها از بزرگانى شنيده مىشد كه اين ادّعاهاى مكرّر و اضافى را نداشتند، از مرحوم قاضى شنيده نشد، از خود مرحوم آيتالله كشميرى شنيده نشده، از مرحوم آيتالله بهجت شنيده نشده است. براى اينها اگر هم بوده در دل خودشان نگه داشتهاند.
جمله ديگرى مرحوم آيتالله كشميرى داشتند كه خالى از لطف نيست. فرمودند: اگر در عالم خواب بابى براى سالكى باز شود (فرض كنيد كه يك آيهاى را مىخواند و سحر بيدار مىشود و مورد عنايتى خاص قرار مىگيرد كه هر وقتى خواست بعد از ذكر يا توسلّى، ارتباطى پيدا مىكند كه چيزى را در خواب به او مىگويند و او را راهنمايى مىكند.) اگر آن را دو جا نقل كند، آن حال از او گرفته مىشود و آن را از دست مىدهد. چگونه است كه بعضىها هرچند وقت يك بار يك تشرّفى را نقل مىكنند و با آن كرّ و فرّى را انجام مىدهند، پيغام مىآورند و مىبرند و هيچ اتّفاقى هم نمىافتد. شايد مشكلى در گوشه