ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧ - معرفت به صفت؛ دومين گام در معرفت امام
مىبخشد و او را از آشفتگى ذهنى و عملى مىرهاند.
شايد به همين دليل باشد كه حضرت نبىمكرّم اسلام (ص) فرمودهاند:
«مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً؛[١]
هركس بميرد و امام زمان خود را نشناسد، مرگ او مرگ جاهلى است.»
بىگمان، اين معرفت، واجد مراتبى است. عوام مردم حائز مرتبهاى از آن و خواصّ واجد مرتبهاى ديگرند.
معرفت به اسم؛ اوّلين گام در معرفت امام
شناسايى نام، لقب و كنيه، آشنايى با اسم لفظى و مندرجات شناسنامهاى و حتّى پى بردن به برخى ويژگىهاى ظاهرى، سطحىترين مرتبه شناخت درباره هر شخص به حساب مىآيد؛ آگاهىهاى اوّليهاى كه عموم ساكنان «مكّه»، «مدينه» و «كوفه» اعمّ از كافر، مسلمان و مشرك، درباره اهل بيت رسول خدا (ص) داشتند و با آنان در ظاهر، حشر و نشر مىكردند.
معرفت به صفت؛ دومين گام در معرفت امام
معرفت به اوصاف، توانايى، تخصّص و پارهاى كمالات باطنى و اخلاقى، مرتبه والاترى از شناخت درباره هر شخص به حساب مىآيد.
عموم مردم، در حشر و نشر روزانه، صفاتى همچون سخاوت، عفّت، شجاعت، عطوفت و برخى مهارتها را از خود بروز مىدهند كه در اثر تكرار همان صفات، شناخته مىشوند؛ چنانكه حاتم طايى در بين عموم مردم، مؤمن و كافر، به عنوان مردى سخى شناخته شده بود.
شناخت چنگيزخان مغول به سفّاكى و نرون به بىرحمى و تزار روس، ايوان مخوف به جنايتپيشگى، نوعى شناخت درباره اوصاف خاصّ آنان است؛ چنانكه در مقابل عموم مردم، حضرت ايوب نبى (ع) را به صفت صبورى و حضرت عيسى (ع) را به صفت بارز مهرورزى مىشناسند.
اين درجه از شناسايى، نسبت به مرتبه قبلى، دقيقتر و ژرفتر است و موجب تمايز با ساير اشخاص همطراز و همگن در هر عصر و زمان مىشود.
شايعترين ميزان معرفت عموم مردم از اهل بيت مكرّم رسول خداوند (ص) منحصر به دو مرتبه يادشده است. ترديدى نبايد كرد كه بسيارى اشخاص از ميان معاندان و منكران، همچون معاويه، مأمون و سايرين، به نحوى از اين مرتبه از مشخّصات جسمى و خلقى هر يك از ائمّه (ع)، در زمان خودشان آگاهى داشتهاند؛ به گونهاى كه مىتوان گفت بسيارى از فضايلى كه درباره امام على (ع) و فرزندانشان در ميان مردم منتشر است، مأخوذ از گفتار دشمنان و يادشده در كتاب معاندان