ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٠ - شرايط ديدار
معشوق به او جفا كرده است. وقتى وارد خيمه شد، طبيعى است كه يك عاشق حال طلبكارى عجيبى داشته باشد كه يكى از نكات و دقايق بسيار اين تشرّف، همين بخش ملاقات اوّليه است. امام زمان (ع) با يك جمله، صحنه را تغيير دادند. حال علىبن مهزيار حال عشق است، حال كسى است كه هر زحمتى مىبايد بكشد، كشيده و معشوق به او جفا كرده است؛ ولى حضرت با يك جمله فرمودند:
«كُنَّا نَتَوَقَّعُكَ لَيْلًا وَ نَهَاراً يا اباالحسن فَمَا الَّذِى أَبْطَأَ بِكَ عَلَيْنَا؟؛[١]
پسر مهزيار! ما شبانهروز منتظر آمدن تو بوديم. چه امرى موجب دير آمدن تو شد؟ چرا دير آمدى؟»
پسر مهزيار متحيّر شد. عجيب است من كه نوزده سفر به عشق حضرت آمدم، حالا حضرت مىفرمايند، شبانهروز منتظر تو بوديم؟ چطور اينها را جمع بكند؟ جوابى داد كه شايد شما هم بوديد، همين جواب را مىداديد، عرض كرد:
يابن رسولالله! آقا من كسى را نيافتم كه مرا به وجود شما دلالت كند. مىگويد حضرت چهار زانو نشسته بودند و با انگشت سبابه به سمت زمين اشارهاى مىكردند. اين جمله را كه عرض كردم، سرشان را بلند كردند و فرمودند: «يا اباالحسن! دليلش اين نيست. نه. آن كسى كه الآن كسى را به دنبال تو فرستاد، بيست سال پيش هم مىتوانست بفرستد.» و من متحيّر بودم پس چه دليلى دارد كه حضرت شروع كردند سه دليل براى اين قضيه آوردند- آن هم خطاب به على مهزيار، كسى كه عاشق است، كسى كه نوزده سفر حج كرده به خاطر زيارت آقا- سفر اوّلش سفر واجب بوده و نوزده سفر ديگر فقط به خاطر آقا. آقا نخواستند كه تكدّر خاطر براى او حاصل شود و خطاب را نسبت به همه شيعيان تمام كردند. فرمودند:
«وَ لَكِنَّكُمْ كَثَّرْتُمُ الْأَمْوَال؛ اى پسر مهزيار! شماها درصدد زياد كردن اموال بودهايد.» يعنى اگر كسى بخواهد تشرّف محضر امام زمان (ع) پيدا كند، بايد تمام وجودش و تمام دلش امامزمانى باشد. ببينيد حضرت كجا را دست مىگذارند. «وَ لَكِنَّكُمْ كَثَّرْتُمُ الْأَمْوَال وَ قَطَعْتُمُ الرَّحِم.» شما مراعات رحم و سفارشاتى را كه براى حق و حقوق بين شما شده است، نكرديد. حق و حقوق دينى و عاطفى بين خودتان را مراعات نكرديد. اين مسئله دومى بود كه حضرت سفارش كردند كه اگر تشرّفى براى تو حاصل نشد، دليلش يكى زيادهخواهى بود كه نسبت به اموال داشتى؛ نه زيادهخواهى حرام، آنكه خارج است و بلكه حلال؛ يعنى بايد امام زمانى خالص بود و حتّى اين مسئله را هم كنترل كرد و زاهد شد و بعد هم مسئله صله رحم و رسيدگى به ارتباطهاى عاطفى بين كسانى كه حقّى بر گردن انسان دارند. «وَ قَطَعْتُمُ الرَّحِم وَ تَجَبَّرْتُمْ عَلَى ضُعَفَاءِ الْمُؤْمِنِين.» اگر يك وقت نسبت به فقراى مؤمنان، بىتوجّهىهايى صورت گرفت، شما آنها را به استخدام گرفتيد يا به گونهاى نسبت به آنها ظلم روا داشتيد كه آنها را متحير كرديد. در بعضى از تعابير دارد كه (تحيرتم)، شما حق و حقوق فقرا را خلط كرديد. اين هم باز به مسئله اوّل برمىگردد؛ يعنى شما وقتى فقر را در مؤمن حس كرديد، بايد به ايمان او نگاه مىكرديد و بايد همه ارزشهاى انسانى را طبق ايمان او قائل مىبوديد و توجّه شما به اين مسئله نبود و اگر پاى خود را بر پاى فردى ضعيف گذارديد و ديديد كه مشكلى نيست، فشار مىداديد. حضرت اين را خطاب به همه مؤمنان بيان مىكنند كه علىبن مهزيار روى زمين نشست و شروع كرد به گريه كردن كه «التَّوْبَةَ التَّوْبَةَ سيّدى، الْإِقَالَةَ الْإِقَالَه» حضرت فرمودند «لابأس عليك» اينجا بود كه دلگرمىاى شد براى علىبن مهزيار.
تشرّف كار خيلى مشكلى است؛ يا رزقى خاص است كه نصيب بعضى افراد مىشود يا افرادى كه مىخواهند در مراتب عالى ايمان سير كنند و بر اثر خواست فراوان، خداى متعال رزق آنها مىكند كه در همين زمان هم بوده است كه بعضى اين رزق را داشتهاند و اين عنايات به آنها شده و اين مسئله را نمىتوان انكار كرد كه اكنون هم تشرّف محضر حضرت بقيّةالله (عج) ممكن است و بزرگانى از علما و بزرگان دلسوخته بودهاند كه نصيبى از اين معنا داشته و رزقى از اين سفره برداشتهاند. مقدّمات و تمهيداتى كه انسان را ارتقا مىدهد، نهايتاً بازگشتن به تقوا و رسيدن به مراتب عالىترى از تقوا و حضور در محضر حقتعالى و حضرت بقيّةالله (ع) است.
تشرّف و ديدار با امام توفيق عمومى يا خواص
\* آيا اساساً مسئله تشرّف در عصر غيبت وجود دارد يا خير؟ اگر اين جواب مثبت است آيا اين امكان براى عموم است يا خصوص؟
بله. تشرّف در زمان غيبت امكان دارد؛ اوّلًا بهترين دليل بر امكان آن، وقوعش است؛ ثانياً در برخى از دعاها كه درخواست ديدار مطرح شده، عبارت مطلق است. نظير عبارتى كه در دعاى عهد، عرضه مىداريم: «اللَّهُمَّ أَرِنِى الطَّلْعَةَ الرَّشِيدَة.»[٢] به نظر بزرگان هم امكان تشرّف وجود دارد؛ امّا خواصّى كه رزق تشرّف دارند، افرادى دلسوخته هستند. پيرمرد دلشكستهاى ممكن است نصيبش شود؛ دلسوخته زحمتكشيدهاى كه تمام همّ و غمّش عشق به حضرت بقيّةالله، روحىلهالفداء، است. در عين حال، ممكن است شخصى كه به صورت ظاهرى، داراى موقعيتى اجتماعى است نصيب پيدا نكند. اگرچه اين رزق براى افراد، ممكن است به ندرت اتّفاق بيفتد، امّا بودهاند افرادى كه محضر آن بزرگوار را درك كرده و بهره بردهاند.
شرايط ديدار
\* آيا شرط يا شرايطى خاص براى نيل به تشرّف ذكر شده است؟ اگر بله، اين شرايط كدامند؟
البتّه مسئله تشرّف به گونهاى پيچيده است كه در زمان خود امام عسكرى (ع) كه فرزندشان (ع) چندساله بودند، ايشان گاهى حضرت بقيّةالله (ع) را به بعضى از خواصّ شيعه نشان مىدادند[٣] براى اتمام حجّت و شرطى كه از مجموع قضاياى تشرّفات در چند جمله به نظر مىآيد، شرايط اوّليه را بايد دارا بود، به اضافه ايمان و تقوا و عمل صالح.
براى ارتباط با معصوم بايد سنخيّت وجود داشته باشد؛ يعنى عصمت نسبى براى شخصى حاصل شده و با گناه بيگانه باشد. در توقيع آن حضرت (ع) به شيخ مفيد (ره) آمده است:
«وَ لَوْ أَنَّ أَشْيَاعَنَا [وَفَّقَهُمُ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ] عَلَى اجْتِمَاعِ الْقُلُوبِ لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْيُمْنُ بِلِقَائِنَا فَمَا يُحْبَسُ عَنْهُمْ مُشَاهَدَتُنَا إِلَّا لِمَا يَتَّصِلُ بِنَا مِمَّا