ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٢ - سينما در سايه شيطان
اين جهان تسلّط دارد و مرگ به دست اوست و در فيلم «روح سوار»، با كاربرد خيرخواهانه نيروها و طلسمهاى شيطانى آشنا مىشويم! دهها فيلم ديگر اين مضامين كه شيطان قدرتمند است، كاميابى و خوشبختى را به بندگان و پيروانش مىبخشد و با كارهاى شيطانى مىتوان به نتايج نيكى رسيد يا اينكه گاهى براى يك خير بزرگ بايد دست به خيانت زد، تكرار مىشود.
در سال ٢٠٠٨ م. فيلمى با نام «گابريل» ساخته شد كه همان جبرئيل به زبان عبرى است. در اين فيلم، زمين طلسم شده و در ظلمت و تاريكى فرورفته است. خداوند گابريل را براى نجات انسانها و خروج آنها از تاريكى مىفرستد. گابريل در آغاز، به جستوجوى فرشتگانى كه پيش از او فرستاده شده بودند، مىرود؛ امّا مىبيند كه آنها آلوده شده و رسالت آسمانى خويش را رها كردهاند.
تصميم مىگيرد كه خود به مبارزه با شيطان و پايان دادن به تاريكى بپردازد؛ امّا در نهايت وقتى به كانون فرماندهى شياطين مىرسد، مىبيند يكى از فرشتگان كه پيش از او به زمين آمده بود، به نام سمائيل مركز تمام شرارتهاست. بر اساس نگرش يهودى، مسيحى كه فرشتگان را به اجبار در خدمت خداوند مىداند، سمائيل به گابريل مىگويد: من براى آزادى قيام كردهام. تو برادر من هستى و من تو را دوست دارم. بيا تا با هم مبارزه كنيم. گابريل در پاسخ او بر وظيفه خود تأكيد مىكند و با سمائيل وارد مبارزه مىشود. بعد از اينكه به هم آسيب مىرسانند. سمائيل باقيمانده نيروى خود را به گابريل مىدهد و از او مىخواهد كه راهش را ادامه دهد. در پايان فيلم گابريل رسالتش را واگذاشته و با خشم به سوى خدا صعود مىكند تا مانع از تباهى ساير فرشتگان به دست خدا شود.
اين تكرارها كه در بهترين قالب و با آخرين تكنيكهاى فيلمسازى و جلوههاى ويژه توليد مىشود، به تدريج انديشهها، انگيزهها و هنجارهاى اجتماعى را تغيير خواهد داد و اگر برنامهاى براى مواجهه با اين حركت و روشنگرى مردم وجود نداشته باشد، ديرى نخواهد گذشت كه بسيارى از مردم كه اتّفاقاً اهل علم و هنر هستند، شيطانگرا خواهند شد.
سينما، آخرين پردهبردارى از تفكّر شيطانى است كه آشكارا و گيرا نقش پيامبرى براى اين دين خرافى را بازى مىكند. ما در دورهاى زندگى مىكنيم كه اسرار قرنهاى گذشته بدون ملاحظه فاش مىشود. رازها و نمادهاى انجمنهاى مخفى قرون وسطا و فراماسونرى مدرن در عصر پست مدرن به نمادها و اليمانهاى هنرى تبديل شده و در برابر چشم تمام مردم دنيا قرار گرفته است و محرمانهترين آيينهاى ماسونى در آخرين فيلم استنلى كوبريك به نام «Eyes wide shut» به نمايش گذاشته مىشود. امروز شيطان به بخش عمدهاى از منابع اقتصادى، كانونهاى فرهنگى و نهادها و روابط سياسى مسلّط شده و بىپرده خود را نمايان ساخته و انسانها را وامىدارد تا كارى را در برابر او انجام دهند كه خودش در برابر انسان نكرد و از فرمان پروردگارش سر باز زد.
هنگامى در سال ١٩٦٩ م. فيلم «بچّه رزمارى» رومن پولانسكى بر پرده سينماها رفت، در واقع به نوعى نيمه پنهان ماه نمايان شد!
يعنى در حالىكه تا آن تاريخ، كسى از شيطانپرستى و شيطانپرستان و فرق منسوب به آنها خبرى نداشت، ناگهان جامعه آمريكا و هاليوود با پديدهاى تكان دهنده مواجه شدند كه مثل موجود سرّى فيلمهاى بيگانه، درون آنها رشد كرده و بزرگ شده بود و حالا با شكل و شمايلى كريه، خود را نشان داده و از درون آن جامعه بيرون مىزد.
هاليوودى كه تا آن روز، به حضور اخلاقيات و نمادهاى مذهبى در آثارش تظاهر مىكرد و به عنوان ويترين جامعه دينى آمريكا، خود را در مقابل سينماى ضدّ اخلاقى اروپا، حافظ معنويت و كرامت انسانى مىدانست، اينك در برابر يك پردهدرى ضدّ دينى قرار گرفته بود. سينمايى كه تا آن روز، جان فوردش به قرار دادن سمبلهاى كاتوليسم در فيلمهاى وسترن معروف بود و آلفرد هيچكاك در فيلم «اعتراف مىكنم»، مقام كشيش را تا آنجا بالا مىبرد كه حتّى در آستانه محكوميت جنايى هم حاضر نيست اسرار قاتلى را كه نزدش اعتراف كرده، برملا سازد و هنرى كينگ درباره قدّيسهاى به نام برنادت فيلم مىساخت و بزرگانش، مانند ديويد وارك گريفيث، هنرى كاستر، ويليام وايلر، نيكلاس رى و حتّى امروز مارتين اسكورسيزى و مل گيبسون، بخشهايى از زندگى عيسى مسيح (ع) را جلوى دوربين مىبردند.
امّا به راستى در سال ١٩٦٩ م. چه اتّفاقى افتاده بود كه موضوع