ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٠٩ - احيا و تكميل طب توسط ايرانيان مسلمان
مىرسيدند و پس از آن اگر نيازهاى دنيوى، آنها را از ادامه تحصيل بازنمىداشت، مىتوانستند به مطالعه در علوم طبّى مشغول شوند كه عملًا از توان ذهنى و جسمى بسيارى از آنها خارج بود. لذا نشر علوم پزشكى در زمان صفويه دوباره به الگوى ايرانيان باستان رجعت نمود و معلومات اين حرفه به صورت سينه به سينه و از پدر به پسر يا استاد به شاگرد منتقل مىشد.
البتّه در اين دوران، داروشناسى پيشرفت خوبى داشت و كتابهاى نفيسى نيز در زمينه طب و داروشناسى تحرير شد؛ از جمله اين كتب مىتوان به «تحفه» حكيم مؤمن، «مخزن الادويه» سيدحسين خان شيرازى، «خلاصة التّجارت» محمّدحسين نورخش بهاءالدّوله، معاصر شاه سلطان حسين صفوى كه خلاصهاى از آزمايشهاى بالينى و يكى از مهمترين كتب طبّى عصر خود بوده است و «طبّ شفايى» به قلم مظفّرالدّين محمّدحسين شفايى، پزشك و داروساز مشهور زمان شاه عبّاس اشاره كرد.
حكومت افشاريه و زنديه: در اين دوران (سدههاى ١٢ و ١٣ ه. ق.) پزشكى و درمانگرى پيشرفت قابل توجّهى نداشت و در ضمن با ورود پزشكان انگليسى، نفوذ طبّ اروپايى به ايران آغاز گرديد.
حكومت قاجار: در زمان حكومت قاجار ارتباط ايران با كشورهاى اروپايى توسعه پيدا كرد و علاوه بر ورود پزشكان خارجى و طبابت آنها در «تهران»، تعدادى دانشجو از ايران به كشورهاى اروپايى اعزام شدند تا در زمينههاى مختلف از جمله پزشكى تحصيل كنند.
پىنوشتها:
[١]. «و به يقين انسان را در رنج و مشقّت آفريديم.» سوره مباركه بلد، آيه ٤.
[٢]. «وَجَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا؛ ما شما را به صورت قومها و قبيلههاى مختلف قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد.»، سوره مباركه احزاب، آيه ١٣.