ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨١ - توفيق تشرّف و ميزان اختيار ما
نَكْرَهُهُ؛[١]
اگر شيعيان ما به عهد خود وفادار بودند، يمن ديدار ما از آنها گرفته نمىشد. ما را از آنها مخفى نكرده جز آنچه كه از آنها به ما مىرسد و ما آن را دوست نداريم و از آنها انتظار نداريم.»
غير از اين، دلشكستگى و دلسوختگى فراوان و اشك فراوان مىخواهد. بايد يك عمر در اين مسير سعى كرده باشد. اين تاجى است كه به طور طبيعى سر هر كسى نمىگذارند. اينكه كلاسى بگذارند، كما اينكه شنيدم كه در بعضى از شهرستانها گذاشتهاند تا در بعد از چند ترم حضرت را نشان بدهند، اصلًا در بين بزرگان شنيده نشده است. اين يك ارتباطى است كه براى افراد دلسوخته، به حسب موقعيّتى خاص و ارتباطى خاص، خداى متعال نصيب مىكند و تصوّر اين است كه افرادى كه رزق خاص دارند، به نحوى مورد توجّه هستند و از ابتداى زندگىاشان مورد توجّه بودهاند. اينها محفوظ مىمانند و يك دلشكستگى خاصّى دارند. اينها مورد توجّه هستند تا به محبوب خودشان برسند؛ حتّى براى تشرّفاتى كه غير از اصحاب حضرت و خواصّ حضرت دارند؛ نه تشرّفاتى كه عموماً گاهى پيش آمده. در نوعى عصمت و حفظ الهى بودهاند، يك سرى گناهان سنگين دوش اينها را سنگين نكرده و اين دلسوختگى در آنها بوده و اين عشق در جانشان موج مىزده است.
توفيق تشرّف و ميزان اختيار ما
\* اساساً دامنه اختيار غيرمعصوم براى امر تشرّف چقدر است؟ اگر ديدارى در بيدارى حاصل شود، چگونه مىتوان مطمئن شد كه آن شخص خود امام بوده است؟
البتّه براى بسيارى از داستانهاى تشرّفات خدمت حضرت بقيّةالله (ع) نمىتوان تضمينى قائل شد كه حتماً خود حضرت بودهاند؛ مگر در مواردى كه شواهد صدقى بر قضيه وجود داشته است و فهم اين شواهد، كارِ متخصّصان از علماى راه رفته ما بوده است. جريان سيد رشتى را نگاه كنيد. مرحوم حاج شيخ عبّاس قمى صاحب «مفاتيحالجنان» بعد از «زيارت جامعه كبيره» آن را نقل مىكنند.[٢] حاصل اين تشرّف، سفارشهايى است كه همين سفارشها را ائمّه ديگر (ع) به زبانهاى مختلف داشتهاند. نتيجه اين تشرّف، سوق دادن مردم به نافله شب، زيارت عاشورا و زيارت جامعه است؛ امور شخصى و امور مالى حاصل آن نبوده است كه الآن جامعه را دچار مشكل بكند.
بعيد به نظر مىآيد كه در اين قضيه بتوان اختيارى براى غيرمعصوم تلقّى كرد؛ مگر حضرت خضر كه باب حضرت بقيّةالله (ع) و مورد توجّه ايشان و انيس و مونس حضرت بقيّةالله، روحىلهالفداء، هستند و چه بسيار مناسب است كسانى كه توسّل به حضرت بقيّةالله (ع) دارند و عشق آن بزرگوار در دلشان موج مىزند، توجّهى هم به حضرت خضر (ع) داشته باشند؛ زيرا آن بزرگوار فعلًا باب حضرت بقيّةالله (ع) هستند و حضرت با ايشان مأنوسند.
به هر حال، دامنه تشرّفات به گونهاى نيست كه اختيارى باشد و محدوديتهايى در اين قضيه هست، براى اينكه قضيه تشرّفات لوث نشود و هر كسى مدّعى نشود و هر كارى را خواستند بكنند، از اين