ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٩ - سرنوشت سامرى
سرنوشت سامرى
مهدى محمديارى
سامرى، شخصيّتى بتپرست به نام موسىبن ظفر از سرزمين «عراق» بود كه در دوران نبوّت حضرت موسى (ع) به «مصر» آمد و به آن حضرت ايمان آورد.[١] سامرى، خالهزاده موسى (ع) و شاگردش بود.[٢]
مفسّران گفتهاند: سامرى هنگام نزول وحى بر موسى (ع)، جبرئيل را ديد. او يكى از نخبگان «بنىاسرائيل» بود. هنگامىكه جبرئيل پس از غرق شدن فرعون و لشكريان او بر اسب بهشتى سوار بود، سامرى مقدارى از خاك جاى پاى جبرئيل را براى تبرّك برداشت. از خواصّ آن خاك اين بود كه به هر چيزى نزديك مىشد، روح در آن، دميده مىشد و حركت مىكرد.[٣]
گوساله سامرى يا گوساله هارون، گوسالهاى از طلا بوده است كه سامرى (به روايت قرآن) يا هارون (به روايت تورات)، آنگاه كه موسى (ع) به كوه «طور» رفته بود، از زر ساخت و بنىاسرائيل را به پرستش آن دعوت كرد.[٤]
درخواست بنىاسرائيل از حضرت موسى (ع) براى كتاب و شريعت باعث شد تا حضرت موسى (ع) سى روز براى عبادت به كوه طور برود. موسى (ع)، هارون (ع) برادرش را در ميان قوم، به جانشينى گذاشت تا به فرمان او زندگى كنند و به «طور سينا» رفت. به فرمان خداوند، وعده سى روزه او به چهل روز كشيد.[٥] در اين هنگام، سامرى، بنىاسرائيل را گرد خود آورد و گفت: موسى با هفتاد تن از ميان شما بيرون رفته است و همه هلاك شدند. اكنون مىخواهم خداى موسى (ع) را به شما بنمايانم.
سامرى، منسوب به «سامر» يا «سامره» است. در حال حاضر، نام محلّى در «فلسطين» است كه به نظر مىرسد اسم قوم يا طايفهاى باشد كه در گذشته در آنجا مىزيستند. برخى بر اين باورند كه همفكران با فرزندان سامرى، بعدها در منطقه «سامره فلسطين» ساكن شدند و نام اين محل يا طايفه، به اعتبار سكونت همفكران يا فرزندان او بوده است.
سامرى، از اصحاب حضرت موسى (ع) و داراى دانشى شگفت و علمى برتر بود. وى، از دانش شهودى و رياضت بهره برده بود و دستى بر علوم و دانشهاى غريبه داشت.
اصل ماجرا را از زبان «قرآن كريم» بخوانيم.