ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٥ - گونه شناسى عوالم غيبى و ساكنان آنها
نمىشوند. وقتى عبد صالحى نماز شبى مىخواند، همان موقع اين نماز صورت ملكوتى پيدا مىكند و ممثّل به صورتى مىشود. ملائكه آن را برمىدارند و تا مقام قرب الهى بالا مىبرند؛ ولى شيطان بلافاصله خودش را مىرساند تا ببيند آيا مىتواند عمل مؤمن را مخدوش كند و به اخلاص مؤمن آسيب بزند و عملش را از بين ببرد؟ آيا مىتواند مؤمن را به عُجب و ريا مبتلا كند؟ وقتى مؤمن دچار عجب و ريا شد، آن صورت ممثّل مخدوش مىشود و قدرت ارتقا و طى طريق تا مقام قرب را از دست مىدهد. شيطان اين مسئوليّت را به عهده خودش و ابنائش گذاشته است.
شيطان همانند خون در رگ و ريشه بنىآدم در سريان و جريان است. اصلًا ديدن شيطان كار هر كسى نيست. ديدن شيطان كه از اجسام مجرّد به شمار مىآيد، كار اولياى شيطان است؛ چنانكه فرعون، شيطان را مىديد و شيطان سراغ او مىآمد يا كار انبياء و كسانى است كه اهل شهود باشند. آنها هستند كه مىتوانند او و خرابكارى او را ببينند. در حديثى است كه حضرت عيسى (ع) داخل يك چهارديوارى بين راهى شد تا استراحت كند. اين بزرگوار بسيار زاهدانه زندگى مىكرد. زاهد حقيقى بود و هيچ جايى حتّى براى استراحت نداشت؛ نه خانهاى و نه اثاثى. در آنجا، نيمهخشتى را ديد و آن را به زير سر كشيد. بلافاصله شيطان حاضر شد. خطاب به شيطان فرمود: اى ملعون! كجا آمدى؟ چرا دفعتاً حاضر شدى؟ مگر من چه كردم كه تو خودت را رساندى؟ شيطان گفت: اى پيغمبر خدا! ديدم نيمهخشتى را به زير سر كشيدى. گفتم مىروم و به او القاء مىكنم كه مىتوان بهتر از اين زندگى كرد و يك خشت را تبديل به متكّا كرد. حضرت عيسى روحالله (ع) فرمود: نيمهخشتى را هم به ما نمىتوانى ببينى؟ نيمهخشت را كنار زد و خوابيد. او هم رفت.[١]
شياطين خوب مىدانند چگونه عمل مؤمن را خراب كنند. بالأخره شيطان مسيرى را طى كرده و به فرمايش اميرالمؤمنين (ع) عبادتهاى شش هزارساله داشته است.[٢] شما ببينيد كه در ابتداى خلقت، وقتى شيطان وقت و فرصت از خداوند خواست،[٣] خداى متعال فرمود تو را تا «روز وقت معلوم» فرصت خواهيم داد؛[٤] درحالى كه او تا قيامت فرصت خواسته بود؛[٥] ولى خداى متعال تا زمان ظهور حضرت بقيّةالله، روحىلهالفداء، به او فرصت داد[٦] و او قسم ياد كرد كه:
«قالَفَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ؛[٧]
خدايا! به عزّت و جلال تو همه اينها را گمراه خواهم كرد؛ مگر بندگان مخلَصت را.»
توجّه داشته باشيم آن زمان كه هنوز بندگان مخلَص به دنيا نيامده بودند، ابتداى خلقت حضرت آدم (ع) بود؛ ولى او به كار خودش و كيفيّت كارش احاطه داشت. او مىداند هر عمل صالحى وقتى از مؤمن صادر مىشود، قابل خدشه است؛ مگر عملى كه از روى اخلاص صادر شود. عمل مخلصانه در زاويهاى صادر خواهد شد و ارتقا پيدا خواهد كرد كه شيطان نمىتواند آن عمل را ببيند؛ لذا از همان اوّل، آن عمل خالص و عمل «مخلَصين» را استثنا كرد. به دليل اينكه آن عمل براى او نامرئى خواهد بود و او نمىتواند بر آن احاطه داشته باشد. شياطين احاطه زيادى به كار دارند و كيفيّت خراب كردن را خوب بلد هستند. آنها جنس و موادّ كارشان موادّ ديگرى است. شما ببينيد در شب عاشورا، حضرت سيّدالشّهداء (ع) نزديك خيمهها نشسته و به شمشير تكيه داده يا سر مباركشان را روى دسته شمشير گذاشته بودند و گويا مقدارى خواب بر چشمان مبارك حضرت غلبه كرد. لشكر دشمن حمله كردند. حضرت زينب (س) هجوم دشمن را حس كردند. خدمت برادر آمدند و عرضه داشتند: «أخى أباعبدالله يا ابن امّى!» حضرت چشم گشودند و فرمودند: «چه شده خواهرم؟» حضرت زينب عرض كردند: «قَد قُرب منّا العدو؛ دشمن نزديك شده است. چه مىخواهند؟» حضرت اباعبدالله (ع) وقتى كه ديدند اضطراب، اهلبيت و حضرت زينب (س) را فرا گرفته است، فرمودند: «خواهرم! شيطان حلمت را نبرد.»[٨]
شيطان موادّ كار خودش، يعنى حلم، ايمان، نماز و ... را مىتواند ببيند و به آنها آسيب وارد كند. از آن طرف، كسى كه اهل شهود شده و چشمان او آنقدر لايق و پاك شده است كه موجودات مجرّد ملكوت را مىتواند درك كند، به فضل خدا مىتواند اعمال خود را از آفت نگه دارد.
گونهشناسى عوالم غيبى و ساكنان آنها
\* آيا عوالم غيبى و ساكنان آنها قابل دستهبندى هستند يا خير؟ اگر پاسختان مثبت است، به چه صورت؟