ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٦ - روش بديع ايشان براى مبارزه با آفات
به خاطر وظيفهاى كه من به عنوان يك ايرانى وطن پرست داشتم. براى من و همسرم بسيار مهم بود كه هر كارى مىكنيم براى كشور خودمان بكنيم. براى همين، بعد از انقلاب برگشتيم و رجعت كرديم. به اين معنا كه بعد از برگشتمان ابتدا به «تهران» رفتيم؛ ولى حتّى در تهران هم نمانديم و به گيلان آمديم.
\* چه شد كه به كشاورزى روى آورديد؟
پدر همسرم، اوّلين مهندس كشاورزى غرب گيلان و جزو اوّلين فارغ التّحصيلان كشاورزى از «دانشكده كرج» در سالهاى سى شمسى به شمار مىرفتند؛ بنابراين بستر كشاورزى اينجا وجود داشت؛ ولى پدر همسرم همه را رها كرده بود و كشاورزى را پى نمىگرفت. بعد كه ما برگشتيم، شروع به كشاورزى كرديم. بهرغم اينكه تخصّص من و شوهرم كشاورزى نبود؛ امّا خواستيم كارى كنيم و در بخش توليد، ارباب خودمان باشيم؛ نه كارمند شركت و سازمان. به اين شكل وارد اين كار شديم، تجربه آموختيم و در منطقه به عنوان كشاورزانى كه پيشرو هستند، الگو شديم.
معرفى رويكردها و روشهايى كه سبب متمايز شدن پارسى از سايرين شد
\* وجه تمايز كار شما چه بود كه به عنوان الگو مطرح شديد؟
براى اوّلين بار، ما مزرعه را به شكل نوين اداره كرديم. در طى دوران، كشاورزى را به سمت مكانيزه شدن برديم. البتّه با گذر از سختىهاى بسيار. چندين سال خشكسالى بود. محصولاتمان سوختند؛ ولى ما مانديم و از خزانههاى علمى استفاده كرديم. با استفاده كمتر از بذر، با تكيه بر علم و دانش. كشاورزى درمزرعه، ابتدا كاملًا به شكل سنّتى انجام مىشد؛ ما اين راهها را با زحمت فراوان طى كرديم.
\* چرا طى اين سالها بر توليد در بخش كشاورزى تأكيد كرديد؟ با وجود اينكه در بخشهاى ديگر، شرايط بهترى هم وجود داشت؛ براى مثال اين سالها مقارن با اوج رونق ساخت و ساز در كشور بود.
بله؛ حتّى همسرم مهندس معمار بود و تحصيلاتش را در «آلمان» گذرانده بود. همه به او توصيه مىكردند كه زمين بخرد و كار ساخت و ساز انجام دهد؛ ولى ما هيچكدام از اين كارها را نكرديم و تمام سرمايهامان را در بخش كشاورزى صرف كرديم. من اينها را براى اين مىگويم كه چيزى كه راهبرد ما طى اين سالها بوده، نه سود، بلكه توليد بوده است؛ كمك به توليد غذا بوده است. ما به عنوان توليد كننده از همه سختىها عبور كرديم؛ چون مىخواستيم بگوييم كه ما مىمانيم و به جايى كه سود بيشترى دارد، نمىرويم.
\* قبل از انقلاب در كدام كشور مشغول تحصيل بوديد؟
من «فرانسه» و همسرم آلمان.
\* سطح زير كشت و حجم كارتان چقدر است؟
١٥ هكتار كشت برنج و بيش از ٥ هكتار درختكارى؛ البتّه كارهاى مختلف ديگرى هم هست.
\* چند نفر را مشغول به كار كرديد؟
آن زمان كه شروع به كار كرديم و كار مكانيزه نبود، سى، چهل نفر در مزرعه ما كار مىكردند؛ ولى ما كارمان را مكانيزه كرديم. در حقيقت، ما بر بال حركت زمان سوار شديم؛ وقتى كه نيروى كار كمياب شد، به اين دليل كه جوانان درس خواندند و ديگر نخواستند كار كشاورزى انجام دهند، ما به سمت مكانيزاسيون رفتيم؛ ولى همچنان جزو كسانى هستيم كه افراد زيادى از كار در مزرعه ما بعدها كار ديگرى را شروع كردند.
\* كنار اينها كار ديگرى هم مىكنيد؟ مانند صنايع تبديلى، گلخانه، دامدارى؟
دامدارى در حدّ تأمين نيازهاى خودمان. ما يك تعدادى گاو داريم كه براى مصرف خودمان است؛ شيرمان را تأمين مىكند؛ چند تا مرغ داريم كه غذاى ما را تأمين مىكند؛ سبزى كارى را من خودم انجام مىدهم؛ يعنى در حدّ نيازهاى شخصى خودمان. امّا قبلها، در سال ١٣٣٤، اوّلين كارخانه شالى كوبى در اين منطقه توسط پدر همسرم تأسيس شده بود.
\* اين كارخانه را هنوز داريد؟
سال ٧٩ به علّت اهمال كارگرمان برنج كوبى ما سوخت و به دليل بيمارىهايى كه براى افراد خانواده به وجود آمد، ديگر پيگيرى نكرديم؛ ولى در صدد تأسيس يك برنج كوبى هستيم.
\* وجه تمايز محصول شما با ديگران چيست؟
ما «برنج سالم» توليد مىكنيم. به خاطر تفكّرات محيط زيستى من؛ چون برايم سلامتى و پايدارى بسيار مهم است. در ابتدا ما فكر كرديم سم و كودى كه در مزرعه استفاده مىكنيم، بسيار زياد است و احتمالًا مىتواند براى سلامتى مضر باشد؛ پس، از ابعاد كوچك شروع كرديم به اينكه سم نزنيم.
روش بديع ايشان براى مبارزه با آفات
\* يعنى شما سم نمى زنيد؟ حتّى براى مبارزه با ساقه خوار؟
الآن حتّى برنج تراريختهاى توليد مىشود كه دستكارى ژنتيكى مىشود، براى اينكه كرم ساقهخوار بر آن اثر نكند؛ ولى ما نيازى به اين كارها نداريم؛ ما اين كار را به شكل خيلى طبيعى در مزرعهامان شروع كرديم. در ابتدا با هزار متر شروع كرديم و الآن تمام مزرعهام را شامل مىشود. سالهاست مبارزه بيولوژيك مىكنم. نتيجه اينكه حتّى در سالهايى كه در استان با طغيان كرم ساقهخوار هم مواجه بوديم، من حتّى يك دانه هم كرم ساقهخوار در مزرعهام نداشتم.
\* چطور اين آفت را ريشهكن كرديد؟
من مبارزه بيولوژيك كردم. من زنبورهاى كوچكى را در مزرعهام گذاشتم؛ اين زنبورها خودشان كرمهاى ساقهخوار را مىخورند؛ اصلًا هم سم نمىزنم؛ برنجم سالمِ سالم است؛ كود شيميايى را هم به حدّاقل رساندهام. حتّى بخشهايى را اصلًا كود شيميايى نمىزنم؛ اين يعنى غذاى سالم.
\* آيا محصولتان و درآمدتان از جهت مقدار و سود، دچار مشكل نشده است؟ يعنى برداشتتان كمتر نمى شود؟
خير؛ هيچ وقت كمتر نشده است. قاطعانه مىگويم كه ميزان محصولم اصلًا كمتر نيست. خيلى از اطرافيان من، وقتى كه نتيجه كار را ديدند و اينكه هزينهاى هم براى سموم نمىدهم، همين روش را در پيش گرفتند. چون من هزينه چندانى براى سم نمىكنم؛ ولى ديگران هزينه زيادى مىكنند. من هكتارى ده هزار تومان هزينه مىكنم؛ ولى آنها هكتارى پنجاه هزار تومان. اين روش بسيار به صرفهتر هست؛ ضمن اينكه محصولم هم سالم است.
\* آيا براى اشاعه اين روش، تلاشى كردهايد؟