ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٥ - سينما در سايه شيطان
سياه، عنكبوت، شغال، كلاغ و بز قالبهايى هستند كه شيطان و يارانش در آن فرو مىروند. در سهگانه «ارباب حلقهها»، سايرون، شيطان اصلى، به شكل چشمى در بالاى ستون سنگى در كنار دوزخ و درياچه آتش تصوير شده است. در سه گانه «ماتريكس» هم خداى شرور كامپيوترى، به صورت مدارهاى الكتريكى نشان داده شده است. در فيلم امگا كد ٢، شيطان به شكل اژدهاى بالدار با دو شاخ قوچى در پايان فيلم از بدن تسخير شدهاى بيرون مىآيد و چهره واقعى خود را نشان مىدهد يا در فيلم «پسر جهنّمى»، دو شاخ قوچ مانند روى سر موجود شيطانى رشد مىكند كه او با شكستن آنها شرارت را از وجود خود دور مىكند.
در سالهاى اوّل تاريخ سينما، تصويرسازى شيطانى تا حدّ بسيار زيادى بر نقّاشى مبتنى بود؛ مثلا در فيلمهايى، مانند «فاوست».
در نوعى طبقهبندى، فيلمهايى كه درباره شيطان ساخته مىشوند، چند گروهند: در برخى فيلمها چون «هرى پاتر» و «ارباب حلقهها»، قدرت بسيارى به شيطان مىدهند؛ گرچه سخنى از خدا به ميان نمىآيد. گروهى از فيلمها، مانند «جنگير» و «طالع نحس» در كنار شيطان، از مسيح نيز ياد مىكنند؛ ولى قدرت بالاى شيطان در اين آثار محوريت دارد؛ برخى ديگر شيطان را قدرتمندتر از خدا به نمايش درمىآورند؛ مانند «طالع نحس» و «كنستانتين».
تعداد فيلمهاى با محوريت شيطان در تاريخ سينما، بسيار است. در تلويزيون ايران هم تجربههايى، مثل «او يك فرشته بود» و «اغما» را در اين زمينه داريم. گفته مىشود قرار است فيلم ايرانى «شيطان شلوار لى مىپوشد» با محوريت مستقيم شيطان ساخته شود.
فارغ از انتقادات عقلى، كلامى و تاريخى در باب صحّت و سقم «مكاشفات يوحنّا» و پارامترهاى موضوعى و محتوايى چنين فيلمهايى، مىتوان وجوه مشتركى از نمايش شيطان در اين آثار را برشمرد:
الف) «شيطان ظهور مىكند» و در واقع از يك غيبت هزار ساله بازمىگردد و اين ظهور، چه در سطح فردى و چه در مقياس اجتماعى و سياسى، در بافت فرهنگى و ذهنيت كنترل شده غربى معنا مىيابد و تعبير مىشود. وجوه بارز آن در حوزه گرايشهاى سياسى غرب، فيلمهايى همچون «فاينال فانتزى» (نهايت خيال) يا «سرزمين بهشت» است كه سال بازگشت و حمله شيطان به بشر را سال ١٩٧٩ م. معرفى مىكند؛ يعنى سال ظهور انقلاب اسلامى ايران و حتّى در فيلم فاينال فانتزى، محلّ خروج شيطان را «درّه كاسپين» (درياى مازندران) به تصوير مىكشد و از اين قبيل مثالها؛
ب) شيطان نوظهور غربى قدرت تصرّف و تسخير و حلول دارد و از كششى رازگونه بهره مىبرد. اين شيطان آنگونه است كه اگر روح خود را به او بفروشى، قدرتهايى ويژه مىيابى (آنچنان كه «دكتر فاستوس» در نمايشنامه معروفى به همين نام، به قلم كريستوفر مارلو اين راه را در پيش مىگيرد) همين رازوارگى و منشأ حقيقى قدرت دانستن شيطان، يكى از زمينههاى شيطانگرايى نوين است؛
ج) كسانى كه سر راه شيطان يا حتّى مسيح قرار مىگيرند، معمولًا تناسب درونى و شخصيتى با اين واقعه ندارند؛ بدين معنا كه شخص تصرّفشده توسط شيطان يا مورد توجّه قرار گرفته توسط مسيح، لزوماً انسانهاى (به ترتيب) پست و شريفى نيستند و حتّى به نظر مىرسد به عمد، عكس اين مطلب اتّفاق مىافتد؛ يعنى انسانهاى بىگناه تصرّف شيطانى مىشوند و از آن طرف، در فيلمى مثل «استيگماتا»، گويا روح مسيح در كالبد زن بدكارهاى حلول مىكند و اين انحراف ذهن از ويژگىهاى باطنى و درونى و اصلاح آنها به سمت يك واقعه صرفاً اتّفاقى است.
ويژگىهاى شيطان هاليوودى به علاوه نكات فراوانى كه در كتابها، رمانها و شبه فلسفههاى نوپديد و به طور كلّى نظام رؤياپردازى و رسانهاى غرب وجود دارد، تأثيراتى تدريجى در بلندمدّت برجاى گذاشته است. اتّفاقى كه در تاريخ ٦/ ٦/ ٢٠٠٦ اتّفاق مىافتد، شايد نمونه گويايى باشد. در اين تاريخ، نسخه بازسازى شده «طالع شيطانى ٦٦٦» و به بهانه قرار گرفتن سه ٦ در شمارش تاريخ دركنار هم كه نشانه شيطان است، به نمايش درمىآيد. در اين تاريخ دو طيف از مردم ظهور مىكنند: گروهى كه از ترس نحوست، قدرت و شرور شيطان از خانهها بيرون نمىآيند و گروهى كه به عكس، اين تاريخ را براى جشنها و عروسىهاى خود انتخاب مىكنند. اين دو گروه به نوعى مغلوب و منفعل شيطان، دستپرورده همين نظام فرهنگى هستند. اين دو طيف در مورّخه ٦/ ٦/ ١٩٧٦ كه نسخه اوّليه طالع شيطانى به نمايش درآمد، وجود نداشتند و به نظر مىرسد شيطان هاليوودى تأثيرات خود را برجاى گذارده است.