ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٦ - سينما در سايه شيطان
اين تأثيرات به گونهاى ديگر در پذيرش تدريجى و تلطيف و قلب ماهيت مفاهيم شرّ و شيطان و سوق مخاطب به اين هدف ديده مىشود. در موج جديدى از آثار هاليوودى، شيطان ديگر آن موجود پليد و منفور نيست. پولانسكى كه در فيلم «بچّه رزمارى» شيطان را قدرتمند، مخوف و منفى تصوير مىكرد، امروز به «دروازه نهم» مىرسد كه پرستش بى چون و چرا و محض شيطان را دلپذير و تبليغ مىكند. در فيلم «دروازه نهم»، ديگر درگيرى خير و شرّ وجود ندارد؛ بلكه مسئله، سبقت به سوى شيطان است؛ آنگونه كه مخاطب آرزو مىكند به جاى قهرمان فيلم، به قدرت مطلق و رازگونه شيطان ملحق شود.
نمادهاى شيطانپرستى، همچون ستاره پنج پر در فيلم «رمز داوينچى» به نمادهايى مثبت تبديل مىشوند و علامت ٦٦٦ كه پيشتر نماد و نشانه شيطان دانسته مىشد، به يك نماد هندسى مقدّس تعبير مىشود يا فراماسونرى با همه پليدىهايش در فيلم «ثروت ملّى»، به عنوان ميراثدار گنج عظيم و تاريخى كلّ بشر معرفى مىشود. (اين فيلم متأسّفانه در دو نوبت، بدون كمترين تحليل از شبكه سه سيما به نمايش درآمد) يا جادوگران كه چهرهاى كريه داشتند و همواره در سايه شيطان مىزيستهاند، امروز به قهرمانان نوجوانان ما در آثارى، همچون «هرى پاتر» و «ارباب حلقهها» بدل مىگردند.
با اين وصف، به نظر مىرسد وارد موج دوم نمايشهاى شيطانى شدهايم كه به جرئت مىتوانيم عنوان شيطانگرايى بر آن اطلاق كنيم. موج اوّل به نمايش انحرافى خارج از جايگاه حقيقى شيطان (چه جايگاه وجودى و چه مقام تاريخى مبتنى بر حكمت تاريخ) معطوف بود و موج جديد به توجيه، دلپذير، صاحب تقدير و مطلق معرفى كردن آن برمى گردد. در اين موج، پيچيدگىها و گفتمان سياه شيطان- خدايى تبيين مىشود.
با اين اوصاف، يك ترديد جدّى خود را به صورت اين سؤال باز مىنماياند كه: فارغ از نوع نمايش و صحّت و سقم محتوايى و مباحث كلامى و فقهى درون موضوعى درباره نمايش و تجسّد ويژگىهاى شيطان، آيا اصل اين موج، ظهور عوالم غيبى در رسانه ملّى، حركتى حكيمانه و بر اساس گفتمان دينى متناسب با زمانه ماست يا سايهاى است از آنچه در دنياى غرب (با مبانى، گرايشها و غايت و جايگاه تاريخى متفاوت و گاه متضاد با ما) در حال وقوع است؟!
البتّه نمايش فلّهاى فيلمهاى هاليوودى، با مضامينى از اين دست در بخشهاى مختلف رسانه ملّى و ظهور برنامههايى با همين رويكرد، چونان برنامه سينما و ماوراء مىتواند ما را به پاسخ اين سؤال نزديك كند. پرسش اساسى ديگرى كه وجود دارد، اين است كه اساساً نماد شرارت و ظلم و سياهى روزگار ما كيست؟! آيا شيطان در حال احتضارى كه مهلتش در حال اتمام است (بر اساس برخى روايات، ابليس در «مسجد كوفه» به دست حضرت ولى عصر (عج) از بين خواهد رفت.) يا سعه صدرى كه جريان تاريخى باطل در كفر و الحاد خويش و در صورت يك كلّ فرهنگى و تمدّنى عرضه كرده است؟! (كه البتّه ثمره مشترك تلاشهاى ابليس و اهواى انسانى و خردجزئى سودانگارانه است.) اين مسئلهاى است كه تأمّل نخبگان فرهنگى و انديشمندان و