ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٤ - سينما در سايه شيطان
و «داستان تولّد ضدّ مسيح» با تلفيقى از دجّال و ضدّ مسيح و سفيانى نيمهانسان و نيمهحيوان بيانگر اين نكته است كه تحت تكفّل يك آمريكايى متنفّذ، حكومت آخرالزّمانى برپا مىشود.
بر همين اساس و با محوريت جدال خير و شر در مدل آخرالزّمانى شبه دينى، ويليام فريد كين در سال ١٩٧٣ م. بر اساس رمانى از ويليام پيتر بلاتى، در فيلم «جنگير» اين موضوع آخرالزّمانى را به يك فضاى غالب رساند و با فيلم خود، جريانى از آثار سينمايى «شبه دينى/ شيطانى» را ايجاد كرد كه در آنها، شيطان به صورت اجنّه و ارواح خبيثه در مقابل خدا قرار مىگيرد. در واقع اين بار، خطرهاى آخرالزّمانى از مفاهيم مشخّص «كتاب عهد عتيق» بيرون مىآمد و در يك نوع نگرش نادرست الهيات مسيحيت تحريف شده، شيطان را رقيب خدا به شمار مىآورد و نه به سان آنچه در اديان توحيدى و به خصوص اسلام آمده، بنده خدا.
در چنين نگاه غلط و انحرافى، شيطان به جبر مىتواند انسان را تحت اختيار گرفته و به اصطلاح تسخير نمايد و در مقابل او، خدا و مسيح، به عنوان منجى قرار دارند؛ احتمالًا با كمى قدرت بيشتر كه در نهايت، شيطان را آرام و مغلوب سازند؛ مثلًا در فيلم جنگير، سرانجام كشيش جوانتر با يك نوع عمليات انتحارى (برگرفته از اسطورهاى منتسب به عهد عتيق، به نام سامسون) جنّى به نام پازوزا را از وجود دختر نوجوانى خارج مىسازد.
در نگاه جبرى و تقديرى فيلمهاى آخرالزّمانى شبه دينى، قربانى حقيقى انسان است كه در نبرد ديرپاى خدا و شيطان گرفتار شده و همين نگاه عهد عتيقى و انجيلى كه برپاى تحليل الهيات تحريف شده مسيحيت صهيونيستى به فيلمهاى هاليوودى نفوذ كرده، بيش از چهار دهه است كه نوعى تفكّرات صهيونى را در ميان نسلهاى مختلف رواج مىدهد؛ نگرشى كه شيطان را به نوعى رويينتن مىداند و مخاطب را از او مىترساند؛ در حالى كه خداوند در «قرآن»، شيطان را جنّى خطاكار و رانده شده دانسته كه به هر حال بنده اوست؛ ولى از حضرت حق تا زمان معلوم فرصت گرفته تا منكران خداوند را منحرف سازد. آثارى همچون «امگا كد»، «نشان هفتم»، «پايان دوران»، «دروازه نهم» (از رومن پولانسكى) و ... و همين فيلم «آيين مذهبى» چنين نگاهى را اشاعه مىدهند.
فيلم آيين مذهبى ساخته ميكاييل هافستروم كه پيش از اين آثار آخرالزّمانى، همچون «١٤٠٨» و «وى مثل وندتا» را كارگردانى كرده، از فيلمنامه مايكل پترونى (نويسنده فيلمنامه آثار آخرالزّمانى، مانند «وقايعنگارى نارنيا»، «سفر كشتى سپيده پيما» و «تسخير شده») بر اساس كتابى از مت بگيلو ساخته شده است.
شيطان در سينما، معمولًا مظهر ايجاد وحشت، وسوسه، فريب، پليدى و گاه نابودى است؛ يك بستر داستانى دراماتيك كه ميدان نبرد خير و شر است و نياز به قهرمان و ضدّقهرمان دارد. عموماً در فيلمهاى شيطاندار (!)، شيطان، آنتاگونيست ماجراست و در اين فيلمها، نقش بسيار مهمّ شر را دارد. اغلب هم اينگونه فيلمها به ژانر وحشت تعلّق دارند.
شيطان در سينما، غالباً از قدرتى بلامنازع برخوردار است و اين قدرت، ريشه در ماهيت فرامادّىاش دارد. گاه درجلد انسانها و گاه در جلد حيوانات يا اشيا فرو مىرود، مرزهاى زمان و مكان را پشت سر مىگذارد و مىتواند به هر چهره و شكلى درآيد. از اينرو، قهرمان داستان براى مواجهه با او و غلبه بر او كار بسيار دشوار و گاه غيرممكنى پيش رو دارد. درعين حال همين ويژگىها، شيطان را واجد جذّابيتهاى تصويرى و دراماتيك بسيارى مىكند كه باعث مىشود همواره ميان فيلمنامهنويسان و فيلمسازان، مشترى داشته باشد.
شيطان در فيلمهاى «آه خدايا! تو شيطانى»، «ساحرگان ايستويك»، «قلب فرشته»، «وكيل مدافع شيطان»، «پايان دوران» و «مسحور شده» به شكل انسان و در فيلمهاى «افسانه»، «امگا كد ٢»، «مهياى جهنّم» و «نابودگر جهنّم» به صورت حيوان و جانور و در فيلمهاى «موميايى»، «هرى پاتر»، «جنگير»، «طالع نحس» و «مرد عنكبوتى» به صورت نيمه انسان يا روحى در كالبد انسان به نمايش در آمده است. شيطان در كالبد انسان حلول مىكند و براى اعمال نيروهاى خود، لاجرم نيازمند كالبد آدمى است. شيطان گاهى در جسم يك كودك، گاه در كالبد يك زن و گاه در قالب يك انسان بانفوذ، نياتش را عملى مىكند. شيطان برخلاف اسطورههاى قديمىاش، در فيلمهاى جديد معمولًا مرد است. در فيلمهاى اخير، شيطان موجودى خوشسيما، خوشاندام، باوقار، جذّاب، سخنور و داراى نگاهى تيز است.
حيوانهايى مثل عقرب، مار، اژدهاى بالدار و شاخدار، خفّاش، سگ