ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٢ - اوتاد، ابدال و رجال الغيب
كانال وارد نشوند. بالأخره اين هست؛ ولى محدود به خواصّ از اهل ايمان و تقوا و مراقبههاى بالا.
ديدار با امام زمان (ع)، سرّى از اسرار الهى است. مرحوم آيتالله كشميرى مىفرمودند: حال ملاقات، حال خاص و فوقالعادّهاى است كه در ضمن آن، ارتباطى سرّى با مركز اسرار عالم برقرار مىشود. ايشان ادامه مىدادند: اگر كسى بر اثر گفتن ذكر يا خواندن دعايى حالى پيدا كند، اگر آن حال را براى ديگران نقل كند، آن را از دست مىدهد. شرف ملاقات هم اين چنين لطافتى دارد. عموم تشرّفاتى كه نقل شده است، گزارش آن بعد از فوت شخص ديدار كننده به دست ما رسيده است. هر چند مسئله ملاقات با امام زمان (ع) حقيقت دارد؛ ولى آنقدر لطيف است و نگهدارى، مراقبت و مراعات مىخواهد كه اگر كسى در طول زندگى خود روى گزارش آن ملاقات مانور بدهد، آثارش را از دست مىدهد. علّت آن هم اين است كه ملاقات با آن حضرت، با ديگر ملاقاتها تفاوت دارد. در اثر ديدار با ايشان، سرّى در وجود انسان احيا مىشود كه نبايد خبر آن به نفوس نامحرمان منتقل شود؛ و الّا اگر شخص در ايّام حياتش خلاف اين قاعده عمل كرد، آن سرّ، لطمه مىخورد و ثمرات و مزايايى را كه به واسطه آن سرّ، نصيبش شده يا كم مىشود يا آنكه آن را به كل از دست مىدهد. به همين سبب، هرگاه براى بزرگان ديدارى رخ مىداده است، سفارش مىكردهاند كه هرگز در ايّام حياتشان آن را براى ديگران نقل نكنند تا دچار عوارض ناشى از اين نقل نشوند.
خلاصه اينكه تا وقتى اين سرّ، قابل انس، لذّت الفت و بهرهورى است كه مخفى باشد و اگر خبر آن منتشر شد، دچار آفت مىشود؛ چه برسد به آنكه عدّهاى بخواهند مدّعى شوند و با ذكر ادّعاى خود در مجالس و محافل از اين ماجرا، نان بخورند.
اوتاد، ابدال و رجالالغيب
\* در پايان اين بحث، هرجند البتّه طولانى هم شد، لطفاً درباره حلقههاى گرد حضرت، نظير اوتاد، ابدال و رجالالغيب، ضمن معرفى اين حلقهها و دايره وظايف، بفرماييد اختيارات اين افراد چگونه است؟ آيا جز اينها هم ممكن است به عدّهاى از طرف امام مأموريت داده شود؟
اين سؤال احتياج به فرصت ديگرى دارد كه جدّاً مورد صحبت قرار بگيرد؛ امّا به طور خلاصه، آنچه كه از روايات به دست مىآيد، اين است كه بله. افرادى در اطراف آن جناب هستند و اسامى يا مراتب مختلفى دارند.
«ابدال» كسانى هستند كه در جامعه هم هستند و با مردم زندگى مىكنند. خدا مرحوم آقاى مولوى قندهارى را رحمت كند. نقل مىكردند كه در نجف كه بودهاند، با بعضى از ابدال برخورد مىكنند. ايشان نقل مىكردند: من جاى ديگر نشنيدهام كسى را كه مىخواهند به مقام ابدالى برسانند، حضرت بقيةالله (ع) براى او پيغام، ذكر و دستورى را مىفرستند كه او مشغول شود و ممكن است حضورى يا با پيغام برنامهاى را براى او مىفرستند و كمكم ارتقا پيدا مىكند تا خود بتواند محضر حضرت را درك كند. اين تعبير از ايشان بود كه براى يكى از بزرگانى كه ايشان مىشناختند، پيغامى از طرف حضرت بقيّةالله، روحىلهالفداء، رسيده بود و حضرت اسمى از اسماء حق تعالى را بر برگى از زيتون نوشته و براى او فرستاده بودند كه اين ذكر و دستور را انجام بدهد تا ابواب رحمت الهى بر او مفتوح شود و بيشتر بتواند در اين مسير، موفّق باشد. به هر حال، جريان اوتاد، ابدال و رجالالغيب، جريان مفصّلى است كه اگر ما فقط به بعضى از آنها بتوانيم اشاره كنيم، با اين ضيقوقت مناسب است.
جناب ملّافتحالله شوشترى كه از شعراى بزرگ و آدم راهرفتهاى بودهاند، در يكى از كتابهايشان ذكر مىكنند كه مرحوم آقاسيّدعلى شوشترى (استاد اخلاق و عرفان مرحوم ملاحسينقلى همدانى) از ابدال بودند و خدمت حضرت بقيةالله (ع) مىرسيدهاند. برنامههايى به عهده ايشان بود و به محضر حضرت تشرّف داشتند. در بين علماى شيعه بودهاند كسانى كه به اين مرحله رسيده و خدمت حضرت را درك كرده بودند.
همچنين از جمله افرادى كه گاهى از ناحيه مقدّس حضرت مأموريتى به عهده ايشان بوده است، در «اصفهان» زمانى درباره حاجحسين كشيكچى اين ماجرا مشهور شد كه جريان مفصّلى دارد.[١]
إنشاءالله خداى متعال ما را از ياران و خاصّان و شيعيان خالص آن حضرت قرار دهد و رزق ما را هم قرار بدهد كه محضر آن بزرگوار را درك كنيم و جمال نورانىاش را مشاهده كنيم و به فضل الهى در دنيا و آخرت از ايشان جدا نشويم.