ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - محور مظلوميت ها
زيرا:
١. بعد از ايراد سخنرانى، در برابر ديدگانش ناپديد شده بود؛
٢. در طول سخنرانى، حتّى يك نفر از حاضران از مسجد بيرون نرفته بود؛ در حالى كه معمولًا اكثر نمازگزاران بعد از نماز صبح از مسجد بيرون مىروند؛
٣. مأموران وهّابى هيچ اعتراض و عكسالعملى نشان نداده بودند؛
٤. با عدم وجود بلندگو، صدايش به طور يكنواخت تا آخر «مسجدالنبى» شنيده مىشد و لذا صفهاى عقبتر به جلو نيامده بودند؛
٥. برخى از همراهان مرحوم علّامه بم كه دير رسيده بودند در بيرون مسجد نشسته بودند، كاملًا صداى آن بزرگوار را شنيده بودند؛
٦. علّامه كه عربى مىدانست، آن را به عربى شنيده بود؛ ولى همراهان او كه عربى نمىدانستند، آن را به فارسى استماع كرده بودند.[١]
فرازهايى از اين تشرّف را آقاى دكتر محمّد حسن ضرّابى از شخص مرحوم علّامه شنيده و نقل كرده است.[٢]
بهترين آثار
آثار ارزشمند فراوانى درباره حضرت ابوطالب (ع) چاپ و منتشر شده است كه برخى از آنها، اهمّيت ويژهاى دارند و آنها عبارتند از:
١. «إيمان أبىطالب» (الحجّة على الذّاهب إلى تكفير أبىطالب)، از ابوعلى فخّار بن معد؛
٢. «أبوطالب مؤمن قريش»، از عبدالله خنيزى؛
٣. «أسنى المطالب فى نجاة أبىطالب»، از زينى دحلان تحقيق صالح الوردانى، چاپ الهدف، قاهره.
٤. «بغية الطّالب فى ايمان ابىطالب»، از سيدمحمّد موسوى عاملى، تحقيق آيتالله سيد محمّدمهدى خرسان.
٥. گفتار علّامه امينى در جلد هفتم «الغدير».
چرايى مخالفت با حضرت ابوطالب (ع)
محور مظلوميتها
در نخستين جمله از زيارتنامه امير المؤمنين (ع) كه از ناحيه امام هادى (ع) رسيده، خطاب به مولاى متّقيان عرضه مىداريم:
«درود بر تو اى ولى خدا! تويى نخستين مظلوم، و تونخستين كسى هستى كه حقّش غصب شد.»[٣]
و در زيارتنامه مأثور از امام صادق (ع) آمده است:
«تو نخستين مظلوم هستى و نخستين كسى هستى كه حقّش غصب گرديد.»[٤]
مولاى متّقيان در اين باره فرمودند:
«من به تعداد ريگهاى بيابان و كركهاى جانوران مورد ستم قرار گرفتم.»[٥]
بر اين اساس، مولاى متّقيان محور مظلوميتها است. هر كس به هر مقدار به آن حضرت نزديك باشد، به همان مقدار در معرض ظلم و ستم قرار مىگيرد.
اگر حضرت فاطمه (س) همسر مولا نبود، در ميان در و ديوار آزرده نمىشد.
اگر امام مجتبى (ع) فرزند مولا نبود، با سمّ جفا به شهادت نمىرسيد.
اگر سالار شهيدان فرزند آن حضرت نبود، با آن وضع فجيع به شهادت نمىرسيد.
اگر تنها حامى پيامبر (ص) در دوران دشوار مكّه، حضرت ابوطالب (ع) پدر مولا نبود، اسلام و ايمانش مورد شك و ترديد قرار نمىگرفت.
در «استانبول» شخصى به نام حسين حلمى ايشيق بود كه وابسته به تشكيلات فراماسونرى بود. چندين انتشارات داشت و هزينه چاپ كتابهايش از اعتبارات مستوره تأمين مىشد. او بيش از صد كتاب، به بيش از ده زبان عليه تشيع چاپ و منتشر كرده بود كه يكى از آنها «اعتقادات» نام داشت.
اين كتاب به صورت مادّه، مادّه تدوين شده بود، در مادّه ٩٩ نوشته بود: «بر هر مسلمانى واجب است كه معتقد شود كه پدر و مادر پيامبر، مشرك از دنيا رفتند و ابوطالب عموى پيامبر، مشرك از دنيا رفت!»
آيا يكى از واجبات عقيدتى ما اين است كه بايد معتقد باشيم كه مثلًا فرعون يا نمرود، كافر از دنيا رفته است؟!
ما در اسلام چنين حكم واجبى نداريم. پس چگونه است كه در مورد حضرت ابوطالب (ع)، حضرت عبدالله (ع) و حضرت آمنه (س) چنين حكمى صادر مى شود؟!
در ايام اقامت نگارنده در استانبول (١٣٥٤- ١٣٥٩ ه. ش.) كنگرهاى در هتل شرايتون استانبول، به عنوان «المؤتمر العالمى للسيّرة النبويّة»