ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢ - جايگاه حضرت ابوطالب (ع) در تاريخ
جايگاه حضرت ابوطالب (ع) در تاريخ
حضرت ابوطالب (ع) پيش از بعثت رسول اكرم (ص)، شيخ الأبطح، رئيس بلامنازع قريش و وارث نياكان پرآوازه و خوشنام خود بود. پس از بعثت رسول اكرم (ص) نيز تنها حامى و مدافع آن حضرت و «ابوالأئمّه»، پدر دوازده امام معصوم (ع) و جانشينان بر حقّ آن حضرت بود.
ولى بالاترين منصب جناب ابوطالب (ع)، مقام وصايت آن حضرت بوده، كه آخرين وصى حضرت ابراهيم (ع) مىباشد.
پيامبران و جانشينان آنها، در برترين قلّه رفيع جهان خلقت قرار دارند كه در جهان آفرينش، هيچ مقامى بالاتر از مقام حجج الهى وجود ندارد.
حضرت ابوطالب (ع) آخرين حجّت از حجج الهى پيش از پيامبر اكرم (ص) بود. در دوران فترت (ميان حضرت عيسى (ع) و پيامبر اكرم (ص)) پيامبر صاحب شريعت وجود نداشت؛ ليكن همواره اوصياى حضرت عيسى (ع) در ميان «بنىاسرائيل» و اوصياى حضرت ابراهيم (ع) در سرزمين «حجاز» حضور داشتند.
در ميان ١٢٤ هزار پيامبرى كه خداوند منّان، از زمان حضرت آدم ابوالبشر (ع) تا عصر رسالت نبى خاتم (ص) فرستاده، تنها پيامبر ما جهانى بود، كه منطق وحى از آن پرده برداشته، مىفرمايند:
«وَما أَرْسَلْناكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ؛[١]
ما تو را جز براى همه مردمان نفرستاديم.»
ولى ديگر پيامبران براى زمان خاص، مكان خاص يا نژاد خاصّ مبعوث بودند. در اينجا، فقط دو استثنا داريم:
١) حضرت آدم (ع) كه در زمان او دنيا منحصر به فرزندان آن حضرت بود و لذا نبوّت ايشان رنگ جهانى داشت؛
٢) حضرت نوح (ع) كه بعد از طوفان، جهان منحصر به فرزندان او شد و فقط ذرّيه ايشان باقى ماندند.[٢] او نيز به همه آنها مبعوث بود[٣] و لذا رنگ جهانى داشت.
البتّه حضرت موسى و عيسى (ع) به سوى بنىاسرائيل مبعوث بودند. «قرآن» در مورد «تورات» مىفرمايند:
«وَجَعَلْناهُ هُدىً لِبَنِي إِسْرائِيلَ؛[٤]
آن را هدايت قرار داديم، براى بنىاسرائيل.»
و در مورد حضرت عيسى (ع) مىفرمايند:
«وَرَسُولًا إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ؛[٥]
فرستاده شده به سوى بنىاسرائيل.»
و از زبان ايشان نقل مىكند كه گفت:
«إِنِّيرَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعاً؛[٦]
من فرستاده خدا هستم، به سوى شما.»
پيامبرى كه در سرزمين حجاز رسالت داشت، حضرت ابراهيم (ع) بود كه «قرآن كريم» از هجرت آن حضرت به سوى حجاز و اقامتش در آن سرزمين خبر داده است.[٧] پس از ارتحال حضرت ابراهيم (ع) اوصياى آن حضرت در «حجاز» تا زمان بعثت پيامبر اكرم (ص) حضور داشتند.
بىگمان هرگز روى زمين خالى از حجّت نبوده و نخواهد بود؛ چنانكه شيخ صدوق، ٦٥ حديث در اينباره نقل فرموده است.[٨]
پيش از ولادت رسول اكرم (ص) حضرت عبدالمطّلب (ع) حجّت خدا بود. امام رضا (ع) در تفسير فرمايش رسول اكرم (ص) كه فرمودند: «أَنَا ابْنُ الذَّبِيحَيْن» بر حجّت بودن حضرت عبدالمطّلب تأكيد فرموده است.[٩]
آنگاه شيخ صدوق مىفرمايند:
روايت شده است كه حضرت عبدالمطّلب حجّت بود و حضرت ابوطالب وصى او بود.[١٠]
از امام كاظم (ع) پرسيدند: آيا حضرت ابوطالب بر پيامبر اكرم (ص) نيز حجّت بود؟
فرمودند: «نه؛ ليكن وصيتها (ودايع نبوّت) در دست او بود كه به آن حضرت تقديم كرد.»[١١]
علّامه امينى از كتاب «ضياءالعالمين»، نقل كرده است كه از اميرمؤمنان (ع) پرسيدند: آخرين وصى پيش از پيامبر اكرم (ص) چه كسى بود؟ فرمودند: «پدرم.»[١٢]
توضيح اينكه كتاب «ضياءالعالمين» كتابى ارزشمند در باب امامت، تأليف: ابوالحسن شريف فتونى، متوّفاى ١١٣٨ ق. مىباشد[١٣] كه به گفته علّامه امينى، در موضوع امامت، كتابى زيباتر و پربهاتر از آن تأليف نشده است.[١٤]
امّا آخرين وصى حضرت عيسى (ع) در ميان بنىاسرائيل شخصى بود به نام آبى كه بالط نيز ناميده مىشد.[١٥]
او نيز پيامبر اكرم (ص) را درك كرد، به آن حضرت ايمان آورد و آنچه از ودايع نبوّت در نزد او بود، به پيامبر اكرم (ص) تقديم نمود.[١٦]
يكى از دلايل حجّت خدا بودن حضرت ابوطالب (ع)، بشارات غيبى ايشان است كه مرحوم كلينى در «اصول كافى» با سلسله اسنادش از ايشان نقل كرده است:
يكم. امام صادق (ع) مىفرمايند:
«هنگامى كه حضرت فاطمه بنت اسد، بشارت ميلاد مسعود پيامبر اكرم (ص) را به محضر حضرت ابوطالب (ع) تقديم كرد، حضرت ابوطالب فرمودند: «سى سال صبر كن، تو را به همانند او بشارت دهم به جز نبوّت.»[١٧]
در اين جمله كوتاه چند خبر غيبى هست:
١. حضرت ابوطالب مىدانست كه فرزندش على (ع) دقيقاً سى سال بعد متولّد خواهد شد؛
٢. او مىدانست كه امير مؤمنان (ع) در تمام فضايل به جز نبوّت، همانند پيامبر اكرم (ص) خواهد بود؛
٣. او مىدانست كه مولود مسعودى كه حضرت فاطمه بنت اسد (س) بشارت او را آورده، پيامبر خواهد بود؛
٤. او مىدانست كه حضرت على (ع) پيامبر نخواهد بود؛ ولى همسنگ پيامبر (ص) است.
دوم. امام صادق (ع) فرمودند:
«روز تولدّ پيامبر اكرم (ص)، سرزمين «فارس» و كاخهاى «شام» براى حضرت آمنه خاتون آشكار شد. حضرت فاطمه بنت اسد آن را به محضر حضرت ابوطالب (ع) نقل كرد. حضرت ابوطالب (ع) فرمودند: آيا از اين مطلب تعجّب مىكنى؟! تو نيز وصى و وزير او را به دنيا خواهى آورد.»[١٨]