ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و هشتاد و دوم- يكصد و هشتاد و سوم
٢ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
جاده مه آلود زنده مانى/ امروزِ بى فردا!
٤ ص
(٤)
معرفت امام
٦ ص
(٥)
معرفت به اسم؛ اوّلين گام در معرفت امام
٧ ص
(٦)
معرفت به صفت؛ دومين گام در معرفت امام
٧ ص
(٧)
معرفت به ولايت تشريعى؛ سومين گام در معرفت امام
٨ ص
(٨)
تعريف و اقسام ولايت
٨ ص
(٩)
ولايت تشريعى پيامبر (ص) و ائمّه دين (ع)
٩ ص
(١٠)
آخرين وصى حضرت ابراهيم (ع)
١١ ص
(١١)
جايگاه حضرت ابوطالب (ع) در تاريخ
١٢ ص
(١٢)
نتيجه
١٣ ص
(١٣)
جايگاه حضرت ابوطالب (ع) از منظر پيشوايان
١٣ ص
(١٤)
سيماى حضرت ابوطالب (ع) در كلام قدسى
١٣ ص
(١٥)
سيماى ابوطالب (ع) در سخنان پيامبر اكرم (ص)
١٤ ص
(١٦)
سيماى حضرت ابوطالب (ع) در سخنان امير بيان (ع)
١٤ ص
(١٧)
بهترين آثار
١٥ ص
(١٨)
چرايى مخالفت با حضرت ابوطالب (ع)
١٥ ص
(١٩)
محور مظلوميت ها
١٥ ص
(٢٠)
موارد پيشنهادى براى پژوهش
١٦ ص
(٢١)
گلستانه
١٨ ص
(٢٢)
ولاى على (ع)
١٨ ص
(٢٣)
سِرّ اسماى على
١٨ ص
(٢٤)
امير عشق
١٩ ص
(٢٥)
كعبه حاجات
١٩ ص
(٢٦)
امتحانات حضرت امير (ع)
٢٠ ص
(٢٧)
امتحان نخست رحلت مولا و برادر
٢٠ ص
(٢٨)
امتحان دوم چپاول رداى خلافت
٢٠ ص
(٢٩)
امتحان سوم صبر براى باقى ماندن اسلام
٢١ ص
(٣٠)
امتحان چهارم دوران خانه نشينى و سكوت
٢٢ ص
(٣١)
امتحان پنجم واقعه شترسوار
٢٢ ص
(٣٢)
امتحان ششم حَكميت عهدشكنان
٢٣ ص
(٣٣)
امتحان هفتم عابدان شيطان
٢٥ ص
(٣٤)
آخرين آزمون
٢٥ ص
(٣٥)
مفاخره اميرالمؤمنين (ع) با حضرت سيدة النّساء (ع)
٢٦ ص
(٣٦)
سرنوشت سامرى
٢٩ ص
(٣٧)
سرنوشت سامرى
٣٤ ص
(٣٨)
حضرت موسى (ع) و قومى منحرف شده
٣٤ ص
(٣٩)
چهل سال سرگردانى در وادى تيه
٣٤ ص
(٤٠)
از كيسينجر تا ظريف؛
٣٦ ص
(٤١)
افشاگرى ويليام انگدال آمريكايى از تراريخته هاى نابودگر
٣٦ ص
(٤٢)
مهندسى مرگ
٣٨ ص
(٤٣)
فاجعه بازاريابى براى محصولات دگرژن شده در ايران
٤١ ص
(٤٤)
پاى منافع كمپانى ها در ميان است
٤٤ ص
(٤٥)
تغيير زندگى خانم شيوا، بر اثر بزرگترين فاجعه صنعتى تاريخ
٤٥ ص
(٤٦)
بزرگترين كمپانى هاى بيوتكنولوژى، همان توليدكنندگان بمب ها!
٤٥ ص
(٤٧)
نظريه آزادى بذرها
٤٥ ص
(٤٨)
دستكارى ژنتيكى، روشى غير محاسبه پذير و نامطمئن است
٤٦ ص
(٤٩)
پاى منافع كمپانى ها در ميان است
٤٧ ص
(٥٠)
آمريكايى ها، تحت فشار كمپانى هاى تجارى محصولات تراريخته و معمولى كاملًا همسان هستند
٤٧ ص
(٥١)
مرگ مشكوك 1800 حيوان در اطراف مزارع تراريخته
٤٨ ص
(٥٢)
از بين رفتن 10% پروانه هاى بومى آمريكا در اثر محصولات تراريخته
٤٨ ص
(٥٣)
تأثيرات اجتماعى تراريختگى برابر با زخم كهنه استعمار در هند
٤٨ ص
(٥٤)
مصادره غيرقانونى بذرها توسط كمپانى هاى تراريخته
٤٨ ص
(٥٥)
خودكشى 300 هزار كشاورز هندى به دليل جنون تجارى مونسانتو
٥٠ ص
(٥٦)
آلوده شدن طبيعت به محصولات تراريخته
٥٠ ص
(٥٧)
شيزوفرنى كمپانى هاى تراريخته
٥٠ ص
(٥٨)
ايجاد ابَرعلف ها و ابَرآفات بر اثر كشت تراريخته
٥١ ص
(٥٩)
دروغ بودن ادّعاهاى «كاهش مصرف سموم» و «پرمحصولى و تأمين غذا»
٥١ ص
(٦٠)
انحصار حقوقى مونسانتو
٥٢ ص
(٦١)
افزايش 10 برابرى «اوتيسم» با كشت محصولات تراريخته
٥٢ ص
(٦٢)
برنج تراريخته محيطزيست را به هم مى ريزد/ از بى اعتنايى مسئولان به مستندات علمى و عينى تعجّب كردم
٥٤ ص
(٦٣)
معرفى و تاريخچه بازگشت خانواده خانم پارسى به ايران و اشتغال به كاشت برنج
٥٥ ص
(٦٤)
معرفى رويكردها و روش هايى كه سبب متمايز شدن پارسى از سايرين شد
٥٦ ص
(٦٥)
روش بديع ايشان براى مبارزه با آفات
٥٦ ص
(٦٦)
دلايل مخالفت با استفاده غيرآزمايشگاهى از «دستكارى ژنتيكى»
٥٧ ص
(٦٧)
برنامه ششم توسعه و پيش تازى تراريختگان
٦٠ ص
(٦٨)
تراريخته ها گونه هاى بومى كشور را تهديد مى كنند
٦١ ص
(٦٩)
هشدار وزارت جهاد كشاورزى نسبت به محصولات تراريخته
٦٢ ص
(٧٠)
برنامه ششم توسعه و تأكيد دولت بر حمايت از توليد انبوه محصولات تراريخته
٦٣ ص
(٧١)
آيا محصولات دستكارى شده ژنتيك افزايش بازدهى دارند؟
٦٤ ص
(٧٢)
آيا محصولات دستكارى شده ژنتيك منتهى به مصرف كمتر سموم كشاورزى مى شود؟
٦٥ ص
(٧٣)
آيا محصولات دستكارى شده ژنتيك به تنوّع زيستى و اقتصاد كمك مى كند؟
٦٦ ص
(٧٤)
آيا انتقال ژن از محصولات دستكارى شده ژنتيك به محصولات غير دستكارى شده و ارگانيك وجود دارد؟ آيا اين نوع آلودگى ژنتيك قابل كنترل است؟
٦٧ ص
(٧٥)
آيا محصولات دستكارى شده ژنتيك مى تواند غذاى جهان را تأمين كند؟
٦٧ ص
(٧٦)
نتيجه گيرى
٦٨ ص
(٧٧)
گزارش نشست صدم
٧٠ ص
(٧٨)
جهان اسلام درباره اهل بيت (ع) چگونه مى انديشد؟
٧٠ ص
(٧٩)
بيش از يكصد لوح فشرده و چهارده عنوان كتاب
٧٠ ص
(٨٠)
جهان اسلام درباره اهل بيت (ع) چگونه مى انديشند؟
٧١ ص
(٨١)
ساكنان عالم غيب
٧٤ ص
(٨٢)
موجودات ساكن عالم غيب
٧٤ ص
(٨٣)
گونه شناسى عوالم غيبى و ساكنان آنها
٧٥ ص
(٨٤)
راه برقرارى رابطه با عالم غيب
٧٦ ص
(٨٥)
ميزان حضور اهالى عالم غيب در زندگى انسان ها
٧٧ ص
(٨٦)
علّت بروز سوء برداشت درباره اهل غيب
٧٧ ص
(٨٧)
رؤيت، مكاشفه و رؤيا
٧٩ ص
(٨٨)
تشرّف و ديدار با امام توفيق عمومى يا خواص
٨٠ ص
(٨٩)
شرايط ديدار
٨٠ ص
(٩٠)
توفيق تشرّف و ميزان اختيار ما
٨١ ص
(٩١)
اوتاد، ابدال و رجال الغيب
٨٢ ص
(٩٢)
آسيب هاى ورود غيركارشناسانه به بحث علائم ظهور
٨٤ ص
(٩٣)
1 تعجيل
٨٤ ص
(٩٤)
2 توقيت (تعيين زمان ظهور)
٨٤ ص
(٩٥)
3 ملاقات گرايى
٨٥ ص
(٩٦)
4 مدّعيان دروغين
٨٥ ص
(٩٧)
5 آميختگى نشانه هاى ظهور با شرايط ظهور
٨٦ ص
(٩٨)
6 بى تفاوتى منتظران براى زمينه سازى
٨٦ ص
(٩٩)
7 اشتياق غيرمعقول
٨٧ ص
(١٠٠)
8 انتظار منجى بدون تلاش براى تغيير
٨٧ ص
(١٠١)
9 ترك وظايف و تكاليف منتظران
٨٨ ص
(١٠٢)
10 عدم پيروى از ولايت فقيه و نوّاب عام
٨٨ ص
(١٠٣)
11 عدم پيروى از فقها و دانشمندان دينى
٨٨ ص
(١٠٤)
سينما در سايه شيطان
٩٠ ص
(١٠٥)
ظهور ناگهانى
٩٧ ص
(١٠٦)
نيازمندى شيطان به ابزار
٩٧ ص
(١٠٧)
قدرت بالاتر از خدا، جبرئيل (ع)، ملائكه و انسان ها
٩٧ ص
(١٠٨)
نياز به كالبد انسانى
٩٧ ص
(١٠٩)
پذيرفته نشدن توبه
٩٧ ص
(١١٠)
خودكشى، راه نجات
٩٧ ص
(١١١)
تغيير و تحوّل در عالم
٩٧ ص
(١١٢)
بال
٩٧ ص
(١١٣)
نجات بخشى آمريكايى
٩٧ ص
(١١٤)
آموزه هاى طبّ و تغذيه در سنتهاى اسلامى و ايرانى
٩٩ ص
(١١٥)
ميوه ها، سلامتى و جوانى
٩٩ ص
(١١٦)
مقدّمه
٩٩ ص
(١١٧)
آب آناناس
٩٩ ص
(١١٨)
آب انار
٩٩ ص
(١١٩)
آب انگور
٩٩ ص
(١٢٠)
آب پرتقال
١٠٠ ص
(١٢١)
آب توت فرنگى
١٠٠ ص
(١٢٢)
آب زردآلو
١٠١ ص
(١٢٣)
آب سيب
١٠١ ص
(١٢٤)
آب شاه توت (توت سياه)
١٠١ ص
(١٢٥)
آب گريپ فروت(Grape fruit)
١٠١ ص
(١٢٦)
آب گلابى
١٠٢ ص
(١٢٧)
آب گوجه
١٠٢ ص
(١٢٨)
آب گيلاس
١٠٢ ص
(١٢٩)
آب ليموترش
١٠٢ ص
(١٣٠)
آب نارنگى
١٠٢ ص
(١٣١)
آب هلو
١٠٢ ص
(١٣٢)
آب گوجه فرنگى
١٠٢ ص
(١٣٣)
آب هويج
١٠٣ ص
(١٣٤)
وضعيت طبّ در تمدّن هاى بزرگ
١٠٤ ص
(١٣٥)
تاريخچه
١٠٤ ص
(١٣٦)
مكتب مزديسنا
١٠٥ ص
(١٣٧)
انتقال طبّ از ايران به يونان
١٠٦ ص
(١٣٨)
ركود طب در يونان
١٠٦ ص
(١٣٩)
ورود مجدّد طب از يونان به ايران
١٠٧ ص
(١٤٠)
انتقال طب به مسلمانان
١٠٧ ص
(١٤١)
احيا و تكميل طب توسط ايرانيان مسلمان
١٠٧ ص
(١٤٢)
زيارت رجبيه
١١٠ ص
(١٤٣)
1 زيارت وارده از ناحيه مقدّسه
١١٠ ص
(١٤٤)
2 زيارت رجبيه امام حسين (ع)
١١٠ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢ - جايگاه حضرت ابوطالب (ع) در تاريخ

جايگاه حضرت ابوطالب (ع) در تاريخ‌

حضرت ابوطالب (ع) پيش از بعثت رسول اكرم (ص)، شيخ الأبطح، رئيس بلامنازع قريش و وارث نياكان پرآوازه و خوشنام خود بود. پس از بعثت رسول اكرم (ص) نيز تنها حامى و مدافع آن حضرت و «ابوالأئمّه»، پدر دوازده امام معصوم (ع) و جانشينان بر حقّ آن حضرت بود.

ولى بالاترين منصب جناب ابوطالب (ع)، مقام وصايت آن حضرت بوده، كه آخرين وصى حضرت ابراهيم (ع) مى‌باشد.

پيامبران و جانشينان آنها، در برترين قلّه رفيع جهان خلقت قرار دارند كه در جهان آفرينش، هيچ مقامى بالاتر از مقام حجج الهى وجود ندارد.

حضرت ابوطالب (ع) آخرين حجّت از حجج الهى پيش از پيامبر اكرم (ص) بود. در دوران فترت (ميان حضرت عيسى (ع) و پيامبر اكرم (ص)) پيامبر صاحب شريعت وجود نداشت؛ ليكن همواره اوصياى حضرت عيسى (ع) در ميان «بنى‌اسرائيل» و اوصياى حضرت ابراهيم (ع) در سرزمين «حجاز» حضور داشتند.

در ميان ١٢٤ هزار پيامبرى كه خداوند منّان، از زمان حضرت آدم ابوالبشر (ع) تا عصر رسالت نبى خاتم (ص) فرستاده، تنها پيامبر ما جهانى بود، كه منطق وحى از آن پرده برداشته، مى‌فرمايند:

«وَما أَرْسَلْناكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ؛[١]

ما تو را جز براى همه مردمان نفرستاديم.»

ولى ديگر پيامبران براى زمان خاص، مكان خاص يا نژاد خاصّ مبعوث بودند. در اينجا، فقط دو استثنا داريم:

١) حضرت آدم (ع) كه در زمان او دنيا منحصر به فرزندان آن حضرت بود و لذا نبوّت ايشان رنگ جهانى داشت؛

٢) حضرت نوح (ع) كه بعد از طوفان، جهان منحصر به فرزندان او شد و فقط ذرّيه ايشان باقى ماندند.[٢] او نيز به همه آنها مبعوث بود[٣] و لذا رنگ جهانى داشت.

البتّه حضرت موسى و عيسى (ع) به سوى بنى‌اسرائيل مبعوث بودند. «قرآن» در مورد «تورات» مى‌فرمايند:

«وَجَعَلْناهُ هُدىً لِبَنِي إِسْرائِيلَ؛[٤]

آن را هدايت قرار داديم، براى بنى‌اسرائيل.»

و در مورد حضرت عيسى (ع) مى‌فرمايند:

«وَرَسُولًا إِلى‌ بَنِي إِسْرائِيلَ؛[٥]

فرستاده شده به سوى بنى‌اسرائيل.»

و از زبان ايشان نقل مى‌كند كه گفت:

«إِنِّيرَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعاً؛[٦]

من فرستاده خدا هستم، به سوى شما.»

پيامبرى كه در سرزمين حجاز رسالت داشت، حضرت ابراهيم (ع) بود كه «قرآن كريم» از هجرت آن حضرت به سوى حجاز و اقامتش در آن سرزمين خبر داده است.[٧] پس از ارتحال حضرت ابراهيم (ع) اوصياى آن حضرت در «حجاز» تا زمان بعثت پيامبر اكرم (ص) حضور داشتند.

بى‌گمان هرگز روى زمين خالى از حجّت نبوده و نخواهد بود؛ چنان‌كه شيخ صدوق، ٦٥ حديث در اين‌باره نقل فرموده است.[٨]

پيش از ولادت رسول اكرم (ص) حضرت عبدالمطّلب (ع) حجّت خدا بود. امام رضا (ع) در تفسير فرمايش رسول اكرم (ص) كه فرمودند: «أَنَا ابْنُ الذَّبِيحَيْن» بر حجّت بودن حضرت عبدالمطّلب تأكيد فرموده است.[٩]

آنگاه شيخ صدوق مى‌فرمايند:

روايت شده است كه حضرت عبدالمطّلب حجّت بود و حضرت ابوطالب وصى او بود.[١٠]

از امام كاظم (ع) پرسيدند: آيا حضرت ابوطالب بر پيامبر اكرم (ص) نيز حجّت بود؟

فرمودند: «نه؛ ليكن وصيت‌ها (ودايع نبوّت) در دست او بود كه به آن حضرت تقديم كرد.»[١١]

علّامه امينى از كتاب «ضياءالعالمين»، نقل كرده است كه از اميرمؤمنان (ع) پرسيدند: آخرين وصى پيش از پيامبر اكرم (ص) چه كسى بود؟ فرمودند: «پدرم.»[١٢]

توضيح اينكه كتاب «ضياءالعالمين» كتابى ارزشمند در باب امامت، تأليف: ابوالحسن شريف فتونى، متوّفاى ١١٣٨ ق. مى‌باشد[١٣] كه به گفته علّامه امينى، در موضوع امامت، كتابى زيباتر و پربهاتر از آن تأليف نشده است.[١٤]

امّا آخرين وصى حضرت عيسى (ع) در ميان بنى‌اسرائيل شخصى بود به نام آبى كه بالط نيز ناميده مى‌شد.[١٥]

او نيز پيامبر اكرم (ص) را درك كرد، به آن حضرت ايمان آورد و آنچه از ودايع نبوّت در نزد او بود، به پيامبر اكرم (ص) تقديم نمود.[١٦]

يكى از دلايل حجّت خدا بودن حضرت ابوطالب (ع)، بشارات غيبى ايشان است كه مرحوم كلينى در «اصول كافى» با سلسله اسنادش از ايشان نقل كرده است:

يكم. امام صادق (ع) مى‌فرمايند:

«هنگامى كه حضرت فاطمه بنت اسد، بشارت ميلاد مسعود پيامبر اكرم (ص) را به محضر حضرت ابوطالب (ع) تقديم كرد، حضرت ابوطالب فرمودند: «سى سال صبر كن، تو را به همانند او بشارت دهم به جز نبوّت.»[١٧]

در اين جمله كوتاه چند خبر غيبى هست:

١. حضرت ابوطالب مى‌دانست كه فرزندش على (ع) دقيقاً سى سال بعد متولّد خواهد شد؛

٢. او مى‌دانست كه امير مؤمنان (ع) در تمام فضايل به جز نبوّت، همانند پيامبر اكرم (ص) خواهد بود؛

٣. او مى‌دانست كه مولود مسعودى كه حضرت فاطمه بنت اسد (س) بشارت او را آورده، پيامبر خواهد بود؛

٤. او مى‌دانست كه حضرت على (ع) پيامبر نخواهد بود؛ ولى هم‌سنگ پيامبر (ص) است.

دوم. امام صادق (ع) فرمودند:

«روز تولدّ پيامبر اكرم (ص)، سرزمين «فارس» و كاخ‌هاى «شام» براى حضرت آمنه خاتون آشكار شد. حضرت فاطمه بنت اسد آن را به محضر حضرت ابوطالب (ع) نقل كرد. حضرت ابوطالب (ع) فرمودند: آيا از اين مطلب تعجّب مى‌كنى؟! تو نيز وصى و وزير او را به دنيا خواهى آورد.»[١٨]