ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٥ - مشكل مسكن و آبادانى زمين
محمّد (ص) هستم كه به اينجا آمدهام!
سپس مال را به خزانه برمىگرداند و وقتى خزانهدار را مىبيند و جريان را باز مىگويد، پاسخ مىشنود:
«ما آنچه را كه داديم، پس نمىگيريم.»[١]
امّت او در نعمت چنان غرق خواهند بود كه چشم به هيچ مالى نمىدوزند و خزانه بيتالمال سرشار است از دارايىهايى كه راهى براى مصرف آنها نيست. به عبارت ديگر براى مصارف خمس و زكات هيچ موردى يافت نمىشود و فقر از جامعه آن روز ريشهكن خواهد شد. بىشك خواهيد پرسيد كه چگونه جامعهاى به اين درجه از استغنا خواهد رسيد. مىگويم كه خداوند براى آخرين گنجينه خويش، در خزانه بىانتهايش، نعمتهاى ويژه پنهان نموده است. او اراده كرده است تا صالحان را وارث زمين كند و مهدى (ع)، پدر صالحان است (اباصالح).[٢]
كشاورزان در آن روز، يك مد از هر محصولى مىكارند و هفتصد مد برداشت مىكنند.[٣] يعنى محصولات هفتصد برابر مىشود. تعداد دامها و چهارپايان افزايش مىيابد و امّت اسلام شكوه و عظمت فراوان مىيابد.[٤]
بديهى است كه بارش چهل روزه نزديك ظهور و سخاوت زمينهاى كشاورزى و وفور نعمتها، مردم را ثروتمند و بىنياز خواهد كرد و اين همه به بركت نفسهاى پاك ولى خدا بر روى كره زمين است.
پيرزنى بر سر خود زنبيلى (كيسهاى) از گندم مىگذارد و به آسياب مىرود، كارگران گندمهاى او را آرد مىكنند بدون آنكه اجرت و مزدى از وى دريافت كنند.[٥] از آنجا كه قلبها سرشار از غنا و بىنيازى است، هرگز از ضعف و ناتوانى ديگران جهت بهرهورى بيشتر سوء استفاده نمىشود؛ بلكه اين گروه بيش از ديگران مورد شفقت و مهرورزى واقع مىشوند و در آن روز است كه حق به حقدار مىرسد و به امر امام زمان (ع) مردم از توزيع عادلانه و مساوات برخوردار مىشوند. افزونهخواهى و ثروتهاى بادآورده و اختلاس و تبعيض طبقاتى در اين جهان هيچ جايى ندارد. در آن روز هيچ زمين زراعى و يا غير آن از طريق حكمرانان به بستگان و نزديكانشان اعطا نخواهد شد و قانون «اقطاع»[٦] نابود مىشود. از اينرو همه مردم بهطور مساوى از سرمايههاى ملّى بهره مىجويند.
مشكل مسكن و آبادانى زمين
در آن روز، همه خانوادهها مسكنى خواهند داشت كه در آن آرام و قرار مىگيرند. گفته شده است كه آن روز، خانههاى كوفه به رود «كربلا» متّصل مىشوند[٧] و چنان فاصله شهرها كم و كمتر مىشود كه گويى همه دنيا يك شهر است. بيابانهاى خشك و بىآب و علف عراق كه در فاصله بين كوفه و كربلا وجود دارند به بركت باران و هدايت آبهاى سرگردان، كه به دستور حضرتش صورت مىگيرد، سرسبز و آباد مىشوند و خانههايى در آن زمينها ساخته و سرپناهى براى بىپناهان مهيّا مىشود.
آن حضرت فرمان مىدهد تا آبراهى از پشت كربلا حفر كنند كه تا غرييّن[٨] جريان يافته و به سوى «نجف اشرف» سرازير شود. آنگاه بر سر راه اين آب، پلها و آسيابها جريان يافته و به سوى نجف اشرف سرازير شود.[٩]
اينگونه مناطق خشك و صحراها و بيابانها به مناطق مسكونى تبديل شده و خانههايى زيبا در دشتهاى سبز و آباد بنا مىشود كه آدمى را به ياد درختان و نهرهاى بهشتى مىاندازد. اين آبراهها براى سيراب كردن تمامى صحراهاى خشك كه به نجف و كوفه متّصل مىشوند، حركت مىكنند و به واسطه اين جريان حتّى صحراى شام و «صحراى نفوذ» و «رفبع الخالى» نيز آباد مىشوند.
بديهى است وقتى بيابانهاى تفتيده عراق و «عربستان»، چنين سبز و آباد مىشود و آب در آبراههها و آبادىها موج مىزند، در كشورهايى كه خود، استعداد و امكانات رويش و آبادانى دارند، چه خواهد شد؟ به يقين رويش و بالندگى در اين كشورها صد چندان خواهد شد. سبزى و آبادانى زمين عجيب ديدنى خواهد بود!
در آن روز، آسمان پى در پى مىبارد.[١٠] زمين، پيوسته گياه و سبز مىروياند به گونهاى كه بانويى بين عراق و شام را طى مىكند در حالىكه قدمهاى خود را فقط بر روى گياه مىگذارد.[١١] اين مسئله از آن روى اهمّيت دارد كه فعلًا صحراى شام و مناطق اطراف آن از نظر تفتيدگى و خشكى در روى كره زمين بىنظير هستند و حتّى با تكنولوژى بسيار پيشرفته نمىتوان اين مشكل را حل كرده و به اين صحراها حيات بخشيد. تنها حضور و ظهور اوست كه حياتبخش زمين و زمان و هويت بشرى است.
آسمان، عاشقانه و سخاوتمندانهتر از هميشه بركات و آبشار رحمت خود را بر سر مؤمنان نثار مىكند و بارش رحمت الهى وصفناپذير است و زمين، پارههاى جگر و ميوه دل خود يعنى معادن طلا و نقرهاش را به پاى امام و امّت او مىريزد و اينگونه همه سرشار از بىنيازى و مناعت طبع مىشوند. آرى ستونهايى از طلا و نقره بر زمين جلوهگر مىشود كه چشمها تاكنون چنين سخاوتى را از زمين نديده بودند و اينك همه چيز چونان رؤياى طلايى و شگفتانگيز است.
زمين در نهايت سخاوتمندى و گشادگى، همه ذخيرهها و بذرهاى نهفته در درونش را تقديم مىكند.[١٢] نزديك ظهور آن يار هميشه جوان و مسافر زمان، چهل روز[١٣] آسمان هيچ قطرهاى در گنجينه خود نگاه نداشته و آبشارى بر زمين جارى مىسازد نگفتنى و زمينهاى مردهاى كه با اين باران زنده شدهاند، اينك در صبح ظهور خود را به گياهان و سبزهها مىآرايند و خودنمايى مىكنند. درختان بار فراوان مىآورند و بركت از هر سوى وارد زندگى مؤمنان مىشود.[١٤] مردم چنان غرقه در نعمت مىشوند كه تا كنون چنين نبوده است.[١٥]
مؤمنان، زكات مال خويش را بر روى شانههايشان نهاده و براى سرور هستى، حضرت مهدى (ع) مىآورند. آنان چنان وسعت و گشايشى در زندگى مىيابند كه اگر لطف الهى نبود، در پى چنين توسعهاى، مست نعمتهاى الهى مىشدند و از حدود خود تجاوز مىكردند. آنها خاضعانه و ارادتمندانه، حقوق را ادا مىكنند و اينگونه رنگ تيره فقر و نادارى از جامعه شيعيان حضرت زدوده مىشود و رفاه و رزق كريم جايگزين آن مىشود. چشمها پر است از نعمت و دلها سرشار از عشق به منعم و نعمت آفرين. آن روز، شيعيان خزانهدار و حكمران روى زمين هستند و زمامدارى امور در سراسر گيتى به دست آنان است.[١٦] ثروت و مكنت و مقام و شهرت در دست آنهاست. مقام و ثروتى كه براى اوّلين بار فسادآور نيست و جز افزايش اطاعت، رهاوردى نخواهد داشت.