ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٠٣ - دو كمال خدا
فرزند با ايمان من (٤)
عبّاس پسنديده
در شماره پيش گفتيم كه نبايد دستور داد «بچّهها خداوند را دوست داشته باشيد»؛ بلكه بايد زمينهاى را فراهم آورد كه دوستى خدا در دل بچّهها، خود به خود برانگيخته شود و تأكيد كرديم كه بر اساس آنچه من از متون دينى مىفهمم، تئورى محبّت مبتنى بر احسان، كمال است و بيان شد كه بر اساس آنچه از روايات استفاده مىشود، احسان و انعام عامل برانگيخته شدن محبّت در وجود انسان است. اين يك قاعده است كه وقتى انسان به احسان و انعامى كه در حق او شده توجّه پيدا كند، محبّت در وجودش برانگيخته مىشود. در شماره قبل نيز به شمردن برخى نعمتهاى خداوند پرداختيم تا كمكى به اين كار باشد. در اين شماره به بحث كمال مىپردازيم:
دو. كمال خدا
نمىدانم تا به حال با كسانى برخورد كردهايد كه عاشق هم هستند و قصد ازدواج دارند يا نه؟ در چنين ازدواجهايى، وقتى بزرگترها عيبى در دختر يا پسر ببينند، هر چه توضيح دهند، آنها نمىپذيرند و باور نمىكنند! عشق و كمال پيوندى وثيق با هم دارند. عاشق، معشوق خود را كامل و بىعيب و نقص مىداند. وقتى كسى عاشق مىشود، هر چه از عيب فرد براى وى بگوييد، نمىپذيرد.
در شماره دو اين مطالب، هنگام تبيين برهان محبّت و نقش آن در ربوبيت، گفتيم برهان محبّت بر اين استوار است كه «ربّ بايد محبوب باشد» و «محبوب بايد كامل باشد». لذا هر چه كامل نباشد، نمىعتواند محبوب باشد و هر چه محبوب نباشد، نمىعتواند ربّ باشد. اين، از آيات «قرآن كريم» برداشت مىشد. بر اين اساس مىتوان گفت كه محور