ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٥ - ٣ چرا آخرين دولت؟
آن مىفرمايند:
«... تا وقتى شيوه حكومت ما را ديدند، نگويند: اگر ما هم به حكومت مىرسيديم، به شيوه اينان رفتار مىكرديم.»[١]
همچنين امام صادق (ع) پس از آنكه مىفرمايند: پيش از برقرارى دولت ما همه گروهها به حكومت مىرسند، علّت اين تقدّم و تأخّر را چنين بيان مىدارند:
«تا كسى نگويد: اگر ما هم به حكومت مىرسيديم، به عدالت رفتار مىكرديم. پس از آن برپا كننده حق و عدل قيام مىكند.»[٢]
از مجموع اين دو حديث چنين برمىآيد كه علّت تأخّر دولت امامت، اتمام حجّت تاريخى و عملى است. بايد بشر به تجربه دريابد كه راه عدالت، جز از طريق اهلبيت (ع) نمىگذرد و برقرارى عدالت جز به دست مردان عدالتپيشه و امامان معصوم ممكن نيست. تبيين اين حقيقت در گرو توجّه به اين سه امر است:
نخست، عدالت مهمترين نياز بشريت است و امور ديگر فرعى و غير اصولى است. سامان جامعه بشرى به برقرارى عدل و داد است و بدون آن، نظام زندگى اجتماعى از هم مىپاشد.
دوم، اجراى عدالت نياز به مردان عادل دارد. هر دستى توان عدالتگسترى ندارد. عدالتگسترى نياز به مردانى دارد كه معصوم و از هرگونه هوس به دور باشند. مردان آلوده هوس، به هوس رفتار مىكنند نه به عدالت. آنكه به هوس رفتار مىكند و پيرو هواى نفس خويش است، توان اجراى عدالت را ندارد. به همين جهت در انديشه شيعى، يكى از شرايط امامت، «عصمت» است.
سوم، عدالت گسترى نياز به عدالتپذيرى دارد. بدون عدالتپذيرى، اجراى عدالت ممكن نيست. اگر امام عدالتگستر وجود داشته باشد، ولى امّت عدالتپذير وجود نداشته باشد، عمليات عدالتگسترى با شكست مواجه مىشود.[٣]
با توجّه به اين سه امر، يك بار مسئله را مرور مىكنيم: چون عدالت مهمترين نياز بشريت است، خداوند هيچگاه زمين را بدون امام عدالتگستر نگذاشته است، ولى از آنجا كه حاكميت عدالت، گذشته از وجود امام عدالتگستر، به عدالتپذيرى ملّت نيز نياز دارد، سؤال اين است كه اگر پذيرش عدالت و تحمّل عدالت وجود نداشته باشد، چه بايد كرد؟ اوّلين اقدام، احتجاج قولى است. در اين مرحله، بايد به روشنگرى پرداخت و موقعيت پيش آمده را توضيح داد و عاقبت راه برگزيده شده را روشن ساخت تا حجّت وجود داشته باشد.
اگر اين اقدام نتيجهاى نبخشد و مردم عدالتپذير نشوند، نوبت به گام دوم مىرسد كه «حجّت عملى» است. در اين گام بايد مردم آنچه را به آنها گفته شده است؛ ولى نپذيرفتهاند، در عمل مشاهده كنند. بنبستها را ببينند و به تجربه دريابند كه هيچ راهى براى تحقّق عدالت، جز راه امامت وجود ندارد. به بيان ديگر اگر بشر راه خود را از راه امامت جدا ساخت و به هشدارها و اندرزهاى امامان گوش نداد، به خود واگذار مىشود تا آنچه را درست مىپندارد، عمل كند و بپذيرد