ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٨ - فقر جهانى در هزاره سوم
فقر جهانى در هزاره سوم
امين صاديقى بكيانى، سيّد محمّد مهدى قادرى
پس از مرورى بر نتايج سه دهه فعّاليتهاى اقتصادى نظام سرمايهدارى در روندى رو به رشد، جهانى شدن اقتصادى هر چه به پايان هزاره دوم نزديكتر شد، فقر و نابرابرى گستردهتر گشت تا جايى كه بعد از سه دهه و در آغاز هزاره سوم ميلادى، بانك جهانى و صندوق بينالمللى پول در نشست مشترك، كاهش فقر در ٧٥ كشور از فقيرترين كشورها را به عنوان كانون اهداف خود در هزاره جديد تعيين مىكنند.[١] بعد از سه دهه فعّاليت با پوشش و رنگ و لعابهاى متنوّع ميراث هزاره دوم براى هزاره سوم، شكاف بين فقير و غنى كه در دهه ١٩٤٠ م.، چهل درصد بوده، به ٧٢% رسيده است. بيش از ٩٣% ثروت جهان به دو دهك نخستين و برخوردار جمعيتى اختصاص دارد و دو دهك پايين، تنها دو درصد از منافع همگانى را برخوردار مىباشد.
گزارش سال ١٩٩٩ م. كنفرانس توسعه و تجارت سازمان ملل متّحد دو عامل را به عنوان مقصّر فجايع جهان سوم و تبعيض در اهداف كمكهاى توسعه مىداند: يكى جهانى شدن و ديگرى كشورهاى شمال. اگر كمكى هم جهت توسعه صورت گرفته، با رويكرد سياسى بوده است. مثلًا بيست كشور در حال توسعه، نود درصد كمكها را تصاحب كردهاند و نيمى از اين نود درصد، به «چين» و «مكزيك» و «برزيل» رسيده است.
شروع هزاره سوم در حالى است كه گزارشگر كميسيون حقوق بشر سازمان ملل براى حقّ غذا اعتقاد دارد كه هرگز در تمام طول تاريخ، قتل عامّ آدميان چنين برق آسا نبوده است.[٢]
شايد هر صغرا و كبرا چيدنى براى اثبات فقر و نابرابرى و بيكارى، خود به اندازه اعلاميه هشتبندى سازمان ملل متّحد گويا نباشد؛ چرا كه بعد از اين همه سر و صداى كشورهاى شمال و سازمانهاى وابسته به سازمان ملل كه از قضا، ابزار دست همين كشورها مىباشد، براى توسعه و رشد و از بين بردن نابرابرى به اين اعلاميه ختم مىشود:
١. ريشه كنى فقر و گرسنگى شديد (٩٠% مردم آفريقا دچار سوء تغذيه مىباشند)؛
٢. دستيابى به تحصيلات ابتدايى همگانى در سطح جهان (٩١٦ ميليون نفر بىسواد بزرگسال در آغاز هزاره سوم وجود داشتند)؛
٣. توسعه برابر جنسيّتى و توانمند سازى زنان؛
٤. كاستن از مرگ و مير كودكان (در آستانه هزاره سوم هر سال ٣٠ ميليون كودك قبل از ٥ سالگى مردهاند)؛
٥. بهبود بهداشت مادران؛
٦. مبارزه با ايدز و مالاريا و ...؛
٧. تضمين پايدارى محيط زيست (سرانه آب در ٤٠ كشور دنيا كمتر از ٢٠٠ متر مكعّب مىباشد)؛
٨. مشاركت جهانى براى توسعه (ميزان كمكهاى مالى كشور اهدا كننده كمك به كشورهاى در حال توسعه در سال ١٩٩٠ م.، ٥٣ ميليارد دلار بوده است؛ ولى در سال ٢٠٠١ م. به ٥١ ميليارد دلار تقليل داده شده است). البتّه اين در حالى است كه براى رسيدن به اهداف توسعه، «آفريقا» تا سال ٢٠١٠ م. هفتاد و سه ميليارد دلار لازم دارد.[٣]
امّا گزارش سال ٢٠٠٨ م. دبيركلّ سازمان ملل، آب پاكى را روى دست فقرا و اميد داران رهايى از فقر ريخت: اهداف توسعه هزاره شدنى است؛ اگر ما تلاش و اتّحاد بيشتر مىداشتيم؛ امّا زمان در حال اتمام است و ما فرصتها را يك به يك از دست داده ايم و با چالشها رو به رو هستيم.[٤]
در حالى كه هنوز وارد دهه دوم هزاره سوم نشده بوديم، اين سخنان دبيركلّ سازمان ملل در خور توجّه مىباشد و جاى تأسّف دارد؛ به