ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٥ - ١ شواهدى از آيات قرآن
٢. حاكميت اسلام به عنوان دين جامع؛
٣. حاكميت نظام سياسى واحد بر جهان.
مقدّمه دوم
مىدانيم كه طفره رفتن محال است. به اين معنا كه با فرض پذيرش طبيعى بودن تحوّلات، نمىتوان توقّع داشت كه اين تحوّلات بدون طىّ مراحل لازم و سير منطقى و ناگهانى اتّفاق بيفتد. بنابراين اگر وحدت اديان و لزوماً حاكميت اسلام را به جاى تكثّر اديان از مؤلّفههاى جغرافياى سياسى و اجتماعى عصر ظهور دانستيم و از سويى ديگر تحقّق چنين تحوّلى را مستند به اراده تكوينى و قهرى خداوند ندانستيم، نمىتوانيم مدّعى باشيم كه چنين تحوّلى به صورت ناگهانى و طفره اتّفاق مى افتد.
مقدّمه سوم
از سويى ديگر، وقتى وضعيت كنونى سياسى، فرهنگى، اجتماعى و دينى حاكم بر جوامع بشرى و تاريكىها و پلشتىهاى گسترده در ميان آدميان را مشاهده مىكنيم، تمهيد طبيعى مقدّمات ظهور بسيار بعيد مىنمايد.
بارى، چگونه مىتوان انسان امروزين را كه چشم و گوش عموم آنان به اسرار آسمانى بسته است، به گونهاى كه شمارى به بتپرستى يا گاوپرستى مشغول، گروهى به پيامبرى انسان زمينى دلخوش، جمعى در شهوت و شهوترانى غرق، شمارى ديگر به انديشه و خيالبافىهاى مدّعيان نجات و سعادت بشريت دلآرامند، بيدار ساخت؟!
جهان كنونى در سه مؤلّفه پيشگفته دچار بحران شگفت آورى است. از سويى وضعيت اخلاقى و معنوى جهان بسيار نگران كننده است؛ به گونهاى كه به عنوان مثال همجنسبازى از سوى كليسا به عنوان يك ازدواج رسمى مورد تأييد قرار مىگيرد و در سازمانهاى بين المللى ظلم و تعدّى به حقوق ملّتها به عنوان حمايت از حقوق بشر مورد تأييد است. از ديگر سو، با اختلاف دامنهدارى كه در ميان دولتها و ملّيتهاى مختلف وجود دارد، به گونهاى كه كمتر در ميان دو كشور همسايه دوستى واقعى به چشم مىخورد، چگونه مىتوان به رخت بربستن تكثّر حكومتها و تحقّق يك نظام سياسى واحد در جهان دل بست؟!
نيز بايد پرسيد اگر اراده تشريعى خداوند براى تحقّق هدايتيابى مردم و آماده شدن طبيعى آنان براى ظهور منجى كفايت مىكرد، چرا چنين ارادهاى درباره پيامبران پيشين، همچون نوح كه با دعوت هزار سالهه مردم[١] به توحيد و يكتاپرستى ناكام ماند، به كار گرفته نشد؟!
٢. گواهى برخى از روايات مبنى بر قهرى بودن ظهور منجى
از ظاهر برخى از روايات چنين برمىآيد كه تمهيد مقدّمات ظهور با ارده قهرى خداوند همراه است. به عنوان مثال در روايت مشهورى از پيامبراكرم (ص) چنين آمده است كه «اگر از دنيا تنها يك روز مانده باشد، خداوند آن روز را چنان طولانى خواهد كرد تا مهدى (ع) همان كه نامش نام پيامبر، و كنيهاش، كنيه پيامبر است، ظهور كند.»[٢]
ديدگاه دوم: دخالت اراده تشريعى خداوند در ظهور منجى
بر اساس ديدگاه دوم و با عطف توجّه به ادّله وحيانى ظهور مهدويت و نيز ساير ادّله، تمهيد مقدّمات ظهور امام عصر (عج) بر اساس اراده تشريعى خداوند و به صورت طبيعى تحقّق خواهد يافت. در اينجا مناسب است شواهدى از قرآن و روايات اهل بيت (ع) را ارائه كنيم.
١. شواهدى از آيات قرآن
قرآن تصريح مىكند كه انسانها براى عبادت و بندگى خداوند آفريده شدهاند[٣] و خداوند هماره از مردم هدايتيابى، سپاس گزارى، رهپويى به سر منزل كمالات علمى و معنوى، پايبندى به ارزشهاى انسانى و الهى را خواسته است؛ امّا انسانها عموماً در اثر پيروى از هواهاى نفسانى و گوشسپارى به وسوسههاى شيطانى در جهت عكس دعوت الهى، حركت كرده و مىكنند و خداوند بهرغم آنكه كفر، ناسپاسى، پلشتى و پليدى را براى بندگان خود نپسنديده است، امّا هرگز مانع آنان از اين كژروى نشده و آنان را به پذيرش دعوت پيامبران، مجبور نساخته است.
عدم رضايت الهى نسبت به كفر بندگان و اعلام رضايت الهى، نسبت به سپاسگزارى آنان در اين آيه منعكس شده است:
«إِنْتَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنْكُمْ وَ لا يَرْضى لِعِبادِهِ الْكُفْرَ وَ إِنْ تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ؛[٤]