ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٩ - ٣ مدينه امن اسلام
است حتّى عدالت و دادگرى، همچون گرما و سرما در درون خانههاى مردمان نفوذ مىكند و مأمن وجود آنان را سامان مىبخشد[١] و در روايات ظهور، عدالت چنان عطشبرانگيز و سيرىناپذير و فراموشنشدنى ترسيم گرديده است كه انسان را در اين گمان مىافكند كه اصولًا جهان براى رسيدن به اين نقطه و فرجام، باقى مانده است و برنامه و تنظيم متعمّدانه الهى بر اين است كه آخرين سطور تاريخ، با برگهاى دادخواهى به انجام رسد و خداوند چنان بر اين مهم تأكيد دارد كه اگر حتّى يك روز از عمر دنيا باقى مانده باشد، او آن را چنان طولانى خواهد كرد[٢] تا آن رؤياى موعود مردمان از راه رسد و درخت عدالت را بر ضمير آگاه تشنگان بكارد و جامعه بشرى را با آن گم شده خويش رو به رو سازد؛ زمين را از عدل و قسط سيراب كند و آن قدر بر باده عدالت بيافزايد كه جان آدميان از آن مدهوش گردد.
در سايه اين عدالت، هيچ انسانى در قيد بندگى و بردگى باقى نمىماند؛[٣] حقوق به يغما رفته انسانها به آنها بازمىگردد؛[٤] بندهاى پيدا و ناپيداى بندگى از سر و گردن انسانها بازمىگردد و زمينه استثمار انسان از انسان، به كلّى برچيده مىشود.[٥]
كارگزاران ظلم و بيداد، مورد بازخواست قرار مىگيرند؛ قاضيان و حاكمان خلافكار، از مسئوليت خويش، عزل مىشوند و زمين، از هر نوع خيانت و نادرستى پاك مىگردد.[٦]
گردنكشان و مستكبران در هم كوبيده مىشوند و محرومان و مستضعفان در استرجاع حقّ خويش كامياب مىگردند.[٧] ديگر ناله هيچ مظلومى در گلو خفه نمىگردد، اشك و آه دلسوختهاى بلند نمىگردد، هيچ انسانى گرسنه سر بر بالين نمىگذارد و هيچ محرومى با كينه و دغدغه ناامنى، روزگار سپرى نمىكند.
اينها افسانه نيست؛ بلكه به راستى تمام آن چيزى است كه به ما وعده دادهاند و ما را در انتظار آن به برترين عبادت فرا خواندهاند كه انتظار آمدن او، انتظار گامهاى عدالت است.
٢. مدينه رفاه
مدينه فاضله اسلامى، مدينه رفاه و آسايش همگانى است. رفاه و تنعّم بدانسان كه ديگر نيازمند و صاحب حاجتى در سطح جامعه يافت نمىشود. يك دليل مهم بر اين امر، توزيع عادلانه ثروتها و منابع است. در شهر عدالت كه حقوق انسانها محور توجّه و برنامهريزى است، بالطّبع بذر اين توجّه محصولى چون رفاه و برخوردارى همگانى از مواهب الهى در پى خواهد داشت. هم در تعاليم دينى و هم در آموزههاى علمى و تجربى بشر، به روشنى، به اين واقعيت راه بردهايم كه در صورتى جامعه از غنا و بهرهمندى عمومى سرشار خواهد گشت كه پيشاپيش از عدالت، سيراب گرديده باشد و مشكل كشورها در حال حاضر و در قرون و اعصار متمادى، كمبود منابع و مواهب طبيعى بر گستره خاك نبوده، بلكه توزيع ناعادلانه آنها بوده است.
آنچه در روايات ظهور در اين خصوص آمده است، نشان مىدهد كه خواستها و آرزوهاى مادّى انسان، در جدول توجّهات آرمانشهر اسلامى، نه تنها از ياد برده نشده است، بلكه حتّى در صدر توجّه و عنايت قرار گرفته و انسانها، به دليل داشتن چنين خواستههايى، مورد نكوهش قرار نگرفتهاند؛ بلكه بر توجّه خداوند در پاسخ به اين خواهشها تأكيد فراوان رفته است.
پيامبر گرامى خدا (ص) مىفرمايد:
«در امّت من، مهدى قيام كند ... و در زمان او، مردم به چنان نعمت و برخوردارى و رفاه دست يابند كه در هيچ زمانى دست نيافته باشند. [و اين رفاه شامل تمامى انسانها خواهد بود] چه نيكوكار و چه بدكار. آسمان مكرّر بر آنان ببارد [كنايه از وفور مواهب طبيعى] و زمين چيزى از روييدنىهاى خود را پنهان نسازد.»[٨]
در روايات ديگر، سخن از كثرت مال،[٩] وفور نعمت، بارانهاى پى در پى، سبكبارى و رهايى از بارهاى سنگين زندگى، آسودگى از رنج طلب كردن و نيافتن، سخن از اداى قرض تمام مقروضان و اداى دين تمام صاحبان دين است؛ سخن از بىنيازى تمام انسانهاست و سخن از بذل و بخشش امام (ع) بر همگان است؛ به طورى كه از طلب مال و بخشش ديگران بىنياز گردند. در آنجا، سخن از عمران و آبادى تمام عرصه خاك است؛ به گونهاى كه چون آن حضرت قيام كند، همه خرابىها را آباد كند،[١٠] تمامى سطح زمين را از سرسبزى و نشاط و طراوت بپوشاند،[١١] گنجها و معادن زمين، همگى مورد استخراج قرار گيرند و زمين، آنچه را كه در درون مخفى داشته است، براى رفاه و آسايش انسانها به دست او خواهد سپرد.[١٢]
٣. مدينه امن اسلام
به اعتقاد روانشناسان، از مهمترين نيازهاى اساسى بشر كه در هرم نيازهاى وى جايگاه ويژهاى دارد، نياز به امنيّت است. البتّه اين نياز در ابعاد مختلفى تجلّى مىيابد؛ امنيّت اخلاقى، امنيّت اقتصادى، امنيّت حقوقى، امنيّت اجتماعى و خانوادگى و ... آنچه از حجم زيادى از روايات ظهور برمىآيد، نشان مىدهد كه مدينه فاضله اسلامى، شهر امن و سلام است، آن هم امنيّت در معناى واقعى و در تمامى ابعاد آن. در روايتى از امام صادق (ع) در تفسير آيه شريفه:
«خدا به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند، وعده داده است كه حتماً آنان را در زمين جانشين [خود] قرار دهد ... و بيمشان را به ايمنى مبدّل گرداند.»[١٣] مىفرمايند:
« [اين آيه] در مورد قائم و يارانش نازل شده است.»[١٤]
يعنى انسانها در آن موعد شريف است كه مىتوانند، با قلبى آسوده