ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٢ - امنيّت روانى
آنگاه كه زمان ظهور فرا رسد و رهايىبخش جهان از پشت پرده غيبت بيرون آيد و رخ نماياند، خداوند متعال امر او را در يك شب اصلاح مىكند[١] و همه زيبايىهاى پس از ظهور، يك به يك آشكار مىشود.
صبح ظهور وقتى بندگان خدا از خواب بيدار مىشوند دستى بر سر آنها كشيده مىشود. به خود مىنگرند، به دانستهها و قدرت فهم و دريافت عقلى خويش، ناگهان مىبينند كه نور ايمان در قلب آنان مىتابد به درخشندگى خورشيد[٢] و قدرت و توانى در خويش مىبينند باورنكردنى. هر يك قدرت چهل مرد را پيدا مىكنند.[٣] ايمان و توان، اوّلين هديههايى است كه از دوست مىگيرند.
نشاط و شادمانى چنان بر وجود آنها سايه مىافكند كه حتّى مردگان نيز در قبر شاد مىشوند[٤] و از نسيم ظهور آن مرد بزرگ، حياتى دوباره مىيابند.
پيش از اين، بندگان خدا پراكنده بودند و هر يك در انديشهاى متفاوت. پس از ظهور، دستى بر سرهاى آنان كشيده مىشود و عقلهاى آنها را به يك سو جهت مىدهد.[٥] افكار آشفته و متفرق جمع مىشوند و گويى همه عقلها به يك عقل؛ آن هم «عقل كامل» تبديل مىشوند؛ چونان قطرههايى كه از سرتاسر كره زمين جمع مىشوند و به رودها مىريزند و راههاى دراز را معجزهآسا مىپيمايند تا به دريا ريزند. آنان ديگر قطره نيستند. نام شناسنامهاى آنها از قطره به دريا تغيير مىكند و همه يك هويت مىيابند؛ دريا، درياى بيكران.
بندگان خدا در آن روز، به يك حقيقت مىانديشند و عقربه ذهن و عقل آنها يك نقطه را نشان مىدهد و آن پيروى از حق و راستى است. ديگر هيچكس واژه «من» را به كار نمىبرد و «ما» جايگزين همه منيّتها مىشود. وقتى آن دست آسمانى بر سرها كشيده مىشود، اخلاق (احلام)[٦] مردم كامل مىشود. رذايل اخلاقى از وجود آنها رخت برمىبندد و فضايل، نيكىها و بزرگوارى همچون دانههاى مرواريد، صدف وجود آنان را مزيّن مىكند. خشم و شهوت و وهم و بىعدالتى با اين مردم بيگانه مىشود و آرامش و وقار و تعادل و عدالت از سيماى آنان هويدا مىگردد. آرى، روزى كه او مىآيد. بغض و كينه از دلهاى بندگان مىرود و اين گونه اخلاق آنها كامل مىشود.[٧] ترس و بخل از شيعيان دور و آرامش و سخاوت جايگزين آن مىشود.[٨] خداوند، مردمان شايستهاى را حاكم خواهد كرد كه زمين را پر از عدل و داد مىكنند[٩] و افراد پست و فاسد را روى زمين باقى نمىگذارد.[١٠]
اينك مردمان امّت اسلام مبهوت اين تحوّل، بر جاى ايستاده و خويش را تحليل مىكنند و سپس به خانه خود نظر مىكنند و مىبينند كه زنان آنها در خانهها، به كتاب خدا و سنّت پيامبرش قضاوت مىكنند[١١] و چنان چشمههاى دانش و حكمت بر سرزمين وجود و ذهن آنها جارى شده است كه جز حقّ و منطق بر زبان نمىرانند. فرهنگ و دانش مردم در آن روز به اوج مىرسد و بديهى است وقتى بانويى به كتاب خدا و سنّت پيامبر او قضاوت كند، انحراف در او راه نخواهد يافت و اينگونه، احساسات زنانه كه همواره مانع قضاوتهاى عادلانه بود، جاى خود را به استدلال عقلانى و وحيانى و همسويى با كتاب خدا مىدهد و «زنان در خانه خويش بر مسند قضاوت مىنشينند.»
پدران و مادران، شگفتزده كودكان خود را مىبينند كه با مارها و عقربها بازى مىكنند بدون آنكه آزارى به آنان رسد.[١٢] خدايا! چه شده است؟ طبيعت عقرب نيش زدن است و مار، زهر افشانى! كجا رفت غريزه حيوانى و طبع وحشى، خشن و گزنده آنها؟!
شايد آن روز خشونت و زهرافشانى و نيش زهرآگين، بىاثر شده است يا حيوانات وحشى به مرحلهاى از كمال حيوانى دست يافتهاند كه همزيستى در كنار انسان را تجربه كنند و آنها نيز اهلى شوند.
دنيا به گونهاى ديگر است. صلح و آرامش جايگزين جنگ و خونريزى شده و دوستى و محبّت به جاى دشمنى و درّندهخويى نشسته است.
هركس در گوشهاى از شهر خويش مىبيند كه ميش و گرگ در يك محل با يكديگر مىچرخند و در كنار هم زندگى مىكنند[١٣] خوى ددمنشى گرگ و ترس و هراس ميش در اينجا ديده نمىشود و اين زيباترين نماى صلح در آن عصر طلايى است. وقتى گرگ چنين آرام و رام مىشود چگونه انسان متمدّن در انديشه جنگ و سلطه باشد؟ بنابراين حتّى انسانهاى گرگ صفت نيز در آن روز، از سيرت حيوانى خارج شده و با صورت انسانى خويش هماهنگ مىگردند.
امنيّت روانى
دلهاى مؤمنان از ترس خالى شده و قلوب دشمنان آنها آكنده از ترس و وحشت مىگردد.[١٤] همانگونه كه خداوند متعال در نبرد «بدر» با ايجاد رعب در دل دشمنان و فرستادن فرشتگان براى يارى مسلمانان- كه تعدادشان در برابر مشركان بسيار اندك بود- دلهاى مؤمنان را از ترس خالى نمود، در زمان ظهور نيز چنين خواهد شد.
بيمارىها، اعمّ از روحى و جسمى بهبود مىيابد و ضعفها و ناتوانىها به قوّت و قدرت تبديل مىشود. توان جسمى ياوران حضرت چنان افزوده شود كه از شير، شجاعتر و از نيزه، برندهتر شوند به گونهاى كه دشمن را با پاها بر زمين افكنند و با دست او را بشكنند؛[١٥] زيرا هر مؤمنى در زمان ظهور، قدرت چهل مرد را مىيابد و قدرت خداوند نسبت به آنچه در آن روز انجام مىدهد، بسيار بيشتر است.
اهل آسمان و زمين، پرندگان، وحوش و ماهيان درياها به خاطر وجود حضرت حجّت (ع) شاد مىشوند و هيچ مؤمنى ديده نمىشود، مگر آنكه