ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و هفتاد و نه- يكصد و هشتاد
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
صراط مستقيم
٤ ص
(٤)
دين واژگون در آخرالزّمان
٥ ص
(٥)
گلستانه
٨ ص
(٦)
آرزوى سبز
٨ ص
(٧)
تو سرنوشت زمينى
٨ ص
(٨)
آن صبح تماشايى
٩ ص
(٩)
اين است جهانى كه در آن زندگى مى كنيم
١٠ ص
(١٠)
يك لحظه از وضع جهان در سالى كه در گذر است
١١ ص
(١١)
جمعيت
١١ ص
(١٢)
حكومت و اقتصاد
١١ ص
(١٣)
جامعه و رسانه ها
١١ ص
(١٤)
محيط زيست
١١ ص
(١٥)
غذا
١١ ص
(١٦)
آب
١٢ ص
(١٧)
انرژى
١٢ ص
(١٨)
سلامت
١٢ ص
(١٩)
پرخرج ترين فاجعه هاى طبيعى دنيا!
١٣ ص
(٢٠)
زلزله و سونامى در شمال شرق ژاپن، سال 2011 م
١٣ ص
(٢١)
زلزله «سيچوان»، كشور چين، سال 2008 م
١٣ ص
(٢٢)
زلزله «هانشين»، كشور ژاپن، سال 1995 م
١٤ ص
(٢٣)
طوفان «كاترينا»، ايالات متّحده آمريكا، سال 2005 م
١٤ ص
(٢٤)
زلزله ايرپينيا، كشور ايتاليا، سال 1980 م
١٤ ص
(٢٥)
زلزله «نورث ريج كاليفرنيا»، ايالات متّحده آمريكا، سال 1994
١٤ ص
(٢٦)
طوفان «آندره»، ايالات متّحده آمريكا، سال 1992 م
١٤ ص
(٢٧)
سيل رودخانه «يانگ تسه»، كشور چين، سال 1998 م
١٤ ص
(٢٨)
زلزله «چئوتسو»، كشور ژاپن، سال 2004 م
١٥ ص
(٢٩)
طوفان «آيك»، ايالات متّحده آمريكا، سال 2008 م
١٥ ص
(٣٠)
زلزله «ايزميت»، كشور «تركيه»، سال 1999 م
١٥ ص
(٣١)
زلزله بندر «پورتو پرنس»، كشور «هائيتى»، سال 2010 م
١٥ ص
(٣٢)
زلزله شهرستان «بم»، كشور «ايران»، سال 2003 م (1382 ش )
١٥ ص
(٣٣)
آمارها مى گويند تروريست واقعى كيست؟
١٦ ص
(٣٤)
معناى تروريسم
١٦ ص
(٣٥)
اسلام نافى تروريسم
١٧ ص
(٣٦)
سابقه تروريسم در دوران قبل و بعد از جنگ سرد
١٨ ص
(٣٧)
دوره پيش از آغاز جنگ سرد
١٨ ص
(٣٨)
دوره جنگ سرد
١٨ ص
(٣٩)
دوره پس از جنگ سرد
١٨ ص
(٤٠)
جنگ بالكان
١٨ ص
(٤١)
حادثه 11 سپتامبر 2001 م
١٨ ص
(٤٢)
تروريست واقعى از ديد آمار!
١٨ ص
(٤٣)
نتيجه گيرى
١٩ ص
(٤٤)
جنايات سعودى ها در يمن؛ ويرانى 500 مسجد و 300 هزار خانه
٢٠ ص
(٤٥)
قاچاق انسان، تجارت جديدى كه غربى ها به آن افتخار مى كنند
٢٢ ص
(٤٦)
گزارش تصويرى از نسل كشى هاى سده هاى اخير
٢٤ ص
(٤٧)
فقر جهانى در هزاره سوم
٢٨ ص
(٤٨)
فقر جهانى بر اساس آمار
٢٩ ص
(٤٩)
فقر جهانى بر اساس آمارهاى بانك جهانى
٢٩ ص
(٥٠)
نتيجه گيرى
٣١ ص
(٥١)
جهانى سازى به سبك فوتبال
٣٤ ص
(٥٢)
ذائقه سازى
٣٤ ص
(٥٣)
سوپراستارسازى
٣٤ ص
(٥٤)
فيفا به مثابه شوراى امنيّت
٣٥ ص
(٥٥)
فوتبال تمرين سياست
٣٥ ص
(٥٦)
تبليغات
٣٦ ص
(٥٧)
نقل و انتقالات بازيكن
٣٦ ص
(٥٨)
نظام اقتصادى و گردش مالى
٣٧ ص
(٥٩)
پيامد گناهان
٣٨ ص
(٦٠)
پيامدهاى عمومى گناهان
٣٨ ص
(٦١)
پيامدهاى فردى گناهان
٣٩ ص
(٦٢)
چگونه در يك شب 600 هزار نفر در آتش سوختند!
٤٠ ص
(٦٣)
بمباران استراتژيك چيست؟
٤٠ ص
(٦٤)
چرا درسدن بمباران شد؟
٤٠ ص
(٦٥)
چرچيل آنها را كباب كنيد
٤١ ص
(٦٦)
به راستى چند نفر در آتش سوختند؟
٤٢ ص
(٦٧)
بمباران نظامى يا جنايت جنگى!
٤٣ ص
(٦٨)
چرا بمباران درسدن ناديده گرفته مى شود، اما افسانه هولوكاست نه؟
٤٣ ص
(٦٩)
ويژه نامه حكومت جهانى امام مهدى (ع)
٤٧ ص
(٧٠)
حكومت امام عصر (عج) حكومت واجد جهانى
٤٨ ص
(٧١)
در اين جهان، پرآوازه تر از پيامبر اكرم (ص) كيست؟
٤٨ ص
(٧٢)
ظهور در آيه شريفه، به معناى غلبه و حكومت
٤٩ ص
(٧٣)
غلبه اسلام بر ساير اديان، هنگام ظهور حضرت مهدى (ع)
٥٠ ص
(٧٤)
تشكيل حكومت واحد جهانى به دنبال ظلم فراگير
٥٠ ص
(٧٥)
غيرقابل باور بودن حكومت واحد جهانى در گذشته هاى دور
٥٠ ص
(٧٦)
قابل باور بودن حكومت واحد جهانى در حال حاضر
٥١ ص
(٧٧)
سير حكومت واحد جهانى جز حضرت مهدى موعود (ع) كيست؟
٥١ ص
(٧٨)
حضرت مهدى (ع) تكويناً به اذن خدا حافظ نظام عالم است
٥١ ص
(٧٩)
سبب طولانى شدن عصر غيبت
٥٢ ص
(٨٠)
قيام حضرت مهدى موعود (ع) در هيبت جوانى كمتر از چهل سال
٥٢ ص
(٨١)
ظهور حضرت مهدى (ع) موعود مذاهب و امم
٥٢ ص
(٨٢)
همه كائنات در حال حركت به سوى كمالند
٥٢ ص
(٨٣)
جغرافياى سياسى و اجتماعى جهان در عصر ظهور
٥٤ ص
(٨٤)
چگونگى تمهيد مقدّمات ظهور
٥٤ ص
(٨٥)
ديدگاه نخست دخالت اراده تكوينى الهى در ظهور منجى
٥٤ ص
(٨٦)
1 عدم سنخيّت وضعيت كنونى جهان با جهان پس از ظهور
٥٤ ص
(٨٧)
مقدّمه اوّل
٥٤ ص
(٨٨)
مقدّمه دوم
٥٥ ص
(٨٩)
مقدّمه سوم
٥٥ ص
(٩٠)
2 گواهى برخى از روايات مبنى بر قهرى بودن ظهور منجى
٥٥ ص
(٩١)
ديدگاه دوم دخالت اراده تشريعى خداوند در ظهور منجى
٥٥ ص
(٩٢)
1 شواهدى از آيات قرآن
٥٥ ص
(٩٣)
2 شواهدى از روايات
٥٦ ص
(٩٤)
مؤلّفه هاى جغرافياى سياسى جهان پس از ظهور
٥٧ ص
(٩٥)
1 حاكميت ارزش هاى اخلاقى و معنوى بر جهان
٥٧ ص
(٩٦)
1 كم رنگ شدن ارزش هاى دينى
٥٨ ص
(٩٧)
2 وارونه شدن مفاهيم و ارزش هاى اخلاقى
٥٨ ص
(٩٨)
3 شايع شدن فساد و انحرافات جنسى
٥٩ ص
(٩٩)
4 رواج فساد مالى
٥٩ ص
(١٠٠)
5 سيطره ظلم و ستم در سطح جهان
٥٩ ص
(١٠١)
2 حاكميت اسلام به عنوان دين جامع
٦٠ ص
(١٠٢)
نگاهى به پديده تكثّر دينى
٦٠ ص
(١٠٣)
نكات قابل استفاده از آيه، دالّ بر چيرگى اسلام بر ساير اديان
٦١ ص
(١٠٤)
نقش مسيح (ع) در ايجاد وحدت دينى
٦٢ ص
(١٠٥)
3 حاكميت نظام سياسى واحد بر جهان
٦٢ ص
(١٠٦)
1- 3 كنار رفتن مرزبندى هاى جغرافيايى
٦٢ ص
(١٠٧)
2- 3 شكل گيرى نظام حقوقى واحد در جهان
٦٢ ص
(١٠٨)
جهانى شدن و رابطه آن با جغرافياى سياسى و اجتماعى عصر ظهور
٦٣ ص
(١٠٩)
هنگامه طلوع خورشيد مشرقى
٦٦ ص
(١١٠)
اگر كوه ها بر سر راهش قرار گيرند، آنها را نابود مى سازد
٦٧ ص
(١١١)
ويژگى هاى آرمان شهر در عصر ظهور
٦٨ ص
(١١٢)
1 مدينه عدل
٦٨ ص
(١١٣)
2 مدينه رفاه
٦٩ ص
(١١٤)
3 مدينه امن اسلام
٦٩ ص
(١١٥)
4 مدينه تربيت
٧٠ ص
(١١٦)
5 مدينه علم
٧٠ ص
(١١٧)
6 مدينه مستضعفان
٧٠ ص
(١١٨)
نتيجه
٧٠ ص
(١١٩)
آخرين دولت، از استضعاف تا اقتدار
٧٢ ص
(١٢٠)
مقدّمه
٧٣ ص
(١٢١)
بخش اوّل آخرين دولت
٧٣ ص
(١٢٢)
1 منشأ تعبير آخرين دولت
٧٣ ص
(١٢٣)
2 معناى آخرين دولت
٧٤ ص
(١٢٤)
3 چرا آخرين دولت؟
٧٤ ص
(١٢٥)
بخش دوم دولت مهدوى، دولت مستضعفان
٧٦ ص
(١٢٦)
مراد از استضعاف چيست؟
٧٦ ص
(١٢٧)
آيا دولت مستضفعان يعنى دولت پا برهنگان؟!
٧٧ ص
(١٢٨)
آيا دولت مستضعفان يعنى دولت ناتوانان فكرى؟!
٧٨ ص
(١٢٩)
دولت مستضعفان يعنى دولت مستضعفان اجتماعى
٧٨ ص
(١٣٠)
حكومت واحد جهانى لازمه عدالت فراگير
٧٩ ص
(١٣١)
پاسخ تفصيلى
٧٩ ص
(١٣٢)
عدالت مهدوى در قرآن
٨٢ ص
(١٣٣)
اشاره
٨٢ ص
(١٣٤)
از قيام تا استقرار حكومت
٨٥ ص
(١٣٥)
احياى دين در عصر ظهور
٨٦ ص
(١٣٦)
1 تبيين و تفسير اسلام پس از پيامبر (ص)
٨٧ ص
(١٣٧)
2 تبيين و تفسير اسلام پس از ظهور
٨٩ ص
(١٣٨)
عصر طلايى
٩١ ص
(١٣٩)
امنيّت روانى
٩٢ ص
(١٤٠)
گسترش ارتباطات مؤمنان
٩٣ ص
(١٤١)
امنيّت اجتماعى
٩٣ ص
(١٤٢)
رفاه اقتصادى
٩٤ ص
(١٤٣)
مشكل مسكن و آبادانى زمين
٩٥ ص
(١٤٤)
دستاوردهاى حكومت مهدوى
٩٧ ص
(١٤٥)
سرنوشت اديان ديگر در دوران ظهور امام زمان (عج)
٩٨ ص
(١٤٦)
جمع بندى روايات
١٠٠ ص
(١٤٧)
وضعيت اهل كتاب (يهود و نصارا)
١٠٠ ص
(١٤٨)
حكومت حضرت مهدى (عج) در عصر ظهور
١٠٢ ص
(١٤٩)
فهرست مندرجات
١٠٢ ص
(١٥٠)
ساختار كتاب
١٠٢ ص
(١٥١)
گزارش محتوا
١٠٢ ص
(١٥٢)
روش حكومتى حضرت
١٠٢ ص
(١٥٣)
فرزند با ايمان من (4)
١٠٣ ص
(١٥٤)
دو كمال خدا
١٠٣ ص
(١٥٥)
خداى قابل اعتماد
١٠٤ ص
(١٥٦)
اعتماد به خدا
١٠٤ ص
(١٥٧)
دقّت كنيد!
١٠٥ ص
(١٥٨)
آموزه هاى طبّ و تغذيه در سنّت هاى اسلامى و ايرانى
١٠٧ ص
(١٥٩)
پرتقال
١٠٧ ص
(١٦٠)
نام هاى متداول
١٠٧ ص
(١٦١)
مشخّصات
١٠٧ ص
(١٦٢)
قسمت هاى دارويى
١٠٧ ص
(١٦٣)
خواصّ درمانى و موارد مصرف
١٠٧ ص
(١٦٤)
خواصّ درمانى تخم پرتقال
١٠٨ ص
(١٦٥)
خواصّ درمانى پوست پرتقال
١٠٨ ص
(١٦٦)
خواصّ درمانى شكوفه هاى پرتقال
١٠٨ ص
(١٦٧)
خواصّ درمانى برگ درخت پرتقال
١٠٨ ص
(١٦٨)
بيمارستان هاى مهمّ ايران پيش از دوران معاصر
١٠٩ ص
(١٦٩)
بيمارستان و دانشگاه جندى شاپور
١٠٩ ص
(١٧٠)
بيمارستان بغداد
١١٠ ص
(١٧١)
بيمارستان رى
١١٠ ص
(١٧٢)
بيمارستان زرند
١١٠ ص
(١٧٣)
بيمارستان اصفهان
١١٠ ص
(١٧٤)
بيمارستان نيشابور
١١٠ ص
(١٧٥)
بيمارستان مرو
١١٠ ص
(١٧٦)
بيمارستان هاى شيراز
١١٠ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٤ - ٣ چرا آخرين دولت؟

و دوم، علّت آخرين بودن دولت حضرت مهدى (ع) چيست؟ پس با دو پرسش روبه‌رو هستيم؛ يكى تفسير آخرين دولت و ديگرى تعليل آخرين بودن.

٢. معناى آخرين دولت‌

در پرسش اوّل مى‌خواهيم بدانيم منظور از صفت «آخرين» بيان مفهوم زمانى است يا فكرى و انديشه‌اى؛ در برخى روايات آمده است كه دولت اهل‌بيت (ع) پس از حاكميت همه انديشه‌هاى بشرى تحقّق مى‌يابد و لذا اين معنا به ذهن مى‌رسد كه شايد صفت «آخرين» براى بيان اين واقعيت است كه دولت امام مهدى (ع) و يا به تعبير ديگر نظريّه ولايت و امامت، آخرين و مترقّى‌ترين انديشه در باب حكومت است. البتّه امكان دارد كه پس از ارائه و اجراى اين نظريّه، بار ديگر حكومت به دست نااهلان و نامحرمان بيفتد.

در مراجعه به روايات و با استفاده از آيات قرآن، مى‌توان فهميد كه هر دو مفهوم آن مراد است؛ يعنى وقتى مى‌گوييم حكومت حضرت مهدى (ع) آخرين دولت است، هم به اين معنى است كه آخرين و مترقّى‌ترين انديشه در باب حكومت و زمامدارى است و هم به اين معنى است كه پس از آن، دولت ديگرى حاكميت نيافته و تا پايان تاريخ ادامه مى‌يابد. امام باقر (ع) به دنبال اينكه مى‌فرمايند «دولت ما، آخرين دولت است»، چنين ادامه مى‌دهند:

«وَ لَمْ يَبْقَ أَهْلُ بَيْتٍ لَهُمْ دَوْلَةٌ إِلَّا مَلَكُوا قَبْلَنَا؛[١]

هيچ خاندان داراى حكومتى باقى نمى‌ماند، مگر اينكه قبل از ما به حكومت مى‌رسند.»

امام صادق (ع) نيز در همين باره مى‌فرمايند:

«اين امر (حكومت ما اهل بيت) فرا نرسد تا اينكه همه گروه‌ها بر مردم حكومت كرده باشند ... آنگاه قائم (ع) قيام مى‌كند و حق و عدالت را برپا مى‌دارد.»[٢]

كلام امام صادق (ع) وضوح بيشترى دارد. آنچه از اين دو حديث برمى‌آيد، اين است كه همه گروه‌ها و صاحب‌نظرانى كه درباره حكومت، ايده و نظريّه‌اى دارند، به حكومت مى‌رسند و پس از همه آنها نظريّه امامت، حاكميت مى‌يابد. اين بدين معنى است كه اوّلًا هر نظريّه‌اى كه به انديشه بشر برسد، حاكميت مى‌يابد و ثانياً روزگارى فرا مى‌رسد كه فكر بشر، سخنى براى گفتن ندارد؛ آنگاه نظريّه امامت حاكميت مى‌يابد. بنابراين، آخرين دولت، يعنى آخرين نظريّه‌اى كه حكومتى بر مبناى آن تشكيل مى‌شود و پس از آن، نظريّه ديگرى وجود نخواهد داشت. اين سخن، صفت «آخرين» را تفسير مى‌كند؛ امّا اين امكان را نيز نفى نمى‌كند كه شايد پس از اين دولت، حكومت ديگرى بر مبناى نظريّه‌هاى قبلى شكل بگيرد.

از برخى ديگر از روايات، مفهوم زمانى را نيز مى‌توان فهميد و بر اين اساس دولت اهل بيت (عج)، هم از نظر انديشه آخرين است و هم از نظر زمانى؛ يعنى نه پس از آن، انديشه جديدتر و مترقّى‌ترى وجود خواهد داشت و نه پس از آن، حكومت ديگرى شكل خواهد گرفت. امام باقر (ع) پس از آنكه در دربار هشام فرمودند: «دولت شما دولت حال است و دولت ما دولت آينده»، تصريح مى‌كنند كه:

«و بعد از حكومت ما حكومتى نباشد؛ زيرا ما همان كسانى هستيم كه عاقبت از آنان است، خداوند مى‌فرمايد: «سرانجام نيك از آن پرهيزكاران است».»[٣]

در اين حديث، دو نكته قابل توجّه وجود دارد؛ يكى تصريح به اينكه پس از حكومت اهل بيت (ع)، حكومت ديگرى وجود نخواهد داشت و ديگرى مستند نمودن اين ادعا به آيه شريفه‌ «وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ.» از اين استناد، تفسير آيه شريفه نيز به دست مى‌آيد و با تكيه بر آن، گذشته از حديث، آيه نيز مى‌تواند آخر بودن زمانى را گواهى دهد.

جالب اينكه اين جمله از «قرآن كريم»، فراز پايانى آيه‌اى است كه در آغاز آن چنين آمده است:

«إِنَّالْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ؛

زمين از آن خداست و به هر كس از بندگانش كه بخواهد، آن را به ميراث مى‌دهد.»

همان‌گونه كه مى‌دانيد اين فراز از آيه، نيز مربوط به حكومت حضرت مهدى (ع) است و لذا تأييدى است بر اينكه فراز «وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ» هم مربوط به حكومت حضرت مهدى (ع) است و با تفسير معصوم (ع)، مفهوم آن اين است كه پس از دولت مهدوى، دولت ديگرى وجود ندارد.

امام باقر (ع) مى‌فرمايند:

«در كتاب على، كه بر او درود باد، (در ذيل آيه) «زمين از آن خداست و به هركس از بندگانش كه بخواهد آن را به ميراث مى‌دهد. و سرانجام نيك از آن پرهيزگاران است» چنين يافتيم كه: «من و اهل بيتم همان كسانى هستيم كه خداوند زمين را به ما ارث مى‌دهد و مائيم پرهيزكاران و زمين تماماً از آن ما است.»[٤]

در حديث ديگرى از امام باقر (ع) كه پيش از اين، فرازى از آن را نقل كرديم، باز استشهاد به آيه شريفه‌ «وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ» وجود دارد:

«دولت ما آخرين دولت است، و هيچ خاندان صاحب دولتى نيست؛ مگر اينكه پيش از ما به حكومت مى‌رسد [و پس از آن، ما به حكومت مى‌رسيم ...] و اين همان سخن خداوند است كه مى‌فرمايد: «سرانجام نيك از آن پرهيزكاران است.»

پيش از اين گفتيم كه فراز نخست حديث اشاره دارد كه هر صاحب ايده و نظريّه‌اى، قبل از دولت اهل‌بيت (ع) به حكومت مى‌رسد و سپس ايده امامت به حكومت مى‌رسد. حال اگر اين را اضافه كنيم كه مراد از عاقبت، مفهوم زمانى است، نتيجه مى‌گيريم كه دولت اهل‌بيت (ع) و يا به بيان ديگر دولت امام مهدى (ع) هم از نظر انديشه‌اى و هم از نظر زمانى، آخرين دولت است.

حال بايد به اين پرسش پرداخت كه چرا اين دولت، آخرين دولت است؟

٣. چرا آخرين دولت؟

در برخى از رواياتى كه در آنها، مسئله آخرين دولت بودن حكومت امام مهدى (ع) مطرح شده، علّت آن نيز تبيين شده است. مثلًا امام باقر (ع) پس از آنكه مى‌فرمايند، دولت ما آخرين دولت است و پيش از آن، همه صاحبان قدرت و انديشه به حكومت مى‌رسند، در بيان علّت‌