ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٠ - غيرقابل باور بودن حكومت واحد جهانى در گذشته هاى دور
شدند.»
كلمه «ظاهر» در اين آيه، به معناى غالب است. در آيه مورد بحث نيز «اظهار» به معناى پيروز گردانيدن از حيث قدرت و حكومت است. اين وعده الهى است كه تا به حال تحقّق نيافته است و به طور مسلّم تحقّق خواهد يافت؛ زيرا وعده خدا، حقّ است و هرگز تخلّف نخواهد داشت.
«... إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ؛[١]
... به راستى كه خدا در انجام وعده خود، تخلّف نخواهد كرد.»
غلبه اسلام بر ساير اديان، هنگام ظهور حضرت مهدى (ع)
امّا اين غلبه چه زمانى خواهد بود؟ روايات ما فرمودهاند: آن زمان ظهور حضرت مهدى موعود، امام حجّتبن الحسن (عج) خواهد بود. از حضرت امام باقر (ع) منقول است:
«إنَّ ذلِكَ يَكُونُ عِندَ خُروجِ المَهدِى فَلا يَبقَى أَحَدٌ إِلَا أَقَرَّ بِمُحَمَّدٍ؛[٢]
وعدهاى كه در اين آيه است، هنگام ظهور مهدى تحقّق مىيابد. در اين روز، احدى در روى زمين نمىماند؛ مگر اينكه اقرار به رسالت محمّد (ص) مىنمايد.»
و از رسول خدا (ص) نقل شده است:
«لايَبقَى عَلَى الارضِ بَيت مدر وَ لا وَبر الّا أدخِلهُ اللّهُ كَلَمةَ الاسلامِ؛[٣]
در روى زمين هيچ خانه مويى و گلى، يعنى شهرى و بيابانى نمىماند؛ مگر اينكه اسلام به آن خانه راه مىيابد.»
و حضرت امام صادق (ع) در تفسير همين آيه فرمودهاند:
«وَ اللَّهِ مَا نَزَلَ تَأْوِيلُهَا بَعْدُ وَ لَا يَنْزِلُ تَأْوِيلُهَا حَتَّى يَخْرُجَ الْقَائِمُ فَإِذَا خَرَجَ الْقَائِمُ لَمْ يَبْقَ كَافِرٌ بِاللَّهِ الْعَظِيم؛
به خدا سوگند! هنوز تأويل اين آيه تحقّق نيافته است و تنها زمانى تحقّق مىيابد كه قائم خروج كند. هنگامىكه او خروج كرد، احدى از كافران منكر خدا در روى زمين باقى نمىمانند.»
تشكيل حكومت واحد جهانى به دنبال ظلم فراگير
اين جمله در اكثر روايات مربوط به حضرت مهدى موعود (ع) آمده است:
«يَمْلَأُ اللَّهُ بِهِ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً؛
خدا زمين را به سبب آن حضرت، پر از عدل و داد مىكند؛ همانگونه كه پر از ظلم و جور شده است.»
از اين جمله دو مطلب استفاده مىشود:
١. ظلم عالمگير خواهد شد؛
٢. حكومت واحدى به دست آن حضرت در تمام روى زمين به وجود خواهد آمد.
در زمانهاى گذشته كه شهرها و كشورها از هم دور بود و ارتباط سريع بين آنها برقرار نبود، تحقّق چنين جريانى در عالم بسيار بعيد و شبيه محال به ذهنها مىآمد كه مثلًا ظلم و فساد و گناهى در يك گوشه دنيا واقع شود، انگاه سرايت كند و همهجا را فرابگيرد و همچنين نشدنى به نظر مىآمد كه حكومت واحدى در دنيا تشكيل گردد و تمام نقاط زمين تحت قدرت يك حاكم قرار گيرد. بنابراين غالباً منطقههاى دور از هم ملوك الطّوايفى بود. در هر منطقه و در هر شهر و احياناً در هر روستا، يك فرد قدرتمندى پيدا شده و آن منطقه و آن شهر و آن روستا را تحت سيطره خود مىگرفت و حكومت مىكرد و مناطق ديگر، اصلًا از وضع و حال او خبرى نداشتند.
غيرقابل باور بودن حكومت واحد جهانى در گذشتههاى دور
در قرآن كريم مىخوانيم كه جناب سليمان (ع) پيامبر بزرگوار خدا، علاوه بر مقام نبوّت، داراى سلطنت خارقالعادّه و بىنظيرى بود كه جنّ و انس و وحش و طير تحت فرمانش بودند. حتّى باد به فرمان او بساط او را حركت مىداد و از نقطهاى به نقطه ديگر مىبرد كه در قرآن آمده است:
«وَلِسُلَيْمانَ الرِّيحَ غُدُوُّها شَهْرٌ وَ رَواحُها شَهْرٌ ...؛[٤]
باد را مسخّر فرمان سليمان قرار داده بوديم كه صبحگاهان مسير يك ماه را مىپيمود و عصرگاهان مسير يك ماه را ....»
ولى او با اين همه سلطنت عظيم آگاه نبود كه در يك نقطه ديگر اين زمين در همان زمان زنى حكومت مىكند و او هم داراى سلطنت عظيمى است و عجيب اينكه يك پرنده به نام «هدهد» از آن جريان آگاه بود و خدمت جناب سليمان آمد و عرض كرد:
«... أَحَطْتُ بِما لَمْ تُحِطْ بِهِ ...؛
... من از چيزى آگاه شدهام كه تو از آن آگاه نمىباشى ....»
«... وَ جِئْتُكَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقِينٍ؛[٥]
... من از سرزمين سبأ يك خبر قطعى براى تو آوردهام.»
«... إِنِّي وَجَدْتُ امْرَأَةً تَمْلِكُهُمْ وَ أُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ وَ لَها عَرْشٌ عَظِيمٌ؛[٦]
من زنى را ديدم كه بر آنها حكومت مىكند و همهچيز در اختيار دارد و مخصوصاً داراى تخت عظيمى است ....»
«... وَجَدْتُها وَ قَوْمَها يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِنْ دُونِ اللَّهِ ...؛[٧]
او را و قومش را ديدم براى خورشيد سجده مىكنند و به جاى خداپرستى، آفتابپرستى مىكنند.»
جناب سليمان (ع) گفت:
«... سَنَنْظُرُ أَ صَدَقْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْكاذِبِينَ؛[٨]
... ما تحقيق مىكنيم ببينيم تو در اين گفتارت راست مىگويى يا از