ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٤ - جهانى شدن و رابطه آن با جغرافياى سياسى و اجتماعى عصر ظهور
تشديد آگاهى جهانى اشاره دارد. فرآيندى كه وابستگى متقابل حقيقى جهانى و آگاهى از جهان، به عنوان يك كلّيت يكپارچه را در قرن بيستم به دنبال داشته است.»[١]
به هر روى، جهانيت را بايد مربوط به اشباع كمّى جهان و افزايش ارتباط و وابستگى آحاد و اجزاى تشكيلدهنده آن به هم دانست.[٢] امروزه عموماً از منظر پديدارى، به مفهوم جهانى شدن پرداخته مىشود. يعنى از اين منظر كه اين پديده در چه تاريخى، در كجا و تحت تأثير چه شرايطى ايجاد شده و چه پيامدهايى را در پى خواهد داشت؛ در حالىكه به نظر مىرسد از منظر دين و آموزههاى وحيانى، پديده جهانى شدن از ضرورتهاى اجتنابناپذير حيات انسانى قلمداد شده است كه در سايه تعليمات پيامبران مورد تأكيد قرار گرفته و اگر موانع انسانى در بين نبود، مىبايست قرنها پيش اتّفاق مىافتاد.
به نظر مىرسد كه مهمترين ركن تبديل جهان به دهكده كوچك، توسعه بىسابقه ارتباطات و تسهيل آن و تسهيل و تسريع ارتباطات جهانى پس از رونق مسافرتهاى هوايى متأثّر از دو پديده بسيار تأثيرگذار بوده و هست كه عبارتند از: ماهواره و اينترنت. به كمك مسافرتهاى هوايى و جابهجايى سريع ميليونها انسان، فرهنگها و انديشههاى مختلف جابه جا مىشود و از رهگذر ماهوارهها و سايتهاى اينترنتى، با فاصلهاى كمتر از ثانيه، ميليونها فكر و انديشه صواب يا ناصواب از هزاران فرسنگ به گوشهاى ديگر از كره خاكى انتقال مىيابند. به اين ترتيب، پديده جهانى شدن بيش از هر چيز ديگر، وسيله پيوند بشريت نسبت به يكديگر را فراهم و راه را براى تحقّق جغرافياى سياسى و اجتماعى عصر ظهور هموار ساخته است.
امّا آنچه كه در اين ميان نبايد مورد غفلت قرار بگيرد، اين نكته است كه بهرغم تسيهل پديده جهانى شدن براى شكلگيرى نظام سياسى واحد و يكپارچه شدن جهان، هيچگاه نبايد از ياد برد، مادامى كه كشورهاى جهان بر مرزبندىهاى جغرافيايى كنونى خود و نيز بر صحّت و درستى اديان حاكم بر ملّتها پاى فشارند و از تكثّر نظامهاى حقوقى خود دفاع كنند، حكومت واحد جهانى به معناى واقعى و صحيح كلمه، هرگز محقّق نخواهد شد و اين امر تنها در سايه حكومت جهانى امام عصر (عج) با مؤلّفههاى مورد نظر اين حكومت، جامه عمل خواهد پوشيد.
شاهد مدّعا آنكه، امروزه پس از تحقّق باور جهانى، بر ضرورت يكپارچگى دولتها و ملّتهاى همگن و پس از تلاش مستمر چندساله در قارّه اروپا، هنوز وحدت و يكپارچگى كامل بر دولتهاى اروپايى حاكم نشده است. در كنار استمرار تكثّر نظامهاى سياسى و حقوقى در اين دست از كشورها، هنوز برخى از دولتهاى اروپايى به پذيرش واحد پول اروپايى، يعنى يورو، تن ندادهاند.
در هر يك از اين دولتها، برخورد با مهاجران يا اقلّيتهاى مذهبى متفاوت است. درحالىكه در «فرانسه» با هرگونه تظاهر به شعائر دينى، همچون حجاب زنان و دختران مسلمان مخالفت مىشود، در بيشتر كشورهاى اروپايى اين سختگيرى به چشم نمىخورد. آزادى فسق، فحشا و فعّاليت گروههاى همجنسگرا آن ميزان كه در «هلند» وجود دارد، كمتر در جايى ديگر از كشورهاى اروپايى مشهود است. و لله الحمد. به اميد ظهور منجى موعود.
پىنوشتها:
______________________________
(١). «وَلَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عاماً» عنكبوت/ ١٤.
(٢). ر. ك: «كمال الدّين و تمام النّعمه»، ص ٢٨٠ .. اين روايت با اندكى تفاوت در «سنن ابى داود» نيز آمده است ر. ك: سنن ابى داود، ج ٢، ص ٣٠٩.
(٣). «وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ» ذاريات، ٥٦.
(٤). زمر، ٧.
(٥). يونس، ٩٩.
(٦). يونس، ٩٨. در سوره يس با كابرد واژه «حسرت» كه البتّه درباره خداوند به معناى مجاز به كار رفته، اوج تحسّر الهى به خاطر محروم ماندن مردم از ايمان و هدايت يابى منعكس شده است. «يا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كانُوا بِهِ يسْتَهْزِئُون» يس، ٣٠.
(٧). «وَلَوْ شاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً واحِدَةً.» هود، ١١٨.
(٨). طه، ١٢٩. براى آگاهى از تفسير اين آيه ر. ك: «الميزان»، ج ١، ص ٢٦٩؛ ج ٢، ص ٣١٤ «كلام فى الكلام.»
(٩). امام كاظم خطاب به هُشام بن حكم فرمود: «يا هشام ان لله على الناس حجتين: حجة ظاهرة و حجة باطنة، فاما الطاهرة فالرسل و الانبياء و الائمة و اما الباطنة فالعقول.» «كافى»، ج ١، ص ١٦.
(١٠). انبياء/ ١٠٥.
(١١). «بحارالانوار»، ج ٥٢، ص ٢٣١؛ «حياة الامام المهدى (ع)»، ص ٢٥٢.
(١٢). «بحار الانوار»، ج ٥٢، ص ٣٣٩؛ «معجم احاديث المهدى (ع)»، ج ٥، ص ٦١.
(١٣). «بحار الانوار»، ج ٥٢، ص ٢٤٤؛ «كتاب الغيبة»، ص ٢٨٢.
(١٤). «والذى بعثنى بالحق نبياً لو لم يبق من الدنيا الايوم واحد لطول الله ذلك اليوم حتى يخرج ولدى المهدى.»
(١٥). «وسائل الشيعه»، ج ١٥، ص ٣٤٨.
(١٦). «الغيبة (نعمانى)»، ص ٢٤٨.
(١٧). «كمال الدّين و تمام النّعمه»، ج ١، ص ٣٣٠.