ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٦ - ٢ شواهدى از روايات
اگر كفر ورزيد، خدا از شما سخت بىنياز است و براى بندگانش كفران را خوش نمىدارد و اگر سپاس داريد، آن را براى شما مىپسندد.»
در «سوره يونس» بر اساس قياس استثنايى، بر اين نكته تأكيد شده است كه اگر اراده تكوينى الهى مىبود، مردم همه ايمان مىآوردند و چون همه مردم ايمان نياورده اند، پس مىتوان دريافت كه چنين ارادهاى در بين نيست:
«وَلَوْ شاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعاً أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ؛[١]
و اگر پروردگار تو مىخواست، قطعاً هر كه در زمين است، همه آنها يكسر ايمان مىآوردند. پس آيا تو مردم را ناگزير مىكنى كه بگروند؟»
اين آيه پس از آيهاى آمده كه در آن اعلام شده كه به استثناى قوم يونس، ايمانآورى هيچ قومى به آنان سود نرسانده است. به عبارت ديگر خداوند از اينكه مردم زير بار هدايت پيامبران نرفتهاند، گله كرده است:
«فَلَوْلا كانَتْ قَرْيَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَها إِيمانُها إِلَّا قَوْمَ يُونُسَ؛[٢]
چرا هيچ شهرى نبود كه [اهل آن] ايمان بياورد و ايمانش به حال آن سود بخشد مگر قوم يونس؟ ...»
پس از اين آيه، اعلام اينكه اگر خداوند مىخواست همه ساكنان زمين بدون استثنا ايمان مىآوردند، بدان معناست كه خداوند نمىخواهد اراده تكوينى و قهرى خود را درباره ايمانآوردن مردم اعمال كند.
تأكيد بر اينكه اگر خدا مىخواست مردم بر امّت واحد مىبودند[٣] نيز بيانگر همين اصل اساسى است. در «سوره مباركه طه» از اين سنّت تخلّف ناپذير الهى به عنوان كلمهاى كه پيشى گرفته ياد كرده است:
«وَلَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَكانَ لِزاماً؛[٤]
و اگر سخنى از پروردگارت پيشى نگرفته و موعدى معيّن مقرر نشده بود، قطعاً لازم مىآمد.»
اين كلمه همان برنامه حكيمانه خداوند است كه براساس آن، انسانها مختار آفريده شده و براساس حسن انتخاب خود، با رهنمون عقل به عنوان حجّت باطنى يا به كمك رهنمون پيامبران و اوصياى آنان، به عنوان حجّتهاى ظاهرى[٥] استحقاق پاداش الهى را دارند يا با سوء انتخاب خود و با پيروى از هواى نفس و وسوسههاى شيطانى، مستحقّ كيفر خواهند بود.
تاريخ را مىبايست به سان دانشگاهى دانست كه يك نظام و قانون حكيمانه بر سراسر آن حاكم است. اگر قرار است خداوند در هيچ برههاى از تاريخ، شخصى يا امّتى را بر اساس اراده تكوينى و قهرى خود بر دينباورى مجبور نسازد و بدين جهت از هدايت ناپذيرى بندگان خود مجازاً، با حسرت ياد كرده است، چگونه مىتوان پذيرفت كه در برهه پايانى دنيا، ناگهان اين قانون درهم پيچيده شده و با دخالت اراده تكوينى و قهرى خداوند، تمام مردم دنيا، اديان و مذاهب و مبانى فكرى، سياسى و فرهنگى خود را كنار گذشته و يكسره آماده ديدار منجى بزرگ خواهند شد و باورانه راه را براى او مهيّا خواهند ساخت؟!
به راستى، چه شده كه قرار است ناگهان خداوند اين سنّت حكيمانه خود را كنار بگذارد. به علاوه اگر ايمان و دين باورى گذشتگان از روى قهر و جبر، سودى به حالشان نداشته و پاداشى را به همراه نخواهد داشت، دينباورى آيندگان از روى قهر و اراده تكوينى چگونه به حالشان سودبخش خواهد بود؟!
از اينرو، ترديد نبايد كرد كه همچنان سنّت اختيار، بر ساحت انسانى حاكم خواهد ماند و خداوند هيچگاه مردم را از روى اراده قهرى و تكوينى، مجبور به تمهيد مقدّمات ظهور امام مهدى (ع) و پذيرش قهرى حكومت وى نخواهد كرد؛ بلكه بايد باور داشت كه مقدّمات ظهور كاملًا طبيعى فراهم خواهد شد.
براين اساس، فروپاشى نظامهاى كنونى فكرى و دينى دنيا در آستانه ظهور امام عصر (عج)، به سان فروپاشى سوسياليزم خواهد بود كه پس از حدود هفتاد سال سيطره بر بلوك شرق خود به خود به افول گراييد وخاموش شد. درباره ساير نظامهاى فكرى و سياسى همين اتّفاق خواهد افتاد.
پيش بينى قرآن مبنى بر ميراثبرى صالحان نسبت به زمين، ناظر به همين نكته است:
«وَلَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ؛[٦]
و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.»
٢. شواهدى از روايات
تشريعى بودن اراده الهى براى تمهيد مقدّمات ظهور منجى در روايات اهل بيت (ع) نيز مورد توجّه قرار گرفته است. امام صادق (ع) پس از تبيين وضعيت تأسّف بار حاكميت خشونت و ستم بر بشريت در آستانه ظهور چنين فرمود:
«فَخُرُوجُهُ إِذَا خَرَجَ يَكُونُ عِنْدَ الْيَأْسِ وَ الْقُنُوطِ مِنْ أَنْ يَرَوْا فَرَجا؛[٧]
خروج مهدى (ع) هنگامى است كه نسبت به يافتن فرج و گشايش يأس و نااميدى كامل حاكم باشد.»
اين گفتار بيانگر مهمترين ركن براى تمهيد مقدّمات ظهور امام مهدى (ع) است. يعنى امام عصر (عج) تنها زمانى ظهور خواهد كرد كه يأس و نااميدى از يافتن راهى براى نجات و راهيابى به سعادت بشر، بر همگان سايه افكنده باشد. به عبارت روشنتر، بشر بايد خود دريابد كه ديگر هيچ نظام فكرى، سياسى يا دينى يا مصلحى براى نجات بشريت وجود ندارد. در اين هنگام است كه مهدى (ع) ظهور خواهد كرد. اين گفتار بيانى ديگر از انتظار طبيعى و همگانى انسانها نسبت به ظهور منجى است.
اين امر نسبت به افول نظامهاى سياسى در دو روايت از زبان امام باقر (ع) و امام صادق (ع) مورد تأكيد قرار گرفته است.
امام باقر (ع) فرمودند:
«إِنَّ دَوْلَتَنَا آخِرُ الدُّوَلِ وَ لَمْ يَبْقَ أَهْلُ بَيْتٍ لَهُمْ دَوْلَةٌ إِلَّا مَلَكُوا قَبْلَنَا لِئَلَّا يَقُولُوا إِذَا رَأَوْا سِيرَتَنَا إِذَا مَلَكْنَا سِرْنَا بِمِثْلِ سِيرَةِ هَؤُلَاء؛[٨]
دولت ما آخرين دولتهاست و هيچ گروهى نمىماند؛ مگر آنكه دولت داشته و پيش از ما حكومت خواهند راند تا وقتى در سيره ما بنگرند،