ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٤ - مقدّمه اوّل
جغرافياى سياسى و اجتماعى جهان در عصر ظهور
على نصيرى
چگونگى تمهيد مقدّمات ظهور
يكى از پرسشهاى اساسى درباره حكومت امام عصر (عج) چگونگى تمهيد مقدّمات لازم براى ظهور منجى است؛ به اين معنا كه آيا مردم، نظامهاى سياسى و حكومتها و داعيهداران نجات بشريت و تأمين كننده سعادت او، به صورت طبيعى آماده پذيرش منجى مىشوند و مقدّمات لازم براى ظهور او را فراهم مىآورند يا آنكه خداوند از روى اراده تكوينى و قهرى همه جهانيان را مقهور اراده خويش ساخته و تمهيد مقدّمات ظهور منجى را بر آنان تحميل خواهد كرد؟
بررسى اين نكته در مبحث جغرافياى سياسى جهان پس از ظهور، از آن جهت اهمّيت دارد كه با فرض قهرى دانستن تمهيد مقدّمات ظهور و تكوينى دانستن اراده الهى براى تحقّق وعده ميراثبرى زمين توسط صالحان، ديگر نمىتوان درباره تحوّلات سياسى و اجتماعى جهان پس از ظهور، به سان يك پديده طبيعى قابل مطالعه سخن گفت؛ زيرا وقتى قرار باشد اصل ظهور منجى بدون دخالت خواست جهانيان و صرفاً مبتنى بر اراده الهى تحقّق پذيرد، بالطّبع بايد پذيرفت كه تحوّلات پس از ظهور نيز بر اساس چنين ارادهاى شكل مىگيرد.
درست نظير دولتى كه بدون دخالت مردم و مثلًا با كودتا شكل گرفته باشد. در چنين حالتى تحوّلات سياسى و اجتماعى پس از شكلگيرى آن دولت همچنان بدون دخالت مردم و با خواست قهرى هيئت حاكمه شكل خواهد گرفت.
بارى، در چنين حالتى به جاى بررسى پديدارشناسى جغرافياى سياسى و اجتماعى آن كشور، با عطف توجّه به تحوّلاتى كه مىبايست به طور طبيعى در بستر اجتماع تحقّق يابد، بايد به سراغ نوع نگاه و تفكّر حاكم يا هيئت حاكمه رفت و از زاويه نگاه آنان، به بررسى تحوّلات پرداخت. به عبارت روشن، در چنين حالتى به جاى انتخاب مطالعه به روش انّى، بايد از مطالعه به روش علّى بهره جست.
در مبحث ما، يعنى بررسى جغرافياى سياسى و اجتماعى عصر ظهور نيز با فرض قهرى دانستن تحقّق اصل ظهور، بايد تحوّلات اجتماعى پس از ظهور را بر اساس خواست و ميل الهى با بهره جستن از روش مطالعه علّى، مورد بررسى قرار داد. بر اين اساس، نوع مطالعه چنين خواهد بود كه مثلًا مىگوييم چون خداوند تكثّر اديان را از آغاز نمىپسنديده است، از اين رو مردم در جهان پس از ظهور در پى اراده قهرى الهى گرايش به ساير اديان را از دست داده و با تصرّف تكوينى الهى در دلهاى آنان، خود به خود موحّد و تابع اسلام خواهند شد.
امّا اگر تحوّلات در آستانه ظهور را امرى طبيعى و منطبق با اراده تشريعى الهى بدانيم، به اين معنا كه معتقد باشيم كه جهانيان در عصر غيبت از چنان رشد و تعالى فكرى برخوردار خواهند شد كه بدون دخالت اراده قهرى و تكوينى الهى، خود آماده پذيرش منجى خواهند بود و خود مقدّمات ظهور او را فراهم خواهند ساخت. در اين صورت، با روش مطالعه از نوع مطالعه انّى و پديدارشناسانه درباره مسائلى، همچون وحدت اديان در عصر ظهور به داورى خواهيم نشست و خواهيم گفت مقتضاى رشد و تعالى فكرى بشر و باور آنان به نقص و كاستى اديان كنونى و درك كمال و جامعيّت اسلام، آنان را به طور طبيعى به كنار گذاشتن ساير اديان و پذيرش اسلام به عنوان دين كامل سوق خواهد داد.
با اين مقدّمه، مىتوان اذعان كرد كه درباره چگونگى شكلگيرى تحوّلات در آستانه ظهور دو نگاه اصلى وجود دارد؛ بر اساس يك نگاه مقدّمات ظهور منجى بر اساس اراده تكوينى و قهرى خداوند شكل خواهد گرفت و بر اساس نگاه دوم اين تحوّلات به صورت طبيعى و با خواست و رغبت جهانيان تحقّق خواهد يافت.
در اينجا مناسب است كه شواهد اين دو نگاه را به اختصار مورد بررسى قرار دهيم.
ديدگاه نخست: دخالت اراده تكوينى الهى در ظهور منجى
براى اثبات دخالت اراده قهرى خداوند در ظهور منجى، حدّاقل به دو شاهد مىتوان استناد كرد كه عبارتند از:
١. عدم سنخيّت وضعيت كنونى جهان با جهان پس از ظهور
اين دليل را بر اساس سه مقدّمه ذيل مىتوان تقرير كرد:
مقدّمه اوّل
چنانكه از بررسى مؤلّفههاى عصر پس از ظهور به دست مىآيد، جهان پس از عصر ظهور در ابعاد مختلف فرهنگى، اجتماعى و سياسى، داراى ويژگىهاى خاصّى خواهد بود كه آنها را عمدتاً مىتوان در سه امر خلاصه كرد:
١. حاكميت ارزشهاى اخلاقى و معنوى بر جهان؛