ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٨ - تروريست واقعى از ديد آمار!
مىكند؛ زيرا تروريسم پديدهاى فراتر از خشونت است.
سابقه تروريسم در دوران قبل و بعد از جنگ سرد
بايد توجّه داشت كه تأكيد معنادار غربىها بر مقوله تروريسم در سالهاى اخير و انتساب هرگونه حادثه تروريستى به مسلمانان، نبايد موجب غفلت از علل و عاملان حوادث تروريستى در طىّ سالهاى قبل از ١١ سپتامبر شود. سالهايى كه به گواهى آمار موجود تعداد حوادث تروريستىاش بسيار بيشتر از دوره زمانى پس از ١١ سپتامبر ٢٠٠١ م. مىباشد؛ به عنوان مثال، در طىّ سالهاى ١٩٦٨ م. تا ١٩٩٢ م. هر ساله به طور متوسط تعداد ٣١٧ عمليات تروريستى بين المللى به وقوع پيوسته است. فقط در اروپا، بين سالهاى ١٩٥٠ م. تا ١٩٩١ م.، تعداد ٦١٥١ فقره عمليات تروريستى رخ داده است.
پيش از آغاز دوره جنگ سرد، تروريسم ايدئولوژيك كه در قالب چپ راديكال و راست راديكال (كمونيسيم، فاشيسم و نازيسم) و در زمان جنگ سرد در شكل كاپيتاليسم و كمونيسم خودنمايى مىكرد، موجب مرگ هزاران انسان بىگناه گرديد.
دوره پيش از آغاز جنگ سرد
بر اساس آمارى كه توسط خود غربىها ارائه شده است، نازىها به رهبرى آدولف هيتلر بين سالهاى ١٩٣٣ م. تا ١٩٤٥ م.، بالغ بر ٢٠ ميليون نفر را قربانى عقايد و ايدئولوژى افراطى خويش نمودند؛ در حالىكه يك ميليون نفر از اين كشتهها زير ١٨ سال و بيشتر آنها كودك بودند.
فاشيسم نيز به رهبرى بنيتو موسولينى، ٣٠٠ هزار نفر را به كام مرگ فرستاد. كمونيسم هم به رهبرى استالين ٢٠ ميليون نفر را قربانى خواستههاى غير انسانى خود كرد. كاپيتاليسم نيز به سركردگى آمريكا، با انجام عملياتهاى تروريستى توسط مأموران «سيا» به طور مستقيم و ارسال اسلحه و آموزشهاى نظامى به گروههاى ضدّانقلاب و جنبشهاى ضدّكمونيستى به صورت غيرمستقيم، از عملياتهاى تروريستى آنها حمايت مىنمود.
دوره جنگ سرد
در دوران جنگ سرد نيز با حمايتهاى ابرقدرت غرب به رهبرى ايالات متّحده آمريكا و ابرقدرت شرق با سردمدارى «اتّحاد جماهير شوروى» حمايت از ترور و عملياتهاى تروريستى در جهان با شعار حمايت از آزادى، مبارزه با كمونيسم، حمايت از طبقه كارگر و ... ادامه داشت؛ به عنوان مثال جنگ آمريكا با «ويتنام»، جنگ شوروى با «افغانستان» كه منجر به مرگ هزاران زن و كودك بىگناه شدند، همه در همين زمينه قابل تفسير هستند.
دوره پس از جنگ سرد
جنگ بالكان
امّا وقوع ترور و حمايت از تروريسم در غرب، فقط به سالهاى جنگ سرد محدود نمىشود؛ بلكه پس از پايان جنگ سرد نيز شاهد تروريسم قومى، ملّى در اروپا و «بالكان» هستيم. قربانيان اين جنگ بيشتر زنان و كودكان بودند. در اين جنگ، ٣٠٠ هزار غيرنظامى كشته و هزاران زن مورد تجاوز قرار گرفتند. در ١١ جولاى ١٩٩٥ م. ارتش «صرب» با ورود به شهر «سربرنيتسا»، هشت هزار تن از مسلمانان اين شهر را قتل عام كرد. اين كشتار در حالى بود كه سازمان ملل اين منطقه را منطقه امن و تحت كنترل نيروهاى بينالمللى اعلام كرده بود.
با مرورى بر حوادث مرگبار رخ داده در طىّ سالهاى پيش از جنگ سرد، زمان جنگ سرد و پس از آن، كه از جانب غربىها صورت گرفت مشخّص گرديد كه پيشينه حقيقى مدّعيان مبارزه با تروريسم در طىّ سالهاى يادشده چه بوده است.
حادثه ١١ سپتامبر ٢٠٠١ م.
امّا هيچ حادثهاى به اندازه حادثه انفجار برجهاى دوقلوى «سازمان تجارت جهانى» و «پنتاگون» در ١١ سپتامبر ٢٠٠١ م. منتسب به گروه القاعده، تبديل به فرصتى براى آمريكا و غربىها جهت تمركز بر تروريسم نشده بود. موضوعى كه به رشد تصاعدى اسلام هراسى و اسلامستيزى منجر گرديد؛ بى آنكه به تفاوت بنيادين اصول واقعى اسلام با اسلام سياسى راديكال از نوع بنلادنى توجّهى شود.
تفكّرات متحجّرانه و راديكالى كه با تقسيم جهان به خير و شرّ مطلق، همزمان با بهرهگيرى از ابزارها و روشهاى غيرمسالمتآميز، خشونتطلبانه و رعبآور موجب گرديد كه مسلمانان را عناصرى تروريست و خشن و به شدّت ضدّ تمدّن معرفى نمايند؛ به عنوان نمونه، تحقيقى كه روى ٣٢٥ گزارش رسانهاى كه ظرف يك هفته در سال ٢٠٠٧ م. به تصادف انتخاب شده بودند، نشان داد كه ٩١% از گزارشهاى مربوط به مسلمانان، از مضمونى منفى برخوردار بودهاند.
در پى حوادث ١١ سپتامبر، دولت آمريكا به عنوان پرچمدار مبارزه عليه ترويسم، با هدف نابودى نيروهاى القاعده و طالبان اقدام به حمله به كشور افغانستان نمود. البتّه بسيارى از صاحبنظران معتقدند آمريكا كه با فروپاشى شوروى از وجود دشمن- به عنوان پايه سياست خارجى ايدئولوژيك محور آمريكا بعد از جنگ سرد، محروم شده بود، توانست از تروريسم، به عنوان جايگزينى براى دشمن سابق بهرهبرداى نمايد.
تروريست واقعى از ديد آمار!
اگر به تعداد كشتهها و قربانيان تروريسم نگاهى بيندازيم، بسيارى از واقعيات مشخّص خواهد كرد كه تروريست واقعى سردمداران غربى هستند يا مسلمانان؟ به عنوان مثال، بر اساس آمار خود غربىها، در آمريكا تعداد ١١٠ نفر (به جز كشتههاى ١١ سپتامبر) از تاريخ ١٤/ ٤/ ١٩٧٢ تا ١٩/ ٤/ ٢٠١٣ توسط مسلمانان كشته شدند؛ در حالىكه تعداد كشتههاى غيرنظامى «عراق» و افغانستان كه در اثر حمله آمريكا و متّحدانش جان خود را از دست دادند، در حدود ١٣٢ هزار نفر برآورد شده است. ٣٥ هزار نفر در «پاكستان» در نتيجه آنچه جنگ آمريكا با تروريسم خوانده مىشود، بىخانمان شدند و بيش از صدها نفر غيرنظامى در اثر بمبارانهاى هواپيماهاى بدون سرنشين آمريكايى، جان خود را از دست دادند. فجايع زندان «ابوغريب» و «بگرام» نيز