ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٧ - ١ حاكميت ارزش هاى اخلاقى و معنوى بر جهان
نگويند كه اگر ما حكومت مىداشتيم، اين چنين منشى خواهيم داشت.»
و امام صادق (ع) نيز چنين فرمودند:
«مَا يَكُونُ هَذَا الْأَمْرُ حَتَّى لَا يَبْقَى صِنْفٌ مِنَ النَّاسِ إِلَّا وَ قَدْ وُلُّوا عَلَى النَّاسِ حَتَّى لَا يَقُولَ قَائِلٌ إِنَّا لَوْ وُلِّينَا لَعَدَلْنَا ثُمَّ يَقُومُ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ وَ الْعَدْل؛[١]
اين امر- حكومت امام مهدى (ع)- تحقّق نخواهد يافت؛ مگر آنكه تمام گروهها وطيفهاى انسانى بر مردم حكومت خواهند راند. تا نگويند اگر ما حكومت مىكرديم، عدالت پيشه مىكرديم، تا آنكه قائم با حق و عدالت ظهور خواهد كرد.»
اين دو روايت به خوبى گواهند كه ظهور امام زمان (ع) تنها زمانى خواهد بود كه تمام نظامهاى سياسى و فكرى كه نجات و سعادت بشر و حاكميت عدالت را وعده مىدهند، زمام كار مردم را بر عهده خواهند گرفت و دروغ يا ناتوانى آنان در حاكميت عدالت و ارزشهاى انسانى آشكار خواهد شد. در اين هنگام است كه نوبت به دولت حقيقت مدار و عدالتگستر امام عصر (عج) خواهد رسيد. تأكيد بر اينكه دولت امام عصر (عج) آخرين دولت است، ناظر به همين نكته، يعنى افول طبيعى تمام نظامهاى سياسى و فكرى پيش از ظهور آن حضرت است.
در نقد دو دليل پيشين بايد گفت كه وضعيت كنونى جهان نبايد معيار داورى براى وضعيت جهان در عصر ظهور قرار گيرد؛ زيرا كسى نمىداند تا فرارسيدن زمان لازم براى تحقّق شرايط ظهور چقدر زمان باقى مانده است.
از سويى ديگر بايد توجّه داشت مقصود از روايت پيشگفته مبنى بر خروج مهدى (عج) حتّى اگر يك روز از دنيا مانده باشد،[٢] تأكيد بر سنّت تخلّفناپذير الهى مبنى بر ظهور منجى و سيطره عدالت و نيكى بر عالم است؛ نه اينكه واقعاً خداوند يك روز دنيا را به صورت غير طبيعى، به سان چند سال طولانى خواهد كرد و بر اساس اراده قهرى و تكوينى خود، مردم را براى تمهيد مقدّمات ظهور و پذيرش حكومت امام عصر (عج) مجبور خواهد ساخت.
مؤلّفههاى جغرافياى سياسى جهان پس از ظهور
داورى دقيق درباره شرايط سياسى و اجتماعى جهان پس از ظهور امام عصر (عج) با دشوارىهاى زيادى همراه است؛ زيرا تنها منبع قابل اعتماد براى داورى در اين باره، آيات و روايات است كه مىتواند پرده از اسرارى در آينده بردارد كه امكان شهود و بازشناخت آن، براى ما غير ممكن است. از سويى ديگر در آيات قرآن بيشتر درباره اصل ظهور امام عصر (عج)، ميراثبرى زمين توسط صالحان و جهانگير شدن اسلام در جهان، گفتوگو شده است و آموزههاى روايات موجود نيز بيشتر ناظر به رخدادهاى آستانه ظهور است و كمتر درباره وضعيّت جهان پس از دوران ظهور سخن به ميان آمده است.
با اين حال، با عطف توجّه به مجموعه آموزههايى كه در كتاب و سنّت در اينباره انعكاس يافته است، مىتوان در نگاه كلّى براى جغرافياى سياسى و اجتماعى جهان پس از عصر ظهور سه مؤلّفه اساسى را برشمرد كه عبارتند از:
١. حاكميت ارزشهاى اخلاقى و معنوى بر جهان؛
٢. حاكميت اسلام به عنوان دين جامع؛
٣. حاكميت نظام سياسى واحد بر جهان.
اينك به اختصار درباره اين سه مؤلّفه سخن مىگوييم.
١. حاكميت ارزشهاى اخلاقى و معنوى بر جهان
از بررسى رواياتى كه در زمينه بحران اخلاقى و معنوى جهان در آستانه ظهور رسيده و در كنار آن، به تصريح يا تلويح اشاره شده است كه با آمدن امام عصر (عج) اين بحرانها پايان مىپذيرد، مىتوان چنين نتيجه گرفت كه بر جهان پس از ظهور، ارزشهاى اخلاقى و معنوى حاكم خواهد شد.
در اينجا به بخشهايى از سه روايت از پيامبر، حضرت اميرالمؤمنين (ع) و امام باقر (ع) اشاره مىكنيم.
در بخشى از روايت مبسوطى كه از پيامبر (ص) در اين باره، رسيده چنين آمده است:
«إِنَّ مِنْ أَشْرَاطِ الْقِيَامَةِ إِضَاعَةَ الصَّلَاةِ وَ اتِّبَاعَ الشَّهَوَاتِ وَ الْمَيْلَ مَعَ الْأَهْوَاءِ وَ تَعْظِيمَ الْمَالِ وَ بَيْعَ الدُّنْيَا بِالدِّينِ ... إِنَّ عِنْدَهَا يَكُونُ الْمُنْكَرُ مَعْرُوفاً وَ الْمَعْرُوفُ مُنْكَراً وَ يُؤْتَمَنُ الْخَائِنُ وَ يُخَوَّنُ الْأَمِينُ وَ يُصَدَّقُ الْكَاذِبُ وَ يُكَذَّبُ الصَّادِقُ ... فَعِنْدَهَا يَكْتَفِى الرِّجَالُ بِالرِّجَالِ وَ النِّسَاءُ بِالنِّسَاءِ ... وَ يَشَّبَّهُ الرِّجَالُ بِالنِّسَاءِ وَ النِّسَاءُ بِالرِّجَالِ وَ ... فَعِنْدَهَا يَظْهَرُ الرِّبَا وَ يَتَعَامَلُونَ بِالْغِيبَةِ وَ الرِّشَا وَ يُوضَعُ الدِّينُ وَ تُرْفَعُ الدُّنْيَا ... وَ ذَلِكَ إِذَا انْتُهِكَتِ الْمَحَارِمُ وَ اكْتُسِبَ الْمَآثِمُ وَ تَسَلَّطُ الْأَشْرَارُ عَلَى الْأَخْيَارِ وَ يَفْشُو الْكَذِبُ وَ تَظْهَرُ الْحَاجَةُ وَ تَفْشُو الْفَاقَةُ؛[٣]
همانا از نشانههاى قيامت، ضايع شدن نماز و پيروى از شهوات و تمايل داشتن به هواهاى نفسانى و بزرگداشت مال و فروختن دين به دنيا است ... همانا در آن زمان، منكر، معروف مىشود و معروف، منكر؛ خائن امنيّت مىيابد و امين ترسان مىگردد. دروغگو تصديق مىشود و صادق تكذيب ... در آن زمان، مردان به مردان و زنان به زنان بسنده مىكنند ... و زنان به مردان و مردان به زنان شبيه مىشوند ... در آن زمان است كه ربا آشكار مىشود و مردم با غيبت و رشوه معامله مىكنند، دين را كنار مىنهند و دنيا را بالا مىبرند. و اين زمان است كه محارم را به نكاح هم در مىآورند و در پى كسب گناهان برمىآيند و اشرار بر برگزيدگان مسلّط مىشوند و دروغ فاش گفته مىشود و نيازمندى ظاهر و فقر آشكار مىگردد.»
در روايتى از حضرت اميرالمؤمنين (ع) در اينباره چنين آمده است:
«يَأْتِيكُمْ بَعْدَ الْخَمْسِينَ وَ الْمِائَةِ أُمَرَاءُ كَفَرَةٌ وَ أُمَنَاءُ خَوَنَةٌ وَ عُرَفَاءُ فَسَقَةٌ فَتَكْثُرُ التُّجَّارُ وَ تَقِلُّ الْأَرْبَاحُ وَ يَفْشُو الرِّبَا وَ تَكْثُرُ أَوْلَادُ الزِّنَا وَ تَغْمُرُ السِّفَاحُ وَ تَتَنَاكَرُ الْمَعَارِفُ وَ تُعَظَّمُ الْأَهِلَّةُ وَ تَكْتَفِى النِّسَاءُ بِالنِّسَاءِ وَ الرِّجَالُ بِالرِّجَال ...؛[٤]
پس از يك صد و پنجاه سال، شما را فرمانروايانى كافر، امينانى كه خيانت پيشهاند و بازرسانى كه خود فاسقند خواهد بود. در نتيجه بازرگانان بسيار و سودها اندك مىشود. ربا رواج مىيابد و زنازادگان