ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٣ - امنيّت اجتماعى
اين شادى و نشاط در قلب او وارد شده باشد يا اگر مرده است، اين نشاط بر قبر او داخل مىشود.[١]
در آن روز، مردم با چهرههاى شادمان و گشاده در سطح شهر رفت و آمد مىكنند و اين شادى برخاسته از درون آنهاست. حاصل اين نعمت، بهداشت روانى جامعه، سلامتى جسمى و روحى و نيز تقليل ميزان بزهكارىها، جرمها و آلودگىهاى اجتماعى خواهد بود.
شهرها با حضور چنين مردمانى كه شادمانه و عاشقانه زندگى مىكنند، طراوتى شگفتانگيز خواهند يافت.
گسترش ارتباطات مؤمنان
مؤمنان از نظر شنوايى و بينايى قدرت مىيابند و چنان وسعتى در توانايىهاى شنيدارى و ديدارى آنها ايجاد مىشود كه بدون هيچ پيك و واسطهاى صداى امام (ع) را مىشنوند و سيماى او را مىبينند؛ در حالىكه آن حضرت در جايگاه خود قرار دارد.[٢]
به حكمران و فرماندارى كه تحت ولايت آن حضرت قرار دارد، گفته مىشود كه:
«عهد و پيمان و وظايف تو بر كف دستانت نهاده شده و به آنچه مىبينى عمل كن.»[٣]
مؤمنى كه در مشرق است برادر خويش و مؤمنان ديگر را كه در غرب هستند، مىبيند و فاصلهها مانع ارتباط مستقيم آنان نمىشود.[٤]
بنابراين ارتباط مؤمنان آن روز در بالاترين حد است و امكان دسترسى آنان به يكديگر در كوتاهترين زمان ممكن وجود دارد و اين ارتباط قلبهاى آنان را به يكديگر نزديكتر مىكند. برخلاف امروز كه گسترش ارتباطات، موجب از هم پاشيدگى خانوادهها و دورى قلبهاى افراد از يكديگر مىشود، آن روز قلبها به عشق يكديگر مىتپد و مؤمنان زنجيروار به يكديگر پيوسته خواهند بود.
امنيّت اجتماعى
تقوا و فرهنگ جامعه چنان زياد مىشود كه اگر پيرزنى ناتوان از شرق عالم به قصد غرب راه افتد، در اين مسير هيچكس او را آزار نمىدهد.[٥] يا اگر بانويى ديگر با طراوت و جوانى و شور، طبقى از زيورآلات بر سر دارد و بين «عراق» و «شام» حركت مىكند؛ در اين مسير كه اكنون به بركت ظهور تماماً سرسبز شده است، نه درّندهاى به او حمله مىكند و نه او از درّندهاى مىترسد[٦] و كسى با نگاهش وى را نمىآزارد.[٧]
نعمت امنيّت و آرامش، شهر و ديار را آراسته و ترس از دلهاى مردم زدوده مىشود. به نظر مىرسد صفحه حوادث روزنامهها در آن روز حذف خواهد شد و ديگر چشمهاى مادران با نگرانى و اضطراب به بدرقه دخترانشان نخواهد رفت.
آرى. زمين چنان آرام و امنيّت چنان در همهجا حاكم مىشود كه بانوان بدون اينكه هيچ مردى آنها را همراهى كند براى اعمال حجّ به سوى «مكّه» مىروند با آرامش تمام حجّ مىگزارند و باز مىگردند و هيچ خطرى تهديدشان نمىكند.[٨]
گناهانى چون شرابخوارى، ربا و زنا از جامعه اسلامى دور مىشوند و شر و پليدى از بين مىرود.
مردم با امام خود عهد مىبندند كه مرتكب سرقت، زنا و قتل نشوند، به مسلمانان دشنام ندهند، احتكار نكنند و از مال يتيمان دورى كنند. كسى را به ناحق نزنند و مساجد را ويران نسازند. راهها را ناامن نكنند و به خانههاى مردم هجوم نبرند و اينگونه «آرمان شهرى» بهوجود مىآيد كه اساس آن بر اعتماد و اعتقاد و آرامش است. دامنه عدالت امير هستى، حضرت مهدى (ع) به ميان خانههاى مردم راه مىيابد همانگونه كه سرما و گرما نفوذ مىكند[٩] و ارمغان اين عدالت، آرامش، امنيّت و عشق است.
مردم در آن روز يگانگى مىيابند و با هم يكدل و يكرنگ مىشوند. آنها از نعمت برادرى و برابرى برخوردار خواهند بود به گونهاى كه اگر مسلمانى به چيزى نياز داشت از جيب برادر مسلمانش برمىدارد و او مانع نمىشود[١٠] و رنجشى نيز از اين برخورد نخواهد داشت. همه مردم جهان به يك امّت تبديل مىشوند كه دل به يك امام مىسپرند