ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥ - دين واژگون در آخرالزّمان
دين واژگون در آخرالزّمان
امام صادق (ع) درباره ويژگىهاى آخرالزّمان به يكى از يارانشان فرمودند:
«... هر گاه ديدى كه حق و اهل حق از ميان رفتند و ناحق، همه جا را فرا گرفت و قرآن كهنه شمرده شد و در آن تحريفاتى به وجود آوردند و آن برحسب نظرها تفسير و تأويل شد و ديدى كه دين وارونه گشته است، همچون ظرف آب و اهل باطل بر حق چيره گشتهاند و شرّ و بدى آشكار است و از آن بر حذر نمىدارند و بدكاران را معذور مىشمارند و فسق هويدا شده و مردان به مردان كفايت كنند و زنان به زنان و ديدى مؤمن دم مىبندد و سخن او پذيرفته نمىآيد و فاسق دروغ مىگويد و دروغ و افترايش را باز پس نمىزند و ديدى كه كوچك، بزرگ را خوار مىشمارد و پيوند خويشى گسسته مىگردد و ديدى كه با ستاينده فسق و فجور ملاطفت مىشود و سخن او رد نمىشود و پسران خود را به جاى زنان قرار مىدهند و زنان با زنان ازدواج مىكنند و ستايش رو به فزونى نهاده و مرد ثروت خويش را در غير طاعت خدا خرج مىكند و از اين كار جلوگيرى نمىشود و دستش را نمىگيرند.
[آنگاه كه] ديدى اگر كسى كوشش مؤمن را ببيند، از آن به خدا پناه برد و همسايه، همسايه را بيازارد بىهيچ مانعى و ديدى كافر شاد است به آنچه در مؤمن بيند و خوش است به آنچه از فساد در زمين مىبيند و ديدى كه آنان كه از خدا نمىهراسند آشكارا مِى مىنوشند و براى آن انجمن مىكنند و ديدى كه آمر به معروف خوار است و فاسق نسبت به آنچه خدا دوست ندارد، توانمند است و ستوده و ديدى قرآندانان خوار مىشوند و هر كه هم آنان را دوست مىدارد، خوار مىگردد و راه خير بسته شده است و راه شرّ و بدى باز است و در آن مىروند و خانه خدا بىزائر مانده و فرمان ترك آن را مىدهند و مرد مىگويد، آنچه را نمىكند و ديدى مردان خويش را براى استفاده مردان آماده مىكنند و زنان خود را براى زنان.
[آنگاه كه] ديدى وسيله زندگى مرد از دبر اوست و وسيله زندگى زن از فرج او و ديدى زنان انجمن مىكنند چنان كه مردان و ديدى فرزندان عبّاس آشكارا زنانگى را پيشه كردند و خضاب بستند و سر را شانه زدند، چنانچه زنان براى شوهران خود و به مردان پول دادند به خاطر فروجشان.
[آنگاه كه] ديدى انسان توانگر گرامىتر است از انسان مؤمن و ربا پديدهاى است كه بر آن عيب گرفته نمىشود و زنان را به زنا بستانند و ديدى كه زن با شوهر خود، بر سر همبستر شدن با مردان سازش كند و ديدى بيشتر مردم و بهترين خانهها، آن باشد كه زنان را در فسقشان يارى مىرساند و مؤمن را ديدى كه غمگين است و تحقير شده و ذليل و ديدى كه بدعت و زنا آشكار شده است و مردم به گواه باطل اعتماد مىكنند و ديدى كه حلال حرام و حرام حلال، شمرده مىشود و ديدى كه حكم دين به رأى، معيّن مىشود و قرآن و احكامش معطّل مانده است و براى جسارت به خدا و ارتكاب كار بد، مردم انتظار شب را نمىكشند و ديدى كه مؤمن نمىتواند كارهاى زشت را انكار كند؛ مگر به قلبش و ديدى مال فراوانى در راه به خشم آوردن خدا خرج مىشود و واليان و فرماندهان كافران را نزديك خويش مىسازند و اهل خير را از خود دور مىكنند و در حكومت رشوه مىگيرند و ديدى فرمانروايى و گرفتن منصب به مزايده گذارده مىشود و ديدى مردان با محرمان خود زنا مىكنند و به آنها، از گرفتن زن اكتفا كنند.
[آنگاه كه] ديدى كه مرد به صرف تهمت و گمان كشته مىشود و به خاطرخواهى مردان غيرتورزى كنند و جان و مال در راه عشق او دهند و ديدى كه مرد را براى همبستر شدن با زن به نكوهش گيرند