ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٣ - جهانى شدن و رابطه آن با جغرافياى سياسى و اجتماعى عصر ظهور
شكاف و اختلاف ميان كشورهاى مختلف به شمار مى رود.
منازعه كشورهاى غربى با كشورهاى اسلامى بر سر اجراى قوانين اسلامى، همچون قصاص و حجاب و اعلام مخالفت اين دست از قوانين حقوقى با لايحه حقوق بشر، مشكلات پيش آورده بر سر پذيرش كنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان از سوى كشورهاى اسلامى، از جمله نشانههاى بروز اختلاف و ستيز ميان دولتها، به سبب عدم همسانى نظامهاى حقوقى جهانى است.
مقايسه ساده ميان نظام حقوقى كشورهاى اروپايى با قوانين اسلامى در زمينههايى، همچون حقوق متقابل همسران، حقوق متقابل والدين با فرزندان، قانون ارث، قوانين كيفرى و جزايى، عمق تفاوت ميان اين نظامهاى حقوقى را نشان مىدهد. آيا با وجود چنين اختلافات دامنهدار در زمينه حقوق فردى، اجتماعى و جهانى مىتوان به تحقّق حكومت جهانى و نظام واحد سياسى اميد بست؟!
بارى، در حكومت امام عصر (عج) در پى حاكم ساختن اسلام به عنوان تنها دين پذيرفته شده و لغو مرزهاى كاذب جغرافيايى، عملًا تكثّر نظامهاى سياسى و حقوقى محو شده و بر تمام گستره خاكى، يك نظام حقوقى واحد در اين عرصه، منطبق با آموزههاى اسلامى حاكم خواهد شد.
جهانى شدن و رابطه آن با جغرافياى سياسى و اجتماعى عصر ظهور
اصطلاح جهانى شدن از دهه ١٩٨٠ م. بر زبانها افتاد و در محافل دانشگاهى غرب، به رسميت شناخته شد.[١] برخى ديگر از صاحبنظران معتقدند واژهglobal به معناى كره، كلّى و جهانى، بيش از چهارصد سال قدمت دارد؛ امّا اصطلاحاتى نظير جهانى شدن،[٢] جهانى كردن[٣] و جهانيت[٤] از حدود سال ١٩٦٠ م. رواج يافت و فرهنگ وبستر نخستين فرهنگ معتبرى شد كه در سال ١٩٦١ م. براى اين اصطلاحات تعاريفى را ارائه كرد.[٥] برخى ديگر از صاحب نظران مىگويند، اوايل سال ١٩٩٠ م. رابرتسون و گيدنز در هنگام تدريس براى دانشجويان مديريت بازرگانى، از اين واژه استفاده كردند.[٦] با اين حال، عموماً بر اين اعتقادند كه اين اصطلاح از سه قرن پيش با شروع گسترش نفوذ غرب پديد آمده است.[٧]
از پديده جهانى شدن گاه با تعابيرى ديگر، نظير: «كوچك شدن جهان»، «پهنه جهانى پيدا كردن مسائل»، «دهكده جهانى»، «سرزمينزدايى»، «پايان جغرافيا»، «پايان عصر وستفاليا» و عصر ظهور «زيستبوم جهانى»[٨] يا با عناوينى ديگر، همچون «جهانگرايى، جهانى سازى، يكپارچگى جهان، نظام جهانى و جهاندارى[٩]» ياد مىشود.
تا كنون براى مفهوم «جهانى شدن»، تعاريف مختلفى ارائه شده و هريك از آنها از زاويهاى خاص به اين پديده نگريستهاند. گيدنز، نظريّهپرداز مسئله جهانى شدن در تعريف آن، اين چنين آورده است:
تقويت مناسبات اجتماعى جهانى كه محلهاى دور از هم را چنان به هم ربط مىدهد كه هر واقعه تحت تأثير رويدادى كه با آن فرسنگها فاصله دارد، شكل مىگيرد.[١٠] بر عكس او، رابرتسون ديگر نظريّهپرداز اين پديده، در تعريف آن مىگويد:
جهانى شدن مفهومى است كه هم به فشرده شدن جهان و هم به